در جریان تحولات نظامی و سیاسی جاری در منطقه، جمهوری اسلامی ایران استراتژی جدیدی را بهصورت کنترل هوشمند بر تنگه هرمز اعمال کرده است. این بدان معنا نیست که تنگه بهصورت فیزیکی بسته شده یا با موانع ساختاری نظیر مین ریزیهای گسترده مسدود گردیده باشد؛ در واقع، زیرساختهای فیزیکی عبورومرور همچنان دستنخورده باقی ماندهاند. تمرکز اصلی این راهبرد بر اعمال یک نظارت و مدیریت کنترلپذیر بر جریان کشتیرانی است.
بر اساس منافع کلان ملی و اهداف استراتژیک تعریف شده توسط ایران، این کنترل هوشمند تعیین میکند که کدام نفتکشها و حاملان میعانات گازی اجازه عبور از این شاهراه حیاتی را دارند و کدام مسیرها مسدود خواهند شد. بهعنوانمثال، نفتکشهای حامل نفت و محصولات گازی متعلق به ایران و همچنین کشتیهای حامل محمولههای انرژی از کشورهای همسو، نظیر چین، بدون هیچگونه مانعی از تنگه عبور داده میشوند. این مکانیزم کاملاً مبتنی بر تشخیص و ارزیابی مستمر موقعیتها توسط تهران است و اهرم فشار بزرگی را فراهم میآورد.
این اقدام دقیق و هوشمندانه مستقیماً در راستای تثبیت قدرت منطقهای ایران انجام میشود. این سیاست نشان میدهد که ایران میتواند با کمترین درگیری فیزیکی و بدون ایجاد انسداد کامل دریایی که به اقتصاد جهانی آسیب گسترده بزند، حضور و نفوذ خود را بر مهمترین مسیر انتقال انرژی جهان تحمیل کند. کنترل هوشمند، ابزاری مؤثر برای اعلام قدرت بازدارنده ایران و تأکید بر موقعیت استراتژیک بلامنازع آن در قلب غرب آسیا محسوب میگردد.






