ایده امتیازبخش جمهوری اسلامی مردمپایگی آن است. در هر موضوع که مردم به میدان آمدهاند، انقلاب به پیش رفته و گرهی جدی گشوده است. اینک که مردم متأثر از غم مصیبت شهادت رهبرشان و برای ابراز احترام نسبت به او و بلکه برای اعلام ضرورت انتقاد به میدان آمدهاند آیا این حضور را باید به شکلی نمادین درک کرد یا به مدت معین، محدود نمود؟
واقعیت آن است که حتی در ایام رحلت امام خمینی (ره) نیز ما با چنین وضعیتی مواجه نشده بودیم؛ اینکه همزمان با نبود رهبر و رأس ساختار حاکمیتی، مورد هجوم دشمنان بوده باشیم؛ دشمنانی که یکی نماد نظام سلطه بینالمللی و ابرقدرت نامیده میشود و دیگری داغ ننگ نسلکشی رژیم را بر پیشانی دارد. درک این پیچیدگی است که مردم را با این کیفیت به میدان آورده است. بنابراین فروکاستن این شوق و حضور به یک امر نمادین یا یک عزاداری معمول در سوگ یک بزرگ، نادیدن درک مردم است؛ درکی که ریشه در واقعیت دارد. این پدیده، هوشمندی و روزآمدی و بههنگام بودن کنش ایرانیان را به رخ میکشد و وقتی این هوشمندی و روزآمدی توأم با انگیزه انتقام شده است نباید این سرمایه اجتماعی را از عرصه برون برد.
امکان طولانیشدن این نبرد مقدس و طبعاً وقوع برخی معضلات ملی، امری است که از آن ناگزیر هستیم و بهترین سرمایه برای حل این معضلات، استفاده از این بیعت و اعلام آمادگی عمومی برای پشتیبانی از کشور است. کنشهای هدفمند درون همین حضور، تنوع و چالاکی در شبها و روزهای مختلف کنونی نشان میدهد این جمعیت عظیم، پذیرای نقشهای متنوع و متناسب با نیازهاست.
فراتر، حضور کنونی مردم نه یک کار برای مقابله با چالشها، بلکه عین رشد و بالندگی است. آن کسی که ایمان دارد ولی عملی ندارد مرتبهای دارد و آن کسی که علاوه بر ایمان با عملی بزرگ به میدان میآید، هم از فرسایش ایمانش جلوگیری میکند و هم آن را ارتقاء و جلا میدهد. ایمان عمومی و انقلابی مردم ایران هم از طریق همین تجمعات و سوقشان به سمت نیازها، رشدی تصاعدی را تجربه خواهد کرد.





