داستان صنعت موشکی ایران از دل ضرورتهای حیاتی میدان نبرد و واقعیتهای تلخی آغاز می شود که مبنای دوراندیشیهای دفاعی کشور قرار گرفت. رژیم بعث که در ماههای نخست جنگ، با وجود ۴۱۴ مورد حمله هوایی و اشغال خرمشهر، در تصرف اهداف استراتژیک مانند آبادان و سوسنگرد ناکام مانده بود، استراتژی جنگ را تغییر داد. دشمن برای جبران شکست در خطوط مقدم، فشار بر غیرنظامیان را با استفاده از توپخانههای دوربرد علیه شهرهای مرزی آغاز کرد. این روند در اسفند ۱۳۵۹ با شلیک ۱۲ موشک به اهواز و ۴ موشک به دزفول وارد مرحله جدیدی شد و نشان داد که امنیت عمق کشور بدون داشتن قدرت دفاعی متناسب، همواره در معرض آسیبپذیری قرار دارد.
با تداوم جنگ، دامنه این تهدیدات به شکل تصاعدی گسترش یافت و در قالب پنج دوره جنگ شهرها نمود پیدا کرد. گستردگی این چالش در اسفند ۱۳۶۲ بیشتر خود را نمایان کرد؛ سالی که استفاده از موشکهای میانبرد شدت گرفت و طی ۲۴ حمله موشکی به ۸ شهر، صدها واحد مسکونی ویران شد. سال ۱۳۶۳ با تجهیز ارتش عراق به جنگندههای پیشرفته شرقی و غربی، نقطه اوج بمبارانهای هوایی بود؛ به طوری که ۵۰ شهر ایران هدف ۷۶۸۹ نوبت حمله قرار گرفتند. در سال ۱۳۶۴ با دستیابی عراق به فناوری افزایش برد ، حریم امنیتی شهرهای مرکزی نیز شکسته شد و علاوه بر تهران، شهرهای شمالی مانند رشت، چالوس و نوشهر هم به فهرست اهداف افزوده شدند. در سال ۱۳۶۵ که سال عملیاتهای سرنوشتساز بود، عراق برای موازنه میدان، ۹۲ شهر ایران را زیر آتش گرفت که منجر به شهادت ۶۶۴۸ نفر از شهروندان شد.
اما سنگینترین و ویرانگرترین پرده این ماجرای غم انگیز، در دوره پنجم جنگ شهرها از اسفند ۱۳۶۶ رقم خورد. در این مقطع ۵۰ روزه، ارتش صدام با رونمایی از پروژه موشکی الحسین که نسخه دستکاری شده اسکاد-بی با برد افزایش یافته بود، ۱۸۹ موشک بالستیک را به عمق خاک ایران شلیک کرد. تهران به تنهایی میزبان ۱۳۵ موشک بود، قم ۲۳ بار، اصفهان ۲۲ بار و تبریز و شیراز نیز هدف قرار گرفتند. این حجم از آتش که منجر به شهادت بیش از ۲۰۰۰ نفر در این دوره کوتاه و آوارگی بخش قابل توجهی از جمعیت پایتخت شد، معادلات جنگ را به کلی دگرگون کرد. ایران در پاسخ، تنها توانست با شلیک حدود ۷۷ موشک هواسونگ۵ که از کره شمالی تهیه کرده بود به بغداد، پاسخی محدود بدهد که با حجم آتش دشمن تناسبی نداشت.
آمار نهایی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، تصویری روشن از این نبرد نابرابر ارائه میدهد: بیش از ۴۷۰۰ نوبت بمباران هوایی، موشکی و توپخانهای که منجر به شهادت و مجروحیت هزاران غیرنظامی شد. سکوت مطلق مجامع بینالمللی و سازمان ملل در برابر نقض آشکار کنوانسیونهای ژنو و حتی حمایت تسلیحاتی قدرتهای جهانی از عراق برای توسعه برد موشکها، این واقعیت راهبردی را برای فرماندهان ایرانی اثبات کرد که در نظام بینالملل، امنیت با دیپلماسی بدون پشتوانه تأمین نمیشود. همین تجربه تاریخی و مشاهده شهرهای بیدفاع زیر آتش دشمن، مبنای حرکت به سمت صنعت موشکی بومی قرار گرفت . ایران دریافت که برای جلوگیری از تکرار وقایعی نظیر بمباران مدرسه بهبهان، فاجعه موشکی دزفول و ناامنی تهران، نیازمند توانی است که با اتکا بر آن هزینه تکرار تهاجم را برای دشمنان بالا ببرد. بنابراین، صنعت موشکی ایران پاسخی مستقیم به خلأهای امنیتی آشکار شده در طول ۸ سال جنگ تحمیلی بود .











