مرگ جفری اپستین در بازداشتگاه فدرال، یکی از معنادارترین رخدادهای سیاسی- امنیتی سالهای اخیر در آمریکا بهشمار میرود. فردی که در مرکز شبکهای گسترده از روابط قدرت قرار داشت و میتوانست بهعنوان شاهدی کلیدی، ابعاد پنهان یک شبکه را آشکار کند، پیش از هرگونه شهادت مؤثر از صحنه حذف شد. شرایط مرگ اپستین از ابتدا با ابهامات جدی همراه بود. قطع همزمان دوربینها، غیبت غیرمعمول نگهبانان، نقض پروتکلهای امنیتی ویژه زندانیان پرخطر و تناقض در گزارشهای رسمی، همگی نشاندهنده این هستند که ماجرا فراتر از یک اتفاق ساده است. اپستین در امنیتیترین زندان فدرال نیویورک، در حالی که تحت نظارت ویژه خودکشی بود، درست در زمانی که قرار بود به مهره های کلیدی مرتبط با خود اشاره کند، به طرز مشکوکی مرده پیدا شد. همچنین گمانه زنی هایی در خصوص زنده بودن او نیز مطرح است که زیاد بعید به نظر نمیرسد. به هر حال رخ دادن این خطاها در یک زندان فوقامنیتی، آن هم درباره فردی با چنین سطحی از حساسیت سیاسی، این فرض را تقویت میکند که حذف فیزیکی شاهدان در صورت تهدید منافع شبکه قدرت، یک امکان واقعی در ساختار آمریکایی است. این زنجیره از تصادفات محال است و تنها با دخالت سطوح بالای قدرت امکانپذیر میشود.
در ساختارهای مافیایی ، قانونی نانوشته به نام قربانی کردن مهره سوخته وجود دارد. وقتی حجم افشاگریها و فشار افکار عمومی از حد آستانه میگذرد و ادامه محافظت از یک مهره مانند اپستین هزینه کل سیستم را بالا میبرد، اتاق فکر پشت پرده تصمیم میگیرد برای نجات سرشاخهها و حفظ کلیت ساختار، آن مهره را قربانی کند. بنابراین، آنچه در ظاهر به نتیجه رسیدن پرونده و اجرای قانون به نظر میرسد، در باطن یک عملیات پیچیده کنترل خسارت است تا با حذف فیزیکی متهم اصلی، راه برای تحقیقات عمیقتر و رسیدن به مشتریان قدرتمند او برای همیشه مسدود شود.
اهمیت این واقعه زمانی بیشتر میشود که جایگاه اپستین در معادله قدرت در نظر گرفته شود. او حامل اطلاعاتی درباره روابط خصوصی، مالی و اخلاقی نخبگان و مقامات سیاسی، اقتصادی و.. بود. مارک اپستین برادر جفری اپستین به نقل از برادر خود میگوید: برادرم میگفت در انتخابات ۲۰۱۶ اگر مطالبی که درباره هر دو کاندیدا اطلاع دارد را بازگو کند، انتخابات کلا کنسل خواهد شد. چنین دانشی، در نظامهای مبتنی بر شبکههای غیررسمی قدرت، ارزش بسیار بالایی معادل ابزار فشار و کنترل دارد. حذف چنین فردی، به معنای بسته شدن یک مسیر بالقوه برای فروپاشی زنجیرهای از مصونیتهاست.
واکنش نهادهای رسمی آمریکا به این مرگ نیز معنادار است. بهجای یک تحقیق شفاف و مستقل، با مجموعهای از گزارشهای متناقض، وعدههای بیسرانجام و نهایتاً فروکشکردن پرونده در افکار عمومی مواجه شدیم. این الگو نشان میدهد که سیستم، توانایی و ابزارهای مدیریت بحران از طریق فرسایش تدریجی توجه عمومی را دارد. مرگ اپستین را نمیتوان جدا از تجربههای پیشین آمریکا در برخورد با افشاگران و شاهدان حساس تحلیل کرد. تاریخ معاصر این کشور مملو از نمونههایی است که در آن، افراد مطلع از سازوکارهای پنهان قدرت، حذف یا به حاشیه رانده شدهاند و یا تحت فشارهای شدید قرار گرفتهاند. این تکرار، نشاندهنده وجود یک منطق ثابت در مواجهه با تهدیدهای درونساختاری است.
حذف اپستین را باید بهعنوان یک نشانه ساختاری تحلیل کرد و باید گفت که این رخداد ثابت کرد در نظام سیاسی آمریکا، حذف فیزیکی شاهدان حساس گزینهای عملی در شرایط خاص محسوب میشود و این اقدام زمانی امکانپذیر است که مرز میان نهادهای امنیتی، قضایی و سیاسی یک ساختار شفاف نباشد. پرونده اپستین نشان داد که این مرزها در عمل همپوشانی دارند و برای حفظ قدرت، احتمال رخداد چنین اتفاقاتی در این ساختار کاملا طبیعی است.











