پیوند میان مردم و رهبر الهی، پیش از آنکه یک قرارداد رسمی باشد، ریشهای عمیقتر در اعماق قلب و ایمان داشته است. این پیوند نانوشته، بر پایه تکیهای است که مردم به شخصیت، تدبیر و اتصال ایشان به وحی الهی داشتهاند؛ تکیهای که در دوران حیات، در سکوتِ قلب و اعتماد درونی خود را نشان میداد. اما این رابطه قلبی، با شهادتِ رهبرِ عزیز، از حالتِ درونی و پنهان به حالتِ ظهور و بیانی درآمد. اکنون، همان پیوندِ نانوشتهای که روزگاری در دلها نهفته و دلها به آن تکیه کرده بود، در عرصه اجتماعات خیابانی و در تظاهرات پرشور مردمی، صورتی عینی و ملموس به خود گرفته است.
همانگونه که در دوران حیات، مردم باایمان به وعده الهی به رهبر تکیه میکردند، پس از شهادت نیز این ایمان، مانع از هرگونه هلاکت و انحراف قلبها بهسوی باطل شد. حالوهوای خیابانها گواهِ این حقیقتاند که حضور فیزیکی مردم، تبلورِ همان حضور قلبی ایمان و رهبری مومن انقلاب در جان مردم است.
با شهادت رهبر انقلاب، مردم با پوشیدن لباسِ عزا و انتقام در خیابان، بار سنگینِ مسئولیت و تعهد حفظ ایران اسلامی را، دقیقاً همانطور که در دوران حیات رهبر بر دوش کشیده بودند، بهصورت خودجوش و عمومی برعهده گرفتهاند.
همانگونه که پیشتر، استکبار در فاصله انداختن میان رهبر و قلبِ مردم شکست خورد، اکنون نیز در جلوگیری از حضور مردم در خیابان برای ابراز وفاداری ناکام مانده است. حضور در اجتماعات، همان پیوند نانوشته میان امام و امت است که دیگر نمیتوان آن را پنهان کرد؛ زیرا اکنون این پیوند، در صحنه عمومی و با صراحتِ حضورِ مردمی، خود را نشان میدهد. حضور در خیابان، تجلیِ عینی همان ایمان قلبی به رهبر است که امروز با صدای بلند و پایگاههای قدرتمند مردمی، ثابت کرده که پیوندِ ایمانی با رهبری الهی، با شهادت گسسته نمیشود، بلکه در شورِ حضورِ جمعی، قویتر و زندهتر میگردد و بزرگترین مانع را بر سر راه هرگونه طمع خارجی قرار میدهد.





