عقلانیت راهبردی حکم میکند که همانقدر که در شناخت دشمن و توانایی ها و ضعف های او وسواس داریم، در محاسبهٔ مقدورات، نقاط قوت و آسیبپذیریهای خود نیز قاطع و واقعبین باشیم. یکی از خطاهای پرهزینه و شایع میتواند تکیه بر افتخارات گذشته در نبردهای آینده باشد. اگرچه دفاع مقدس هشت ساله سند افتخار ملی ماست، اما واقعیت این است که مزیتهای آن دوران که شامل نیروی زمینی جانبرکف، موانع طبیعی و وسعت جغرافیایی بود در برابر دشمنی که ماهیت جنگ را به نبرد فناورانه و دورایستا تغییر داده است، به تنهایی کارساز نیست.
در نبرد با ارتش بعث، زمین و خاکریز تعیینکننده بود؛ اما واضح بود که در رویارویی با قدرتهای فناورانه همچون آمریکا و رژیم صهیونیستی، ماجرا طور دیگری است . بنا بر تجربه ، دشمن استراتژی خود را بر حملات مقطعی، دقیق و از راه دور بنا نهاده است. آنها با آگاهی از جغرافیای وسیع ایران، به جای اشغال زمین که در اجرای آن آسیبپذیرند، به دنبال واردنمودن ضربات فلج کننده راهبردی هستند. در چنین نبردی، کوهها و بیابانها نمیتوانند جلوی موشکهای کروز یا بمبافکنهای رادارگریز را در فاز نخست جنگ بگیرند.
نکتهٔ حیاتیتری که وضعیت امروز ما را از کشورهایی مانند یمن ،لبنان و یا سایر اضلاع محور مقاومت متمایز میکند،تراکم ثروت ها و زیرساخت ها در ایران است. جمهوری اسلامی طی چهار دهه، با تحمل فشارهای سنگین در اوج تحریم ها ، حجم عظیمی از داراییهای ملی را در قالب زیرساختهای مدرن ایجاد کرده است. پالایشگاهها و پتروشیمیهای عظیم ،نیروگاههای برق و شبکههای انتقال انرژی ،بنادر تجاری و اسکلههای مهم،صنایع مادر در فولاد و فلزات و زیرساختهای دیجیتال و فناوری اطلاعات از جمله این دارایی های ارزشمند هستند .
امروز مسئله ما تنها دفاع از خاک نیست؛ بلکه حفاظت از شریانهای حیاتی و اقتصادی کشور هم بخش مهم و ضروری دفاع در برابر دشمنان محسوب می گردد. به عبارتی ما چیزهای زیادی برای از دست دادن داریم. دشمن میداند که نابودی این تأسیسات، میتواند تابآوری ملی را تضعیف نماید و اقتصاد کشور را در وضعیت جنگی شکننده نماید. راهبرد آنها، تضعیف تدریجی این مولفههای قدرت با کمترین هزینه است.
در این معادله، پدافند هوایی ما هرچقدر هم قوی باشد به تنهایی کافی نیست. تنها راه برای حفاظت از این دارایی ها ، ایجاد یک موازنه وحشت است. ما به قدرتی نیاز داشتیم که بتواند منطقِ هزینه-فایدهٔ دشمن را تغییر دهد. دشمن باید بداند که اگر نیروگاه ما هدف قرار گیرد، نیروگاه او نیز در امان نخواهد بود؛ مانند آنچه که در جنگ ۱۲ روزه در پاسخ به تخریب یکی از مخازن سوخت در تهران، پالایشگاه حیاتی حیفای اسرائیل را با توان موشکی از بهره برداری خارج نمودیم . بنابراین دشمن باید محاسبه کند که اگر شریان نفتی ما قطع شود، شریان حیاتی او نیز قطع خواهد شد. بنابراین، صنعت موشکی در اینجا نقش بیمهنامهٔ زیرساختهای ملی را بازی میکند. این صنعت توسعه یافت تا با ایجاد توان ضربه متقابل سنگین به داراییهای دشمن، ریسک تهاجم به تأسیسات ایران را به حدی بالا ببرد که عملاً گزینه نظامی از روی میز حذف شود. موشکهای ما، ضامن بقای پالایشگاهها و کارخانههای ما هستند؛ زیرا به دشمن میفهمانند که در جنگِ زدنِ زیرساختها، آنها هم بازنده خواهند بود. موشک ها در واقع تحقق معنای بازدارندگی دفاعی ما هستند .











