تکرار نام دونالد ترامپ در بیش از ۵۰۰۰ مورد از اسناد فاش شده تا فوریه ۲۰۲۶، فراتر از یک همسایگی ساده در پالمبیچ فلوریدا است و نشاندهنده گره خوردن عمیق و تاریک او با شبکه بدنام جفری اپستین است. این حجم عظیم از شواهد، تصویری از یک همکاری سیستماتیک را ترسیم میکند. از پروازهای متعدد با جت بدنام لولیتا اکسپرس گرفته تا حضور در مهمانیهای مشترک با دختران جوان که تحت پوشش مسابقات زیبایی و آژانسهای مدلینگ ترامپ برگزار میشد. در حالیکه ترامپ قبلا ادعای بی اطلاعی از جنایات اپستین کرده بود، اعتراف او در تماس با رئیس پلیس پالمبیچ مبنی بر اینکه «همه میدانستند او(اپستین) چه کار میکند»، به وضوح ثابت میکند که او نه تنها ناظری بیطرف نبوده، بلکه با سکوتی معنادار و حفظ روابط نزدیک، عملاً به تداوم این شبکه جنایی کمک کرده است.
ترامپ در سال ۲۰۰۲ اپستین را فردی فوقالعاده توصیف کرده بود که دختران جوان را دوست دارد. اسناد شامل تصاویری از حضور مشترک آنها در مهمانیهای نیویورک و پالمبیچ است. شواهدی وجود دارد که اپستین از نفوذ ترامپ در مسابقات دختر شایسته و آژانسهای مدلینگ او برای دسترسی به زنان جوان استفاده میکرده است.
ادعاهای قربانیانی چون ماریا فارمر درباره رفتارهای نامتعارف ترامپ در حضور اپستین، در کنار ستایشهای مکتوب او از این قاچاقچی جنسی، پرده از یک همزیستی فاسد بین آنها برمیدارد. به نظر میرسد ترامپ از نفوذ سیاسی و امپراتوری مدلینگ خود به عنوان بازوی تغذیهکننده برای امیال مشترک با اپستین استفاده کرده است.
مطابق با اسناد منتشر شده تا فوریه ۲۰۲۶ و گزارشهای تحقیقاتی نهادهایی نظیر وزارت دادگستری آمریکا (DOJ) و رسانههایی چون وال استرت ژورنال، ادعاهای مربوط به باجگیری و کنترل ترامپ توسط دستگاههای امنیتی مطرح شده است. اسناد جدید فاش شده در ژانویه ۲۰۲۶ تأیید میکنند که اپستین در تمامی اتاقهای خواب و فضاهای مشترک املاک خود در نیویورک، پالمبیچ و جزیره، سیستمهای پیشرفته شنود و تصویربرداری مخفی نصب کرده بود. بازرسان در میان ۲۰۰۰ ویدئوی بهدستآمده، شواهدی از حضور چهرههای بسیار قدرتمند یافتهاند. برخی معتقدند از آنجا که ترامپ حداقل ۷ بار با جت شخصی اپستین سفر کرده و مکرراً در مهمانیهای او حضور داشته، حتماً تصاویری از او در آرایشهای تله عسل تهیه شده است که اکنون در اختیار موساد قرار دارد.
یکی از شواهد دیگر، پیشینه خانوادگی گیلین ماکسول است. گیلین ماکسول (شریک اپستین) مأموریت پدرش را برای نفوذ در نخبگان آمریکا ادامه داده است. اسناد نشان میدهند که ماکسول شخصاً بسیاری از ملاقاتهای ترامپ و اپستین را مدیریت میکرده است. در اسناد جدید، نام ایهود باراک (نخستوزیر و وزیر دفاع سابق اسرائیل و چهره کلیدی در جامعه اطلاعاتی این کشور) بیش از گذشته دیده میشود. در اسناد جدید، نام ایهود باراک (نخستوزیر و وزیر دفاع سابق اسرائیل) به شکلی غیرعادی پررنگ است. او بارها با اپستین در آپارتمان نیویورک ملاقات کرده و حتی در روزهای منتهی به انتخابات ۲۰۱۶ با او در ارتباط بوده است. برخی معتقدند باراک، به عنوان یکی از معماران سیستم اطلاعاتی اسرائیل، از آتوها و مواد باجگیری که اپستین از ترامپ و اطرافیانش جمعآوری کرده بود، مطلع بوده و از آنها برای جهتدهی به سیاست خارجی ترامپ استفاده کرده است.
