تحریم صنعت هوایی ، خلأ جدی در قدرت دفاعی ایران پدید آورده بود.

وضعیت پشتیبانی نبرد هوایی بین ما و عراق در طول هشت سال دفاع مقدس، کاملاً نابرابر بود. در یک سو، ایران با سدّی از تحریم‌های بین‌المللی برای تامین قطعات و جایگزینی جنگنده های خود مواجه بود و در سوی دیگر، رژیم بعث به بازاری نامحدود از مدرن‌ترین جنگنده‌های شرقی و غربی دسترسی داشت. آمارها روایتی تلخ از این عدم توازن معنادار ارائه می‌دهند؛ نیروی هوایی عراق جنگ را با ۳۰۰ هواپیمای نظامی آغاز کرد و پدافند هوایی ایران طی هشت سال موفق به انهدام و ساقط کردن ۲۳۸ فروند از این ناوگان شد.
بر اساس این روند ، نیروی هوایی دشمن باید به مرز فروپاشی کامل می‌رسید، اما در پایان جنگ، ناوگان هوایی عراق با رشدی حیرت‌انگیز و ۲۰۰ درصدی، به عدد ۶۱۰ فروند جنگنده عملیاتی رسیده بود. این داده‌ها نشان می دهند که سرعت خط تدارکات و جایگزینی تجهیزات برای دشمن، همواره از سرعت انهدام آن‌ها در میدان نبرد بیشتر بوده است.
علت این نابرابری مطلق، در ائتلاف نانوشته اما هماهنگ قدرت‌های جهانی در حمایت از عراق نهفته بود. فرانسه ، در مدتی کوتاه قراردادهایی به ارزش ۵.۶ میلیارد دلار با بغداد منعقد کرد و جنگنده‌های میراژ F1 و سوپراتاندارد مجهز به موشک‌های اگزوسه را در اختیار صدام قرار داد تا توازن قوا را در منطقه تغییر دهد. همزمان، اتحاد جماهیر شوروی با کنار گذاشتن ملاحظات اولیه، سیل جنگنده‌های میگ ۲۹، میگ ۲۵ و بمب‌افکن‌های راهبردی توپولوف و سوخو را به سمت پایگاه‌های هوایی عراق سرازیر کرد. نکته کلیدی در این تجهیز نمودن گسترده عراق ، فقدان هرگونه محدودیت مالی برای بغداد بود؛ دلارهای نفتی ۱۴ میلیارد دلاری کویت و عربستان سعودی، هزینه‌های سرسام‌آور خرید این ناوگان پیشرفته را تضمین می‌کردند و عملاً محدودیت بودجه نظامی برای دشمن معنایی نداشت.
اما در نقطه مقابل، ایران درگیر تحریمی شدید از سوی غرب با هدف نابودی توان هوایی اش بود. ایالات متحده با اجرای سخت‌گیرانه “عملیات استانچ” از سال ۱۳۶۲، نه تنها مانع فروش هرگونه جنگنده جدید به ایران شد، بلکه مسیر دسترسی به قطعات یدکی ناوگان موجود مانند F14 و F4 را نیز مسدود کرد. دامنه این تحریم‌ها با قرار دادن ایران در لیست سیاه حامیان تروریسم در ژانویه ۱۹۸۴ گسترده‌تر شد و حتی کالاهای دارای کاربرد دوگانه مانند قطعات الکترونیک و ناوبری و هلیکوپترهای غیرنظامی نیز مشمول ممنوعیت شدند.
واشنگتن با اعمال فشار بر متحدان خود نظیر ژاپن و کره جنوبی، حلقه محاصره را چنان تنگ کرد که ایران برای حفظ برتری هوایی خود، ناچار به اسقاط برخی هواپیماها برای عملیاتی نگه داشتن مابقی شد. نتیجه این وضعیت به مرور ایجاد یک ضعف بزرگ در قدرت تهاجمی ایران بود. در حالی که هلیکوپترهای تهاجمی عراق با وجود انهدام ۹۱ فروند، از ۸۰ به ۳۲۵ فروند افزایش یافتند و برد موشکی این کشور با کمک مستشاران خارجی از ۷۰ به ۹۰۰ کیلومتر رسید، ایران فاقد ابزار لازم برای پاسخ‌دهی متقابل در عمق خاک دشمن بود. همین واقعیت میدانی، ضرورت حیاتی حرکت به سمت قدرت موشکی را به عنوان بهترین گزینه جایگزین برای پر کردن خلأ جنگنده‌ها و ایجاد توازن قدرت هواپایه در برابر دشمن بیش از پیش آشکارنمود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وضعیت پشتیبانی نبرد هوایی بین ما و عراق در طول هشت سال دفاع مقدس، کاملاً نابرابر بود. در یک سو، ایران با سدّی از تحریم‌های بین‌المللی برای تامین قطعات و جایگزینی جنگنده های خود مواجه بود و در سوی دیگر، رژیم بعث به بازاری نامحدود از مدرن‌ترین جنگنده‌های شرقی و غربی دسترسی داشت. آمارها روایتی تلخ از این عدم توازن معنادار ارائه می‌دهند؛ نیروی هوایی عراق جنگ را با ۳۰۰ هواپیمای نظامی آغاز کرد و پدافند هوایی ایران طی هشت سال موفق به انهدام و ساقط کردن ۲۳۸ فروند از این ناوگان شد.
آخرین مجموعه

14 پیام

۱۴ پیام تبیینی پیرامون مسئله کشته سازی در رخدادهای زمستان ۱۴۰۴

4 پیام

مجموعه پیام های تبیینی پیرامون جنگ دوم اسرائیل و امریکا‌ با ایران

آخرین مطالب
مطالب مرتبط
پیمایش به بالا