در سیصد سال اخیر برای اولین بار به تسلیحات نظامی مؤثر دست یافته ایم.

دستیابی جمهوری اسلامی ایران به صنعت موشکی و پهپادی پیشرفته، نقطه پایانی بر یک محرومیت تلخ سیصد ساله در تاریخ نظامی کشور است. بازخوانی تاریخ معاصر نشان می‌دهد که فصل مشترک تمام تجزیه‌ها، شکست‌ها و تحقیرهای ملی، نداشتن سلاح راهبردی بومی و ضعف حاکمان و ارتش ایران در مقابله با دشمنان و در نتیجه مغلوب شدن و تسلیم در برابر دشمن بوده است.
ابعاد عمیق این درد تاریخی را می‌توان در روایتی تلخ از دوران صدارت امیرکبیر مرور کرد؛ زمانی که او با درک عمیق از تهدیدات بریتانیا، ابرقدرت زورگوی آن روزگار، کارخانه‌ای در اصفهان برای ریخته‌گری و ساخت توپ جنگی تأسیس کرد و چون با کمبود فلزات مواجه شد، از مردم خواست دیگ‌های مسی اضافی خود را برای ذوب و تبدیل به سلاح دفاعی اهدا کنند. اما استعمار انگلیس با شناخت دقیق از جامعه، دوقطبی کاذبِ نان یا توپ و اقتصاد یا جنگ را در افکار عمومی پمپاژ کرد و شایعه انداخت که امیرکبیر می‌خواهد دیگ غذای مردم را بگیرد تا جنگ راه بیندازد.
نتیجه این عملیات روانی، عقب‌نشینی افکار عمومی و شکست پروژه تسلیحاتی امیرکبیر بود، اما ایران تاوان آن را بسیار زود و با هزینه ای سهمگین پرداخت. تنها مدتی بعد، کشتی‌های جنگی بریتانیا در بوشهر پهلو گرفتند و با تهدید نظامی، جدایی هرات و افغانستان را به ایران تحمیل کردند؛ در آن روز سرنوشت‌ساز، ارتش ایران فاقد توپخانه و سلاح بازدارنده‌ای بود که امیرکبیر رویای ساختش را داشت اما قربانی دسیسه معیشت در برابر امنیت شده بود.
این الگوی وابستگی و ضعف در دوران پهلوی نیز به شکلی دیگر ادامه یافت. ارتش رضاشاهی که در واقع یک ارتش نمایشی بود، در شهریور ۱۳۲۰ و در برابر تهاجم متفقین، به دلیل فقدان زیرساخت دفاعی مستقل، ساعاتی هم دوام نیاورد و کشور اشغال شد. در دوران پهلوی دوم نیز، علیرغم خریدهای کلان نظامی و عضویت در پیمان سنتو، ایران تنها به انبار تحت کنترل مهمات غرب برای مقابله با شوروی تبدیل شد و چون اختیار و فناوری این سلاح‌ها در دست مستشاران خارجی بود، ایران حتی قدرت بکارگیری تهدید نظامی نیز از او سلب شده بود و در نهایت نتوانست مانع جدا شدن بحرین از خاک وطن شود و هیچ اراده و توانی در مقاومت در برابر زورگویی قدرت ها در خود نمی دید. عمق این ضعف و ناتوانی کشور در سخنانی که محمدرضا پهلوی، شاه وابسته و ناتوان ایران در مراسمی بیان کرده به وضوح پیدا بود:
«در جنگ بین‌المللی دوم، در اثر خوش‌باوری و اینکه احترام ملل محفوظ می‌ماند، در قفس طلایی به‌اصطلاح بی‌طرفیِ خودمان آرامیده بودیم؛ تا اینکه به ما، کسانی که صاحب زور بودند، معنی بی‌طرفی را نشان دادند.باز تکرار می‌کنم، اگر در آن روز ما آن‌طور خوش‌باور نبودیم و آمادگی آن را داشتیم که قبل از اینکه مملکت ما تحت اشغال قرار بگیرد و از حدود استعداد دفاع ما خارج باشد که از آن دفاع بکنیم، مملکت را به کسی سالم تحویل نمی‌دادیم؛ اتفاقات شهریور ۱۳۲۰ احتمالاً پیش نمی‌آمد و نیروی دریایی جوان ایران نابود نمی‌شد. ولی هر ملتی از تاریخ باید پند بگیرد. پند ما چه بود؟ اینکه هر ملتی که می‌خواهد با سربلندی زندگی کند، باید آماده جان‌فشانی و دادن قربانی و فداکاری باشد…»
