فروردین ۲۶, ۱۴۰۵

در خیابان و حالا میدان, نبرد سرنوشت

حمایت عمومی از حرکت عشایر حاکی از تمایل بالا به نقش‌آفرینی مشابه مردم ایران است.

در بسیاری از شرایط بحرانی، واکنش‌های مردمی نقش مهمی در شکل‌گیری انسجام ملی و تقویت روحیه جمعی ایفا می‌کند. هنگامی که یک حادثه امنیتی مثل ۱۴ فروردین در مناطق مرزی یا دیگر مناطق کشورمان ایران رخ می‌دهد، گروه‌هایی که در مجاورت میدان رویداد قرار دارند معمولاً زودتر از دیگران وارد عمل می‌شوند و واکنش آن‌ها می‌تواند بازتاب گسترده‌ای در افکار عمومی داشته باشد.

در خیابان و حالا میدان, نبرد سرنوشت

این بعثت مردم نشانه‌ای از اراده خداوند متعال بر پیروزی این ملت است.

امروز ملت سلحشور ایران خیابان‌های کشور را به تسخیر خود درآورده‌اند و ندای مقاومت تا پای جان را در سراسر جهان طنین‌انداز کرده‌اند. اینکه رهبر شهید انقلاب پیش از شهادتشان فرموده بودند؛ «چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد»، نشان می‌دهد که…

در خیابان و حالا میدان, نبرد سرنوشت

اتفاقات ۱۴ فروردین صحنه‌هایی برای در هم شکستن تصویرسازی‌های هالیوودی بود.

ارتش آمریکا مدت‌ها با صرف هزینه‌های هنگفت و ابزارهای رسانه‌ای تبلیغاتی، تصویری شکست‌ناپذیر از خود در اذهان ساخته بود. این تصویرسازی درباره نیروی هوایی آمریکا دوچندان بود؛ ناوهای هواپیمابر، جنگنده‌های رادارگریز و بمب‌افکن‌های پیشرفته در ابزار رسانه، افسانه‌ای و خطاناپذیر به نمایش درمی‌آمدند؛ اما رویدادهای میدانی این تصویر را به چالش کشیدند.

در خیابان و حالا میدان, نبرد سرنوشت

شجاعت مردم و عشایر زاییده تحقیر آمریکا در تربیت امامین انقلاب بوده است.

حضور استعمارگرانه آمریکا در هر کشوری، همراه با تحقیر عمومی ملت‌ها بوده است و ایران نیز طی صدسال گذشته مستثنی از این مداخلات نبوده است. اما آنچه سرنوشت ملت ایران را از سایر ملت‌ها جدا ساخته و آنها را تبدیل به الگویی آرمان بخش برای ملت‌های آزادی‌خواه کرده است، به رابطه خاصی بازمی‌گردد که در نظام ولایت‌فقیه، میان آحاد مردم با امامین انقلاب برقرار بوده است.

در خیابان و حالا میدان, نبرد سرنوشت

ایمان به نصرت الهی، سرچشمه جوشان شجاعت و رمز غلبه بر بحران‌هاست.

در منطق قرآن کریم، ایمان راستین به خداوند قوی و وعده‌های تخلف‌ناپذیر او، چنان شجاعتی در وجود انسان می‌آفریند که کوه‌های سهمگینِ بحران و تهدید نیز نمی‌توانند لرزه‌ای بر اراده او بیندازند. انسانی که به قدرت بی‌نهایت الهی متصل می‌شود، در تاریک‌ترین میدان‌ها، نور امید و نصرت را می‌بیند و هرگز تسلیم ناامیدی نمی‌گردد.

در خیابان و حالا میدان, نبرد سرنوشت

مردم نه در جواب دشمن خارجی، بلکه در رابطه با خط تسلیم داخل نیز حرف آخر را خواهند زد.

قدرت ملی در زمانه جنگ، فراتر از ابزارهای سخت‌افزاری، ریشه در «انسجام ساختاری» میان بدنه اجتماعی و نیروهای نظامی دارد. در شرایطی که یک جامعه با جنگ بیرونی و فشارهای فزاینده مواجه می‌شود، خیابان به عرصه‌ای برای بازتولید قدرت و مشروعیت مبارزات نیروهای نظامی بدل می‌گردد. در این وضعیت، توده‌های مردم به‌عنوان «متغیر تعیین‌کننده»، نقشی حیاتی در موازنه قوا و پیروزی در جنگ ایفا می‌کنند.

در خیابان و حالا میدان, نبرد سرنوشت

تا رسیدن به پیروزی نهایی، باید از پیوند مردم و مقاومت در جنگ روایت‌ها محافظت کرد.

در شرایطی که تهدیدهای بیرونی در قالب حملات سخت به کشور ظاهر شده، خط دوم نبرد نیز در ذهن و قلب مردم فعال شده است. تجربه‌های تاریخی نشان داده است که هیچ مقاومتی بدون اتکای مردمی پایدار نمانده و هیچ کنشی در میدان جنگ نمی‌تواند از مردم جدا بماند.

صبر پُرثمر, نبرد سرنوشت

با افزایش درآمد نفتی و عوارض تنگه هرمز در یک ماه اخیر بخش قابل‌توجهی از خسارت جنگ قابل‌جبران است.

تسلط ایران بر تنگه هرمز هم‌زمان دو کارویژه داشته است؛ یکی سلبی و ایجاد فشار بر دشمنان در دسترسی به منابع انرژی و محصولات برآمده از آن و دیگری ایجابی برای ایران که باعث افزایش درآمدهای نفتی شده و حتی محموله‌های ذخیره‌شده در ناوگان سایه ایران در آب‌های آزاد را وارد چرخه تشنه بازار انرژی کرده است.

صبر پُرثمر, نبرد سرنوشت

: صنایع و زیرساخت‌ها به جهت گذار از شرایط تحریمی از استقلال قابل توجهی برخوردار است.

مسیر تحول صنایع در بستر فشارهای بیرونی، یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری «ظرفیت‌های بومی» و «استقلال سازمانی» تلقی می‌شود. تجربه چند دهه اخیر ایران نشان می‌دهد که تحریم‌ها، باوجود هزینه‌های اقتصادی، نقش مهمی در شتاب‌بخشی به فرایند بومی‌سازی و تاب‌آوری نهادی صنایع داشته‌اند.

صبر پُرثمر, نبرد سرنوشت

توقّف جنگ در موقعیت کنونی ورود به یک مسیر خسارت‌بار و غیرقابل بازگشت است.

آمریکا ضربه‌زدن به زیرساخت‌های کشور را به صورت جدّی‌تری در دستور کار قرار داده است و اولتیماتوم‌هایی مبنی بر تخریب گسترده‌تر زیرساخت‌ها را با استعاره «بازگشت به عصر حجر» دارد مطرح می‌کند. در چنین شرایطی، از سوی برخی جریان‌های داخل کشور صدایِ «توقف جنگ، به هر قیمت» با این ادّعا مطرح می‌شود که پیش از آنکه هزینه‌های بیشتر و ترسناک‌تری بر ما تحمیل شود، به جنگ خاتمه بدهیم.

پیمایش به بالا