در بامداد دهم اوت ۲۰۱۹، زمانی که نگهبانان بازداشتگاه متروپولیتن منهتن جسد بیجان جفری اپستین را در سلول انفرادیاش پیدا کردند، پروندهای بسته شد که قرار بود بزرگترین رسوایی قرن را در دادگاههای فدرال آمریکا رقم بزند. مرگ او که به صورت رسمی خودکشی اعلام شد آغاز فصلی نوین از ابهامات بود؛ فصلی که تا امروز، یعنی فوریه ۲۰۲۶، همچنان گشوده مانده و سایه سنگین خود را بر سر نخبگان سیاسی و اقتصادی غرب حفظ کرده است. داستان اپستین، روایت صعود یک معلم ریاضی معمولی از طبقه متوسط بروکلین به بالاترین سطوح قدرت جهانی و سقوط او در تاریکترین لایههای فساد است که در آن مرزهای میان قانون، ثروت و جرم به طرز وحشتناکی محو میشوند.
برای درک عمق این واقعیت، باید به دهه ۱۹۷۰ بازگشت، جایی که اپستین جوان بدون مدرک دانشگاهی، به لطف روابط والدین دانشآموزانش در مدرسه خصوصی دالتون، راهی والاستریت شد. نبوغ او در شناخت ضعفهای انسانی و شبکه سازی بود. او به سرعت در بانک بر استرنز رشد کرد و پس از مدتی شرکت خود را تأسیس نمود. اما نقطه عطف زندگی او آشنایی با لزلی وکسنر، میلیاردر صاحبنام و مالک برند ویکتوریا سکرت بود. رابطهای که کلید صندوقچه اسرار ثروت اپستین محسوب میشود. وکسنر سرمایه اولیه و وکالت تامالاختیار داراییهایش را به اپستین سپرد و عمارت عظیم منهتن را که بعدها به مرکز فرماندهی عملیات سیاه اپستین تبدیل شد، به او واگذار کرد. با این ثروت بادآورده، اپستین جزیرهای خصوصی در ویرجین آیلندز خرید که به لیتل سنت جیمز، شهرت یافت. جزیرهای که بعدها در افواه عمومی و اسناد دادگاه به جزیره پدوفیلها و جزیره گناه معروف شد.
در دهه ۹۰ و اوایل قرن بیست و یکم، اپستین با کمک گیلین مکسول، دختر غول رسانهای رابرت مکسول، شبکهای پیچیده و هرمی برای جذب دختران زیر سن قانونی ایجاد کرد. مکسول با استفاده از کاریزمای اجتماعی و روابط سطح بالای خود، دختران جوان را با وعده شغل ماساژوری یا مدلینگ به عمارتهای اپستین میکشاند. اما این دختران تنها برای ارضای امیال شخصی اپستین نبودند، آنها بخشی از یک مکانیزم بزرگتر برای نفوذ و کنترل بودند. هواپیمای بوئینگ ۷۲۷ سیاه رنگ او که به طعنه لولیتا اکسپرس نامیده میشد، آسمان جهان را درمینوردید و مسافرانی را جابجا میکرد که نامشان تیتر اول اخبار جهان بود. بیل کلینتون، رئیسجمهور وقت آمریکا، دونالد ترامپ، غول املاک نیویورک، و شاهزاده اندرو، فرزند ملکه انگلیس، تنها بخشی از کسانی بودند که در مدار اپستین قرار داشتند. این شبکه فراتر از سیاست بود و چهرههای علمی برجستهای از دانشگاههای هاروارد و امآیتی را نیز شامل میشد که اپستین با کمکهای مالی کلان، آنها را نمکگیر کرده بود.
اما این ماشین عظیم فساد در سال ۲۰۰۵ با گزارش والدین یک دختر ۱۴ ساله در پالمبیچ فلوریدا دچار لغزش شد. پلیس محلی با یورش به عمارت اپستین شواهدی یافت که میتوانست او را برای همیشه پشت میلههای زندان بفرستد. با این حال، الکساندر آکوستا، دادستان فدرال وقت، توافقنامهای محرمانه با وکلای اپستین امضا کرد که بر اساس آن، تحقیقات فدرال متوقف شد و اپستین تنها به ۱۸ ماه زندان با شرایط ویژه محکوم گردید که به او اجازه میداد روزانه ۱۲ ساعت برای کار از زندان خارج شود. این مصونیت عجیب به اپستین اجازه داد تا یک دهه دیگر به فعالیتهای خود ادامه دهد و نفوذش را گسترش دهد.
