خلیج فارس پایگاه هدایت و تأمین مالی پروژههای آمریکا در جهان اسلام است.
دخالتهای استعماری آمریکا در حوزه خلیج فارس و غرب آسیا صرفاً به حضور نظامی محدود نمیشود و این نفوذ تا […]
دخالتهای استعماری آمریکا در حوزه خلیج فارس و غرب آسیا صرفاً به حضور نظامی محدود نمیشود و این نفوذ تا […]
ایران در دوره پهلوی نقش ژاندارم منطقه به نیابت از آمریکا را به عهده داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا این نقش را به کشورهای جنوب خلیجفارس واگذار کرد. با آغاز جنگ صدام علیه ایران، آمریکا این کشورها را پشت صدام مجتمع کرد. این کشورها به تأمین مالی صدام در این جنگ پرداختند. آمریکا برای مقابله با ایران، شورای همکاری خلیجفارس را بدون حضور ایران شکل داد و در خصومت میان این کشورها و ایران دمید.
جمهوری اسلامی ایران صراحتاً اعلام کرده است که آغازگر هیچ جنگی نخواهد بود، اما در صورت تحمیل هرگونه درگیری از سوی اسرائیل و آمریکا، دامنه واکنش دفاعی آن محدود نخواهد ماند و کل منطقه غرب آسیا را درگیر خواهد کرد. این دکترین دفاعی ضروری، به این دلیل اتخاذ شده است که ماشین جنگی آمریکا با بهرهبرداری از پایگاههای متعدد خود در این منطقه، مستقیماً علیه ایران عملیات میکند. آمریکا تلاش میکند از طریق نفوذ در کشورهای منطقه و استفاده از میزبانی آنها، برای حملات خود، پوشش و نوعی مصونیت فریبکارانه فراهم آورد.
در جریان تحولات نظامی و سیاسی جاری در منطقه، جمهوری اسلامی ایران استراتژی جدیدی را بهصورت کنترل هوشمند بر تنگه هرمز اعمال کرده است. این بدان معنا نیست که تنگه بهصورت فیزیکی بسته شده یا با موانع ساختاری نظیر مین ریزیهای گسترده مسدود گردیده باشد؛ در واقع، زیرساختهای فیزیکی عبورومرور همچنان دستنخورده باقی ماندهاند. تمرکز اصلی این راهبرد بر اعمال یک نظارت و مدیریت کنترلپذیر بر جریان کشتیرانی است.
خلیج فارس یکی از مهمترین گلوگاههای اقتصاد انرژی جهان است و بخش بزرگی از صادرات نفت و گاز جهان از آن عبور میکند. به همین دلیل در معادلات اقتصاد جهانی، جایگاهی تعیینکننده دارد. طی دهههای گذشته، تجارت انرژی در این منطقه عمدتاً در چارچوب نظام مالی مبتنی بر دلار انجام شده و همین امر به شکلگیری چرخهای از جریان سرمایه، میان تولیدکنندگان انرژی و بازارهای مالی بینالمللی انجامیده است.
در سالهای اخیر، با گسترش تجارت انرژی در آسیا، توجه قدرتهای بزرگ اقتصادی به این منطقه بیشازپیش افزایش یافته است.
حمله جنایتبار آمریکا در ماه رمضان اینبار با پاسخ کنترل شده و محدود ایران مواجه نشد. ایران در دفاع مقدس خود تا اینجا تمامی پایگاههای آمریکایی در جنوب خلیج فارس و بخشی از پایگاههای عراق و اردن تا قبرس را هدف قرارداده است. ایران هماکنون پا را فراتر گذاشته و تمامی نیروها و زیرساختهای آمریکایی حاضر در منطقه را تا نقطه نابودی، هدف قرار میدهد.
یک فکر خام آن است که گمان رود ما از سر انتقامی کور مشغول ضربه به پایگاهها و نیروهای آمریکایی شدهایم. ما قبل از شهادت رهبر عزیزمان، درگیر جنگ دوازدهروزه بودیم. جنگی که بنا به مصالحی ناتمام ماند و همگان از دوست و دشمن میدانستند که دوباره آغاز خواهد شد. ما از این ناتمامی استقبال میکردیم زیرا میخواستیم جبران غافلگیری تاکتیکی (و نه راهبردی) کرده باشیم و برای جنگی بهمراتب بدتر آماده باشیم. بهعلاوه، نبرد با آمریکا چیزی نبود که در دکترین دفاعی ایران پیشبینی نشده باشد.
جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، هرچند با اهداف سلطهطلبانه طراحی شد؛ اما در عمل میتواند به نقطه عطفی در نظم امنیتی خلیج فارس تبدیل گردد. شکست محاسبات نظامی و آشکارشدن ناکارآمدی مدل امنیتی مبتنی بر زور و ائتلافهای فرامنطقهای استکباری، بستر جدیدی را برای بازتعریف روابط در این حوزه آبی حیاتی فراهم آورده است.
در این میان، توافق پیشین ایران و عربستان بهمثابه الگویی کارآمد و واقعی وجود دارد.
جنگ اخیر در منطقه به موجب تحمیل هزینه از سوی آمریکا به ضرر حکام کشورهای عربی شده و پیامدهای راهبردی عمیقی فراتر از میدان نبرد به همراه داشته است. یکی از مهمترین این پیامدها برای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، احساس فزاینده رهاشدگی از سوی متحد دیرین خود یعنی ایالات متحده آمریکا است. واشنگتن در این بحران، بیش از آنکه حافظ منافع متحدانش باشد، در پی تأمین اهداف خود و راهبردیترین شریکش یعنی اسرائیل برآمد و هزینههای هنگفتی را بر دوش کشورهای عربی تحمیل کرد.
ایران در پیشینه تعاملات خویش، همواره استقلال همسایگان را به رسمیت شناخته است. حتی در دوران باستانی الگوی کشورگشایی هخامنشیان بلافاصله با سپردن امور به خود مناطق ملحق شده و اجازه آزادی در مناسک دینی بوده است. در سابقه چندصدساله اخیر نیز ایران آغازگر هیچ تجاوزی در تاریخ نبوده است؛ بلکه مجبور شده است بارها برای دفاع در مقام توسعهطلبی قدرتهای بیگانه به میدان آید. پس از انقلاب اسلامی ایران هم روال همین بوده است. در تمام این سالها سخن ایران و مسئولانش ضرورت اداره منطقه و خلیجفارس با محوریت همه همسایگان بوده است.