مسئله بنیادین و محوری در بحث زمینهسازی ظهور حضرت بقیهالله الاعظم (ارواحنافداه)، فراتر از صرفِ انتظار، در امر حیاتی تکامل قدرت اسلام متمرکز است. این دیدگاه، یک چارچوب عملی و استراتژیک برای حرکت جامعه اسلامی فراهم میآورد.
در مسیر فهم زمان ظهور، یکی از موضوعات همواره چالشبرانگیز، تلاش برای انجام تطبیقات جزئی است که گاهی در روایات ذکر شده با مصادیق و شخصیتهای معاصر صورت میگیرد. این نوع تأویلهای نقطهای، همواره موجب اختلافنظر و گاهی انحراف از مسیر اصلی شده است.
سیره و منش رهبر کبیر و رهبر شهید انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره)، همواره بر پرهیز از این تطبیقات مصداقی تأکید داشته است. این دو ابرمرد تاریخ، با درایت و ژرفنگری، مسیر را بر تکیه بر کلیات مورد اشاره و قطعیات اسلام در روایات بنا نهادند؛ اصولی که مسیر فهم را روشن و عمل را متمرکز میسازند.
یکی از مهمترین و موردتأکیدترین این کلیات، مسئله «قدرتافزایی برای اسلام» است. این بدان معناست که تحقق مقدمات ظهور، مستلزم آن است که جهان اسلام در سطح نظامی، اقتصادی، فرهنگی و فکری به چنان جایگاهی از قدرت و اقتدار دست یابد که شایسته میزبانی و پشتیبانی از حکومت جهانی مهدی موعود (عج) باشد. جامعه اسلامی باید به نقطهای از بلوغ و استحکام برسد که بتواند پرچم حق را در سطح جهانی برافرازد.
برایناساس، وظیفه ما در این دوران حساس، یعنی در این جنگ پیچیدهای که پایههای قدرت اسلام در آینده را تثبیت خواهد کرد، آن است که با هوشمندی کامل، از درگیریهای فرعی ناشی از تطبیقات دور شویم و تمام توان خود را صرف تثبیت و تعمیق پایههای قدرت اسلام نماییم. هر گامی که در مسیر ایجاد استحکام برای کیان اسلام برداشته شود، گامی مؤثر در جهت تسهیل امر ظهور و فراهمآوری زمینه ظهور آن منجی عالم خواهد بود. تمرکز بر تقویت بنیانهای درونی و قدرت بیرونی اسلام، همان حرکت در مسیر قطعی روایات برای استقبال از فرماندهی نهایی است.