یکی دیگر از شواهد تحت فشار بودن ترامپ از طریق پرونده اپستین، همسویی غیرعادی سیاستهای ترامپ با منافع تندروهای اسرائیل است درحالیکه شعارها و وعده های او قبل از انتخابات، خلاف این سیاست ها را بیان میکرد. ترامپ پیش از ریاستجمهوری، دیدگاههای انزواطلبانهتری داشت، اما به محض ورود به کاخ سفید، خروج از برجام و ترور مقامات ارشد ایرانی مانند ژنران قاسم سلیمانی را به اولویت اول تبدیل کرد. گفته میشود موساد با در اختیار داشتن ویدئوهای ضبط شده توسط دوربینهای مخفی اپستین، ترامپ را تحت فشار گذاشته تا سیاستهایی را اجرا کند که تندروهای اسرائیل مانند نتانیاهو سالها به دنبال آن بودند اما در دولتهای قبلی آمریکا ماننددوران اوباما به بنبست خورده بود. همچنین اقدام به حمله در ۲۲ خرداد ۱۴۰۴ به ایران و همچنین همراهی با پروژه مهندس شده اقدامات تروریستی در دی ماه ۱۴۰۴ در ایران نیز از این قبیل است درحالیکه به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، مساله ایران در اولویت مردم آمریکا و حتی نخبگان آن نیست و این همراهی صددرصدی ترامپ با سیاست های خلاف منافع ملی و اولویت های آمریکا در مسئله ایران، غیر عادی به نظر میرسد. همچنین اقداماتی مانند به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت و الحاق بلندیهای جولان، امتیازاتی بودند که هیچ رئیسجمهوری در آمریکا جرئت انجام آنها را نداشت. این حجم از امتیازدهی یکجانبه بدون دریافت هیچ مابازای مشخصی از سوی اسرائیل، نشاندهنده یک هزینه سکوت برای جلوگیری از انتشار اسناد رسواکننده اپستین بوده است.
اسناد مالی اپستین که در ژانویه ۲۰۲۶ فاش شد، ردپای تبادلات مالی پیچیدهای را با برخی حامیان مالی بزرگ ترامپ مانند شلدون ادلسون که از بزرگترین حامیان تندروهای اسرائیل و ضد ایران بود، نشان میدهد. این تحلیل وجود دارد که اپستین از طریق این شبکههای مالی، ترامپ را در یک تله مالی-اخلاقی گرفتار کرده بود که خروجی آن، واگذاری کامل پرونده سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه به تلآویو بود.
مخدوش کردن اسناد توسط دولت با توجیه های غیر قابل پذیرش نیز شاهد دیگری بر این ماجراست. برخی نمایندگان کنگره با اشاره به ۳.۵ میلیون صفحه سند منتشر شده، مدعی شدند که وزارت دادگستری بخشهایی را که به دخالت سرویسهای اطلاعاتی خارجی در کنترل مقامات ارشد مربوط میشود، مخدوش کرده است. آنها معتقدند افشای این حقیقت که رئیسجمهور آمریکا توسط موساد از طریق پرونده جنسی اپستین کنترل میشده، میتواند کل ساختار سیاسی آمریکا را فرو بپاشد.
با وجود این شواهد تحلیلمحور، دستگاههای اطلاعاتی رسمی آمریکا مانند CIA و FBI هنوز به طور علنی ارتباط مستقیم بین تصمیمات سیاسی ترامپ و اسناد باجگیری اپستین را تأیید نکردهاند و آن را در حوزه حدس و گمانهای امنیت ملی طبقهبندی میکنند. اما با کنار هم گذاشتن این شواهد میتوان تراکم ظنونی مبنی بر این باجگیری به دست آورد. ممکن است زیاده روی اسرائیل در استفاده از اهرم فشار برای پیشبرد منافع خود در قبال ترامپ، منجر به ایجاد اختلافات و کشف زوایای جدیدی از این پرونده شود که در این صورت، معامله دوسر باختی ایجاد خواهد شد که از طرفی به رسوایی ترامپ خواهد انجامید و از طرفی دست موساد را تا انتهای دولت چهار ساله ترامپ و امتیازاتی که میتواند از او بگیر را خالی خواهد کرد. بیشک عنصر زمان دست های پشت پرده را برملا خواهد کرد و حقیقت روشن خواهد شد.











