ایده مرکزی انقلاب اسلامی توحید به معنای «نفی عبودیت غیر خدا» و در نتیجه «نفی دستگاه استکبار و نظام سلطه جهانی» است. این ایده اگرچه ظاهری سلبی دارد، امّا مبدا و سرآغاز همه سخنها، طرحها و حرکتهای ایجابی انقلاب اسلامی برای آبادانی و پیشرفت ایران است. اساساً آن نقطه مزیتی که جمهوری اسلامی را از همه دولت ـ ملّتها در دنیای امروز ممتاز میسازد، این است که در مقام یک دولت رسمی، در برابر استکبار و نظام سلطه تسلیم نمیشود.
همواره این پرسش وجود داشته که جمهوری اسلامی تا کجا بر روی این ایده مرکزی خود خواهد ایستاد؟ به عبارتی دیگر، چه میزانی از هزینه اگر به وجود آید، جمهوری اسلامی از این ایده کوتاه میآید و تسلیمشدن در برابر آمریکا و نظام سلطه را میپذیرد؟ شاید گمان خیلیها در داخل و خارج کشور این بود که اگر هزینه ایستادن بر روی این ایده، جان رهبر انقلاب اسلامی را به خطر بیندازد، جمهوری اسلامی کوتاه خواهد آمد و به آن تن خواهد داد. شهادت آیتالله خامنهای تمام این فرضیهها را باطل کرد و با همه ـچه دوستان، چه دشمنان، چه در درون و چه در خارج از کشور ـ اتمام حجّت کرد؛ هیچ خطّ قرمزی نمیتواند موجب شود جمهوری اسلامی از ایده مرکزی خود صرفنظر کند. ایستادن تا پای جان و شهادت رهبر معظم انقلاب نشان داد که جمهوری اسلامی ولو به قیمت ازدستدادن رهبر نظام باشد، از این ایده کوتاه نمیآید. خون آیتالله خامنهای در حادثه ۹ اسفند ۱۴۰۴، «ایده تسلیمنشدن در برابر استکبار» را برای همیشه در انقلاب اسلامی بیمه کرد. همه متوجه شدند که مسئله تسلیمنشدن در برابر استکبار، «ایده وجودی جمهوری اسلامی» است؛ تسلیمشدن در برابر استکبار «وجود» و «بودن» جمهوری اسلامی را بیمعنا و بیاعتبار میکند. حتّی حفظ جان زعیم شیعه و رهبری نظام نمیتواند مصلحتی برای عبور از این امر وجودی ایجاد نماید. این ترجمانی است بر جملهای که در بیانیه گام دوم انقلاب بر آن تأکید شده بود: «برای جمهوری اسلامی مهم است که چرا بماند و چگونه بماند».




