بررسی تاریخچه چهار دههای صنعت موشکی و پهپادی ایران نشان میدهد که نقش آیتالله خامنهای در این عرصه، فراتر از حمایتهای متعارف سیاسی بوده است. ایشان در مقام معمار اصلی این راهبرد دفاعی، در بزنگاههای حیاتی که منطق محاسبات نظامی و اقتصادی حکم به واردات یا توقف توسعه میداد، با تصمیماتی خلاف جریان آب، مسیر تاریخ دفاعی کشور را تغییر دادند. سردار شهید حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، تصریح میکند که پیشرفتهای امروز، از نقطهزنی تا ساخت سامانههای پدافندی بومی، محصول یک مهندسی راهبردی است که ریشه در دوران ریاست جمهوری ایشان و بازدیدهای میدانی سالهای جنگ دارد. برخلاف بسیاری از رهبران جهان که تنها در سطح کلان مداخله میکنند، ایشان با اشراف اطلاعاتی دقیق، حتی در جزئیات فنی نظیر دقت موشک و هوش مصنوعی در پهپادها ورود کرده و مسیر حرکت متخصصان را اصلاح نمودهاند.
شاید یکی از تعیینکنندهترین لحظات در تاریخ صنعت موشکی ایران، در یک جلسه تصمیمگیری در اوایل دهه هفتاد رقم خورد. زمانی که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، بازارهای تسلیحاتی منطقه مملو از موشکهای اسکاد بی شد که جمهوریهای تازه استقلالیافته آنها را با قیمت باورنکردنی ۱۰ هزار دلار عرضه میکردند. این در حالی بود که ایران در زمان جنگ، همین موشکها را به قیمت ۲.۵ میلیون دلار از کره شمالی میخرید. منطق اقتصادی و نظامی ایجاب میکرد که ایران زرادخانههای خود را با این موشکهای ارزان پر کند. سردار حاجیزاده روایت میکند:
“همه مسئولان نظامی، ستاد کل و حتی شهید طهرانیمقدم با این خرید موافق بودند؛ زیرا فرصتی استثنایی بود. اما وقتی خدمت آقا رسیدیم، ایشان با قاطعیت مخالفت کردند و همه ما شوکه شدیم.”
استدلال رهبر انقلاب این بود که واردات انبوه و ارزان، انگیزه و ضرورت بومیسازی را که تازه جوانه زده بود، نابود میکند. اگر آن روز آن خرید انجام میشد، صنعت موشکی ایران برای دههها به یک واردکننده صرف تبدیل میشد و دانش بومی در نطفه خفه میگشت. خودکفایی امروز، محصول آن نه بزرگ است.
در سال ