در منطق قرآن کریم، ایمان راستین به خداوند قوی و وعدههای تخلفناپذیر او، چنان شجاعتی در وجود انسان میآفریند که کوههای سهمگینِ بحران و تهدید نیز نمیتوانند لرزهای بر اراده او بیندازند. انسانی که به قدرت بینهایت الهی متصل میشود، در تاریکترین میدانها، نور امید و نصرت را میبیند و هرگز تسلیم ناامیدی نمیگردد.
جلوه بینظیر این شجاعت را میتوان در رویارویی ساحران با فرعون مشاهده کرد. هنگامی که حقیقت بر آنان آشکار شد و به پروردگار ایمان آوردند، فرعون آنان را به شکنجههای سخت و به صلیب کشیدهشدن تهدید کرد. اما ایمان، چنان قلبهایشان را مستحکم کرده بود که بیهیچ ترسی فریاد زدند: «فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ» (هر حکمی میخواهی بکن، تو تنها در این زندگی دنیا میتوانی حکم برانی). این همان روحیهای است که مؤمنان راستین در نبرد احزاب از خود نشان دادند. وقتی سپاهیان کفر از هر سو مدینه را محاصره کردند، نه تنها هراسی به دل راه ندادند، بلکه با دیدن انبوه دشمنان، بر یقینشان افزوده شد و گفتند: «هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ» و این صحنه رعبآور، نتیجهای جز «وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِیمَانًا وَتَسْلِیمًا» برایشان نداشت.
تاریخ تقابل حق و باطل، بارها گواه پیروزی ارادههای مؤمن بر تجهیزات و کثرت ظاهری دشمن بوده است؛ همانگونه که یاران اندک اما باایمان طالوت در برابر سپاه عظیم جالوت، با تکیه بر شعارِ امیدبخشِ «کَمْ مِنْ فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثِیرَهً بِإِذْنِ اللَّهِ»، قلههای پیروزی را فتح کردند. در مکتب توحید، آنجا که پای اعتماد به خدا در میان باشد، کمبود نفرات و تهدیدهای پوشالی، هرگز مانع تحقق اراده الهی و پیروزی نهایی نخواهد شد. همین ایمان بود که چنان جمله حکیمانهای را بر زبان حاج قاسم سلیمانی جاری ساخت که: «میزان فرصتی که در بحرانها وجود دارد، در خود فرصتها نیست. به شرطی که نترسیم و نترسانیم.» آری این پیام خداست به همه ما در این میدان نبرد: «قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّکَ أَنْتَ الْأَعْلَى»… فقط کافی است که بمانیم و بجنگیم…






