نقطه آغازین حرکت به سمت قدرت موشکی، در دوران جنگ تحمیلی و در اضطرار و ضرورت پاسخدهی متقابل به حملات موشکی صدام شکل گرفت . در سالهای ابتدایی جنگ، ایران فاقد هرگونه سامانه موشکی بود و تنها ابزار پاسخگویی، توپهای ۱۳۰ میلیمتری با برد حداکثر ۳۰ کیلومتر بودند که کارایی لازم برای بازدارندگی در برابر حملات موشکی عراق به دزفول و اهواز را نداشتند. در همین شرایط بحرانی، در آبان ۱۳۶۲ مأموریت راهاندازی فرماندهی موشکی زمین به زمین سپاه به حسن طهرانیمقدم محول شد. محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه، دشواری این تصمیم را اینگونه روایت میکند:
“به حسن گفتیم توپخانه را بسپار به شفیعزاده و خودت یگان موشکی را تشکیل بده. او کمی نگاه کرد و چیزی نگفت. بعدها شنیدم که گفته بود: توپخانه را میشد کاری کرد، ولی موشکها خیلی پیچیدهاند. به هر حال باید با توکل این کار را انجام دهیم.”
تلاشها برای پاسخ موشکی به حملات عراق سرانجام در اسفند ۱۳۶۳ به بار نشست. پس از شلیک اولین موشک به کرکوک، اهداف مهم بعدی در بغداد تعیین شد . اتفاقی که شکل گیری توانمندی موشکی ایران را علنی کرد ؛ در واقع دومین موشک هم در بامداد ۱۳۶۴/۱۲/۲۳ به بانک ۱۸ طبقه رافدین بغداد اصابت کرد و موشک بعدی در باشگاه افسران ارتش عراق در بغداد فرود آمد و حدود ۲۰۰ نفر از فرماندهان عراقی را به هلاکت رساند. روایت سردار شهید زهدی از این اتفاق به این شکل است:
“وقتی که بنا شد اولین موشک را خود برادران سپاه به سمت بغداد شلیک کنند، با هم به کرمانشاه رفتیم. مقدمات کار فراهم شد و باشگاه افسران بغداد را هدف گرفتیم. مرحوم شهید طهرانی مقدم پیشنهاد کرد اول دعای توسل بخوانیم و بعد از دعا به زبان فارسی با خدا صحبت کرد و گفت: «خدایا ما نمیخواهیم مردم عراق را بکشیم. ما میخواهیم نظامیان را از بین ببریم که هم ما و هم عراقیها را میکُشند. خدایا این موشک را به باشگاه افسران بزن». موشک شلیک شد و همه پای رادیو نشستیم. پس از چند دقیقه رادیو بیبیسی اعلام کرد “یک موشک، باشگاه افسران بغداد را منهدم کرده و تعداد زیادی از افراد حاضر در آن کشته شدهاند”. من پیشانی شهید طهرانی مقدم را بوسیدم و گفتم این به هدف خوردن موشک نتیجه اخلاص و پاکی تو بود”.
نقطه عطفی که ایران را از واردکننده موشک به سازنده آن تبدیل کرد در بحران سال ۱۳۶۵ رقم خورد. قذافی که تعدادی موشک اسکاد به همراه خدمه به ایران فرستاده بود، در حساسترین مقطع جنگ یعنی مابین عملیات والفجر ۸ و کربلای ۴، دستور توقف همکاری داد. کارشناسان لیبیایی با ایجاد ایراد های فنی و خرابکاری در سکوهای پرتاب و تخریب قطعات، توان موشکی ایران را تعلیق کردند . محسن رضایی این واقعه را چنین شرح میدهد:
“شنیدیم که پادگان را ترک کردهاند و قطعاتی از موشکها را به سفارت لیبی بردهاند… حسن و تیمش ظرف دو ماه این موشکها را عملیاتی کردند و به محض اینکه عراق موشک زد، ما هتل الرشید بغداد را زدیم.”
این اتفاق تجربه ای گرانقیمت بود ، تجربه ای که به وضوح به فرماندهان ما از جمله طهرانیمقدم نشان می داد که امنیت عاریتی، پایدار نیست و نمی توان با اعتماد به فناوری دیگران دشواری های جنگ را طی نمود. با طولانی شدن جنگ شهرها، شهید طهرانیمقدم متوجه شد که استفاده از موشکهای گرانقیمت اسکاد که تعدادشان محدود بود، برای هر هدفی منطقی نیست. سردار نامی روایت میکند که تیم موشکی به دنبال سامانهای ارزانتر با نواخت تیر بالا بود تا بتواند حجم آتش را افزایش دهد. این نیاز عملیاتی منجر به طراحی و ساخت اولین راکت بومی ایران با نام «نازعات» شد که برد آن ابتدا بین ۸۰ تا ۱۲۰ کیلومتر بود و سپس به ۱۵۰ کیلومتر رسید. ساخت نازعات در اواخر سال ۱۳۶۶، نخستین گام عملی برای خروج از وابستگی مطلق به موشکهای وارداتی و مدیریت هزینه-فایده در نبرد بود. نگاه شهید طهرانیمقدم محدود به مرزهای ایران نبود. او در همان سالهای پایانی جنگ، با درک ضرورت ایجاد بازدارندگی منطقهای، به لبنان سفر کرد تا یگان موشکی حزبالله را پایهگذاری کند. محمد طهرانیمقدم (برادر شهید) تأکید میکند:
” بهترین هدیه حاج حسن آقا به مردم و حزبالله لبنان، آموزش و انتقال تجربیات موشکی بود… پیروزی در جنگ ۳۳ روزه و جنگ ۲۲ روزه غزه مدیون همین آیندهنگری ایشان بود.”