سکوت سنگین پیرامون این پرونده تا سال ۲۰۱۸ ادامه داشت، تا اینکه گزارشهای تحقیقی روزنامه میامی هرالد و تغییر فضای اجتماعی ناشی از جنبش میتو، دادستانهای نیویورک را مجبور به بازگشایی پرونده کرد. در ژوئیه ۲۰۱۹، اپستین در بازگشت از پاریس دستگیر شد. مأموران فدرال در بازرسی از خانه او در منهتن با گنجینهای از اسناد روبرو شدند. هزاران عکس از دختران زیر سن قانونی، پول نقد، الماس و گذرنامهای با نام جعلی. اما مهمتر از همه، گاوصندوقی بود که حاوی هارد درایوها و سیدیهایی بود که گفته میشد حاوی فیلمهای ضبط شده از مهمانان ویژه اوست. اپستین عادت داشت تمام اتاقهایش را سیمکشی کند که او را به مالک خطرناکترین آرشیو باجگیری جهان تبدیل کرده بود.
مرگ او در سلول زندان، تنها یک ماه پس از دستگیری، تمام معادلات را برهم زد. خرابی همزمان دوربینهای مداربسته، خوابیدن نگهبانان و انتقال همسلولی او درست قبل از حادثه، تئوریهای توطئه را به حقیقتی محتمل تبدیل کرد. با مرگ او، امکان محاکمه کیفری از بین رفت، اما پرونده بسته نشد. گیلین مکسول که سالها در سایه زندگی میکرد، در سال ۲۰۲۰ دستگیر و نهایتاً به ۲۰ سال زندان محکوم شد. اما افکار عمومی به دنبال لیست مشتریان بود که از خدمات این شبکه استفاده کرده بودند. فشارهای حقوقی و رسانهای باعث شد تا قاضی لورتا پرسکا دستور انتشار اسناد مهر و موم شده دادگاههای مدنی را صادر کند.
از سال ۲۰۲۴ تا فوریه ۲۰۲۶، انتشار قطرهچکانی این اسناد، لرزه بر اندام نخبگان غربی انداخت. در این اسناد، نامهای بزرگی با جزئیات بیشتر افشا شد. اظهارات شاهدان عینی مانند ویرجینیا جوفری و یوهانا شوبرگ، پرده از وقایعی برداشت که در ویلاهای مجلل و جزیره خصوصی رخ داده بود. مشخص شد که بیل کلینتون بارها با هواپیمای اپستین سفر کرده و اپستین درباره علاقه او به دختران جوان سخن گفته است. اسناد نشان داد که دونالد ترامپ سفرهای متعددی با اپستین داشته و روابطشان بسیار فراتر از یک آشنایی ساده بوده است. شاهزاده اندرو که متهم به رابطه جنسی با دختری ۱۷ ساله بود، مجبور شد با پرداخت مبالغ هنگفت پرونده را خارج از دادگاه حل و فصل کند و عناوین سلطنتیاش را از دست داد. ایهود باراک، نخستوزیر سابق اسرائیل، نیز به دلیل ترددهای مکرر به آپارتمان اپستین زیر ذرهبین قرار گرفت.
با این حال، تا فوریه ۲۰۲۶، هنوز از ۶ میلیون سند، حدود ۲.۵ میلیون از اسناد منتشر نشده و اسناد منتشر شده نیز مخدوش و عقیم شده اند. بانکهای بزرگی مانند دویچه بانک و جیپی مورگان با پرداخت صدها میلیون دلار جریمه، نقش خود در تسهیل تراکنشهای مشکوک اپستین را پذیرفتند و پروندههایشان را بستند. اما گنجینه اصلی یعنی فیلمهای ضبط شده و محتوای هارد درایوهای اپستین که توسط افبیآی ضبط شده بود، همچنان محرمانه باقی مانده است. سیستم قضایی آمریکا بخشی از نامها را منتشر کرد تا فشار افکار عمومی را کاهش دهد، اما از انتشار اسنادی که میتوانست ساختار سیاسی واشنگتن و لندن را متلاشی کند، خودداری کرده است.











