تمام قدرت ها، برنامه های مفصلی در توسعه برنامه موشکی دارند.

در نظام بین‌الملل معاصر، توسعه توان موشکی به یکی از شاخص‌های اصلی قدرت ملی و بازدارندگی مؤثر تبدیل شده است. بررسی سیاست‌های دفاعی قدرت‌های بزرگ نشان می‌دهد که تقریباً تمامی بازیگران اصلی – از ایالات متحده، روسیه و چین گرفته تا هند، پاکستان، اروپا و حتی کشورهای کوچک‌تر، برنامه‌های موشکی مفصل، مستمر و چندلایه‌ای را در دستور کار دارند. این روند محصول مستقیم تحولات محیط امنیتی، پیشرفت فناوری و منطق رقابت راهبردی است. در چنین فضایی، موشک به ابزاری تبدیل شده است که امکان اعمال قدرت در عمق، سرعت واکنش بالا و عبور از دفاع‌های متعارف دشمن را فراهم می‌کند.
ایالات متحده، به‌عنوان پیشرفته‌ترین قدرت نظامی جهان، علی‌رغم برخورداری از بزرگ‌ترین ناوگان هوایی و دریایی، همچنان سرمایه‌گذاری سنگینی بر نوسازی موشک‌های بالستیک قاره‌پیما مانند برنامه Sentinel، موشک‌های بالستیک زیردریایی‌پرتاب Trident II و توسعه گسترده سلاح‌های هایپرسونیک انجام می‌دهد. اسناد رسمی وزارت دفاع آمریکا و گزارش‌های اندیشکده‌هایی مانند CSIS به‌صراحت اذعان می‌کنند که موشک‌ها – به‌ویژه بالستیک و هایپرسونیک – ستون اصلی حفظ بازدارندگی آمریکا در برابر رقبای همتراز محسوب می‌شوند. این بدان معناست که حتی کشوری با چنین برتری هوایی و دریایی، توسعه موشکی را بخش حیاتی معماری قدرت خود می‌داند.
در روسیه و چین، این رویکرد برجسته‌تر است. روسیه، با تمرکز بر موشک‌های بالستیک سنگین RS28 Sarmat و سامانه‌های هایپرسونیک Avangard، Kinzhal، Zircon، صراحتاً تلاش می‌کند شکاف هزینه‌ای و فناورانه دفاع موشکی غرب را بی‌اثر کند. چین نیز با ایجاد نیروی موشکی به‌عنوان یک شاخه مستقل از نیروهای مسلح و استقرار موشک‌هایی مانند 17DF و 41DF ، موشک را به ابزار اصلی راهبرد دفاعی خود بدل ساخته است. در هر دوی این کشورها ، موشک اهرم اصلی تغییر موازنه قدرت بدون ورود به جنگ تمام‌عیار تلقی می‌شود.
حتی در سطح منطقه‌ای، کشورهایی مانند هند و پاکستان، با وجود محدودیت‌های اقتصادی، برنامه‌های موشکی بومی و پیگیرانه‌ای را دنبال کرده‌اند. هند با خانواده Agni و موشک کروز مافوق‌صوت BrahMos و پاکستان با سامانه‌های Shaheen، Babur و Fatah‑II، به‌روشنی نشان داده‌اند که در محیط‌های با امنیت شکننده، سرمایه‌گذاری در موشک کم‌هزینه‌ترین مسیر دستیابی به بازدارندگی معتبر است. اروپا نیز، از طریق فرانسه و بریتانیا در حوزه موشک‌های بالستیک زیردریایی‌پرتاب و از مسیر کنسرسیوم‌هایی مانند MBDA در توسعه موشک‌های پدافندی، کروز و ضدکشتی، عملاً بخشی جدایی‌ناپذیر از رقابت موشکی جهانی است.
برآیند این شواهد نشان می‌دهد که توسعه موشکی در حکمرانی امنیتی امروز، یک رفتار استاندارد دولت‌های دوراندیش و پیشرو برای افزایش قدرت بازدارندگی، کاهش وابستگی راهبردی و مدیریت عقلانی منابع دفاعی است. از این رو، پیگیری برنامه جدی موشکی را باید به‌عنوان پاسخ عقلانی دولت‌ها به منطق رقابت و ناامنی ساختاری نظام بین‌الملل فهم و تحلیل کرد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در نظام بین‌الملل معاصر، توسعه توان موشکی به یکی از شاخص‌های اصلی قدرت ملی و بازدارندگی مؤثر تبدیل شده است. بررسی سیاست‌های دفاعی قدرت‌های بزرگ نشان می‌دهد که تقریباً تمامی بازیگران اصلی – از ایالات متحده، روسیه و چین گرفته تا هند، پاکستان، اروپا و حتی کشورهای کوچک‌تر، برنامه‌های موشکی مفصل، مستمر و چندلایه‌ای را در دستور کار دارند. این روند محصول مستقیم تحولات محیط امنیتی، پیشرفت فناوری و منطق رقابت راهبردی است.
آخرین مجموعه

14 پیام

۱۴ پیام تبیینی پیرامون مسئله کشته سازی در رخدادهای زمستان ۱۴۰۴

4 پیام

مجموعه پیام های تبیینی پیرامون جنگ دوم اسرائیل و امریکا‌ با ایران

آخرین مطالب
مطالب مرتبط
پیمایش به بالا