این اقدام راهبردی، برای سالها تأثیر خود را به عنوان عامل توازن بخشی و ایجاد معادلات امنیتی علیه اسرائیل ،حفظ کرد و امنیت ایران را فراتر از مرزهای جغرافیایی تأمین نمود. با وجود جایگاه بالای فرماندهی، شخصیت عملیاتی طهرانیمقدم مانع از حضور مستقیم او در صحنه نبود. در جریان عملیات مرصاد و حمله منافقین، سردار نامی روایت میکند:
“دیدیم سردار مقدم به عنوان یک خدمه پای یک خمپاره ۱۲۰ در حال شلیک به سمت دشمن است.”
پس از پایان جنگ، شهید طهرانیمقدم فعالیتهای تحقیقاتی را متوقف نکرد. او در سال ۱۳۷۹ مرکز تحقیقات موشکی را مستقلاً در سپاه راهاندازی کرد. سردار عباس خانی آرانی تصریح میکند که اگرچه وزارت دفاع در ساخت وارد شد، اما “عمده کارهای تحقیقاتی شهاب ۳ را شهید مقدم انجام داده بود. او عقیده داشت نباید چیزی را دیگران بسازند و به ما بدهند… اگر نیروهای مسلح درک کردند به چه ابزاری نیاز دارند، باید برای تولید آن گام بردارند.” نتیجه این تفکر، دستیابی به موشکهای شهاب ۳ با برد ۱۳۵۰ کیلومتر بود که اسرائیل را در تیررس مستقیم قرار داد.
شهید حاجی زاده در مصاحبه ای درباره شهید طهرانی مقدم می گوید :
“ایشان اعتقاد داشت که باید ما بتوانیم قدرتمند باشیم که بتوانیم از امنیت مردم و نظاممان حمایت کنیم. او تاریخ را هم خوانده بود، تاریخ گذشته ایران و صدر اسلام، خب اینها همه مملو از تجربیات تلخ بود و عبرتهایی بود که باید از آنها درس میگرفتیم. دائماً تکیه کلامش این بود که ما باید مشت مقام معظم رهبری را پر کنیم، ایشان فرزند امیرالمومنین علیهالسلام است و باید مشت ایشان پر باشد. دائماً این آرزوها را داشت و این روحیه و فکر را میدمید و پمپاژ میکرد. خب در طول جنگ هم دیدیم که تفکر او درست است، یعنی هر جاییکه ابزار داشتیم، موفق بودیم، اما آنجایی که دشمن برتری داشت، به ازای آن باید خون میدادیم.”
زیربنای موفقیتهای شهید طهرانیمقدم، پایبندی به اصول اخلاقی و صداقت بود؛ درسی که او از شهید صیاد شیرازی آموخته بود. شهید طهرانیمقدم در خاطرهای از دوران آموزش توپخانه نقل میکند که صیاد شیرازی در دوره آموزشی آمریکا، با وجود دسترسی به کتاب حین امتحان و امکان تقلب برای کسب نمره A و شاگرد اولی، به خاطر صداقت از این کار پرهیز کرد. استاد آمریکایی پس از مشاهده این رفتار گفته بود: “شاگرد اول واقعی تو هستی… من یاد گرفتم که صداقت از آنِ مسلمانهاست.” این مکتب اخلاقی، در تمام دوران مدیریت شهید طهرانیمقدم بر سازمان جهاد خودکفایی جاری بود.
شهید حسن طهرانیمقدم تا آخرین لحظه حیات، دست از تلاش برای ارتقای بازدارندگی برنداشت. او که از سال ۱۳۸۵ به عنوان رئیس سازمان جهاد خودکفایی سپاه منصوب شده بود، تمرکز خود را بر پروژههای فوقسری سوخت جامد و افزایش سرعت آمادهسازی موشکها معطوف کرد. سرانجام در ۲۱ آبان ۱۳۹۰، در پادگان مدرس ملارد و حین آمادهسازی یک آزمایش موشکی جدید، بر اثر انفجار زاغه مهمات به شهادت رسید. رهبر انقلاب در پیام تسلیت خود، او را «دانشمند برجسته و پارسای بیادعا» خواندند؛ توصیفی که عصاره ۳۰ سال تلاش او برای تبدیل ایران به یک قدرت موشکی جهانی بود.