…» مملکتی که دارای تشکیلات دفاعی نباشد. در دنیای امروز ما، از یک طرف متأسفانه مقابلِ ما یک سازمان ملل ضعیف و بی اختیار [است]، از طرف دیگر حس عدم مسئولیت بعضی‌ها وضعی را پیش آورده است که ولو آن مملکتی که قادر به دفاع از خویش نباشد، دارای تمام حقوق قانونی و شناخته‌شده بین‌المللی باشد، بازیچه هوا و هوس دیگران و عملیات تهاجم‌کارانه ظالمانه دیگران واقع می‌شود. «
اما جنگ تحمیلی با صدام نقطه پایان این غفلت تاریخی و آغاز بیداری ایران بود. در روزهایی که کشور ما حتی برای واردات سیم‌خاردار تحریم بود، نخبگان دفاعی کشور با الهام از همان تجربه تاریخی دریافتند که امنیت اجاره ای ، سرابی بیش نیست و بنابر این صنایع دفاعی بومی را در اوج فشارها کلید زدند .
امروز اگر ایران صاحب صنایع موشکی و ناوگان عظیم پهپادی است، این دستاورد در واقع تحقق همان رویای ناتمام امیرکبیر و پاسخی دیرهنگام اما قاطع به نیازها و ضرورتهای تاریخی و ژئوپلتیکی است. اگر ایران در جنگ‌های جهانی اول و دوم یا در ماجرای جدایی سرزمین های شمالی ، هرات و یا بعدها بحرین ، مانند امروز چنین قدرت بازدارنده‌ای داشت، هرگز پهنه های سرزمینی مهم و ارزشمندی از ما گرفته نمی شدند و قحطی بزرگ جان میلیون‌ها ایرانی را نمی‌گرفت و بیگانگان جرأت عبور از مرزها را نمی‌یافتند. این صنعت بومی، در واقع نماد گذار تاریخی از ایرانِ بی‌دفاع به ایرانِ قوی است که دیگر فریب دوگانه‌های ساختگی دشمن را نمی‌خورد و امنیت خود را به هیچ بهایی معامله نمی‌کند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دستیابی جمهوری اسلامی ایران به صنعت موشکی و پهپادی پیشرفته، نقطه پایانی بر یک محرومیت تلخ سیصد ساله در تاریخ نظامی کشور است. بازخوانی تاریخ معاصر نشان می‌دهد که فصل مشترک تمام تجزیه‌ها، شکست‌ها و تحقیرهای ملی، نداشتن سلاح راهبردی بومی و ضعف حاکمان و ارتش ایران در مقابله با دشمنان و در نتیجه مغلوب شدن و تسلیم در برابر دشمن بوده است. ابعاد عمیق این درد تاریخی را می‌توان در روایتی تلخ از دوران صدارت امیرکبیر مرور کرد؛ زمانی که او با درک عمیق از تهدیدات بریتانیا، ابرقدرت زورگوی آن روزگار، کارخانه‌ای در اصفهان برای ریخته‌گری و ساخت توپ جنگی تأسیس کرد و چون با کمبود فلزات مواجه شد، از مردم خواست دیگ‌های مسی اضافی خود را برای ذوب و تبدیل به سلاح دفاعی اهدا کنند.
آخرین مجموعه

14 پیام

۱۴ پیام تبیینی پیرامون مسئله کشته سازی در رخدادهای زمستان ۱۴۰۴

4 پیام

مجموعه پیام های تبیینی پیرامون جنگ دوم اسرائیل و امریکا‌ با ایران

آخرین مطالب
مطالب مرتبط
پیمایش به بالا