در تاریخ جنگ های مدرن موشک ها همیشه تعیین کننده بوده اند.

جنگ‌های مدرن، به‌ویژه از نیمه دوم قرن بیستم به این‌سو، دچار یک دگرگونی اساسی شده اند و این تغییر بزرگ، انتقال کانون جنگ از خط تماس نیروها در خطوط مقدم نبرد به عمق سرزمینی و زیرساختی کشورها می باشد. در این تحول، موشک‌ها – اعم از بالستیک، کروز، ضدکشتی و راکتی – به ابزار اصلی این تغییر تبدیل شده‌اند. برخلاف جنگ‌های گذشته و شناخته شده که پیروزی از طریق تصرف سرزمین و از مسیر پیشروی زمینی حاصل می‌شد، جنگ مدرن امکان وارد آوردن ضربات راهبردی به شهرها، مراکز انرژی، حمل‌ونقل و فرماندهی را بدون اشغال سرزمینی فراهم کرده است. موشک ها ، دقیقاً در پاسخ به همین منطق طراحی شده و به ستون فقرات جنگ های عمقی تبدیل شده اند.
بررسی جنگ ایران–عراق، جنگ فالکلند، و منازعات موجود در خاورمیانه نشان می‌دهد که موشک‌ها به توان راهبردی بازیگران نبردها بدل شده‌اند. عراقِ فاقد سلطه پایدار هوایی، با موشک‌های اسکاد جنگ را به شهرهای ایران کشاند؛ آرژانتین با چند موشک اگزوسه، ناوگان بریتانیا را دچار اختلال عملیاتی جدی کرد؛ و بازیگران غیردولتی محور مقاومت مانند حزب‌الله، با راکت‌ها و موشک‌ها توانسته‌اند هزینه جنگ را به عمق سرزمینهای اشغالی منتقل کنند. در همه این موارد، موشک نقشی ایفا کرده که پیش‌تر منحصراً در اختیار نیروی هوایی استراتژیک یا ناوگان‌های عظیم بود. این ویژگی، موشک را به ابزار اصلی برهم‌زننده توازن‌های نابرابر تبدیل کرده است.
اهمیت تعیین‌کننده موشک‌ها واکنش قدرت‌های بزرگ را نیز به این تهدید روزافزون به دنبال داشته که بهترین شاهد بر آن توسعه گسترده سامانه‌های دفاع موشکی مانند پاتریوت، تاد ، گنبد آهنین و پیکان می باشد که دقیقاً محصول تجربه جنگ‌هایی است که در آن‌ها موشک‌ها به مسئله مرکزی میدان نبرد تبدیل شده اند. در جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱، بخش مهمی از ظرفیت عملیاتی ائتلاف صرف مهار اسکادها شد؛ در جنگ اوکراین نیز، یکی از اصلی ترین محورهای تقابل بر سر استمرار یا اخلال در زیرساخت انرژی از طریق حملات موشکی شکل گرفته است. این تحولات نشان می‌دهد که موشک، نظام طراحی دفاعی و محاسبات راهبردی قدرت‌های بزرگ را نیز دگرگون کرده است.
هم‌پوشانی مستقیم جنگ نظامی با جنگ اقتصادی و اجتماعی نیز میدان دیگری از توجهات را به روی صنایع موشکی می گشایند. حملات موشکی به شبکه برق اوکراین، تأسیسات نفتی عربستان در ابقیق و خریص، یا زیرساخت‌های حیاتی در جنگ‌های منطقه‌ای، نشان می‌دهد که موشک‌ها ابزار اصلی این هم‌پوشانی‌اند. این حملات فراتر از پیامدهای نظامی دارای آثار تعیین کننده اقتصادی، روانی و سیاسی است؛از خاموشی‌های گسترده و مهاجرت جمعیت تا شوک‌های وارده به بازارجهانی انرژی بخشی از این معادله محسوب می شوند . در واقع ، موشک سلاحی است که به ابزار اعمال فشار راهبردی در سطح ملی و بین‌المللی تبدیل شده است. در چنین وضعیتی در چارچوب ایجاد زیرساخت امنیت درون‌زا، توسعه توان موشکی شرط عقلانی بقا، بازدارندگی پایدار و حفظ استقلال در تصمیم‌گیری است. باید گفت کشوری که این واقعیت را نادیده بگیرد، امنیت، توسعه و حاکمیت خود را به متغیرهای بیرونی واگذار کرده است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جنگ‌های مدرن، به‌ویژه از نیمه دوم قرن بیستم به این‌سو، دچار یک دگرگونی اساسی شده اند و این تغییر بزرگ، انتقال کانون جنگ از خط تماس نیروها در خطوط مقدم نبرد به عمق سرزمینی و زیرساختی کشورها می باشد. در این تحول، موشک‌ها – اعم از بالستیک، کروز، ضدکشتی و راکتی – به ابزار اصلی این تغییر تبدیل شده‌اند. برخلاف جنگ‌های گذشته و شناخته شده که پیروزی از طریق تصرف سرزمین و از مسیر پیشروی زمینی حاصل می‌شد، جنگ مدرن امکان وارد آوردن ضربات راهبردی به شهرها، مراکز انرژی، حمل‌ونقل و فرماندهی را بدون اشغال سرزمینی فراهم کرده است.
آخرین مجموعه

14 پیام

۱۴ پیام تبیینی پیرامون مسئله کشته سازی در رخدادهای زمستان ۱۴۰۴

4 پیام

مجموعه پیام های تبیینی پیرامون جنگ دوم اسرائیل و امریکا‌ با ایران

آخرین مطالب
مطالب مرتبط
پیمایش به بالا