مزیت اصلی دشمنان همواره قدرت نیروی هوایی و ضربه از راه دور بوده است.

عقلانیت و فهم راهبردی در هر رویارویی بسیار مهم و حیاتی است و یکی از اصول آن پرهیز از توهم و شناخت دقیقِ نقاط قوت و ضعف حریف است. تاریخ جنگ‌های معاصر به ما می‌آموزد که دشمنان اصلی جمهوری اسلامی یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی دارای یک مزیت راهبردی انکارناپذیر هستند که شاکله دکترین نظامی آن‌ها را می‌سازد و آن برتری مطلق هوایی و توان ضربه از راه دور می باشد .
مرور کارنامه جنگ‌افروزی‌های غرب و تجارب آنها نشان می‌دهد که آن‌ها هرگز به راحتی وارد نبرد تن‌به‌تن و فرسایشی روی زمین نمی‌شوند، مگر آنکه پیش از آن، اراده و زیرساخت طرف مقابل را از آسمان نابود کرده باشند. در تجربه جنگ ویتنام، بمب‌افکن‌های آمریکایی پیشران اصلی تهاجم بودند هرچند در نهایت سرنوشت جنگ چیز دیگری بود. در جنگ خلیج فارس، پیش از حرکت اولین تانک آمریکایی، نیروی هوایی ائتلاف با بمباران‌های سهمگین و دقیق، ارتش بعث را عملاً فلج کرد. در نبردهای رژیم صهیونیستی با اعراب و جنگ‌های اخیر در غزه و لبنان، اتکای اصلی بر ویران‌سازی گسترده از طریق جنگنده‌ها و بمب‌های سنگین برای شکستن مقاومت بوده است. در یمن نیز آنها بارها شانس خود را باحملات هوایی برای مهار انصارالله آزمایش کرده اند !
این واقعیات بیانگر آنست که انحصار فناوری‌های پیشرفته هوانوردی در دست چند قدرت محدود، به آن‌ها اجازه داده تا با کمترین تلفات و از فاصله‌ای ایمن، ضربات مهلک وارد کنند. بنابراین، ایران برای بقا و پیروزی، همواره با این سوال اساسی روبرو بوده است که چگونه می‌توان با دشمنی جنگید که آسمان را در اختیار دارد؟
پاسخ اولیه، خرید یا ساخت جنگنده‌های هم‌تراز است ؛ اما در شرایط تحریم و انحصار فنآوری، رسیدن به توازن هواپیما در برابر هواپیما ناممکن یا بسیار دور از دسترس به نظر می رسد. اینجاست که نبوغ دفاعی ایران، راهبرد تغییر زمین بازی را برگزیده است . اگر دشمن از هوا و راه دور ضربه می‌زند، ما نیز باید فناوری‌ای از جنس نبرد هواپایه و ضربه متقابل از راه دور داشته باشیم، اما نه لزوماً با هواپیما.
نقطه ضعف اصلی این دشمنِ تا دندان مسلح، دو چیز است: تلفات انسانی و آسیب‌پذیری تأسیسات و منافع حیاتی و اقتصادی. تجربه ثابت کرده است که آنها در این دو مورد اتفاقا آسیب پذیر هستند . پایگاه‌های نظامی، شریان‌های نفتی و مراکز حیاتی آن‌ها در منطقه، اهدافی ثابت و در دسترس هستند. این منطق حکم می‌کرد که ایران باید بازویی قدرتمند داشته باشد که بتواند در کسری از ساعت، از هر نقطه از خاک خود، پاسخی قاطع، سریع، دقیق و دردناک به عمق استراتژیک دشمن بدهد. اینجاست که صنعت موشکی و در کنار آن قدرت پهپادی ، دقیقاً برای پر کردن این خلأ و خنثی‌سازی مزیت هوایی دشمن متولد شدند.
موشک‌های بالستیک و کروز ایران، به عنوان نیروی هواییِ بدون سرنشین و ارزان‌قیمت، معادله ضربه متقابل را برقرار کردند. اگر دشمن می‌تواند با اف-۳۵ بمباران کند، ایران نیز می‌تواند با سجیل و خیبرشکن، پایگاه همان اف-۳۵ را با خاک یکسان کند. این توانمندی، مزیت ضربه بدون پاسخ را از دشمن گرفت. اگرچه وجود جنگنده‌های مدرن برای دفاع هوایی و پشتیبانی نزدیک، یک ضرورت غیرقابل کتمان است، اما موشک‌ها و پهپادهای انتحاری توانستند چالشی بزرگ برای برتری هوایی غرب ایجاد کنند.
امروز، وجود شهرهای موشکی و انبوه پهپادهای تهاجمی، به دشمن این پیام صریح را مخابره می‌کند که هرچند شروع جنگ با تکیه بر نیروی هوایی شاید با شما باشد، اما پایان آن و میزان خسارتی که متحمل می‌شوید، دیگر در کنترل خلبانان شما نیست. این همان نقطه‌ای است که محاسبات جنگ‌افروزان را به هم می‌ریزد و امنیت پایدار کشور ما را تضمین می‌کند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عقلانیت و فهم راهبردی در هر رویارویی بسیار مهم و حیاتی است و یکی از اصول آن پرهیز از توهم و شناخت دقیقِ نقاط قوت و ضعف حریف است. تاریخ جنگ‌های معاصر به ما می‌آموزد که دشمنان اصلی جمهوری اسلامی یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی دارای یک مزیت راهبردی انکارناپذیر هستند که شاکله دکترین نظامی آن‌ها را می‌سازد و آن برتری مطلق هوایی و توان ضربه از راه دور می باشد . مرور کارنامه جنگ‌افروزی‌های غرب و تجارب آنها نشان می‌دهد که آن‌ها هرگز به راحتی وارد نبرد تن‌به‌تن و فرسایشی روی زمین نمی‌شوند، مگر آنکه پیش از آن، اراده و زیرساخت طرف مقابل را از آسمان نابود کرده باشند.
آخرین مجموعه

14 پیام

۱۴ پیام تبیینی پیرامون مسئله کشته سازی در رخدادهای زمستان ۱۴۰۴

4 پیام

مجموعه پیام های تبیینی پیرامون جنگ دوم اسرائیل و امریکا‌ با ایران

آخرین مطالب
مطالب مرتبط
پیمایش به بالا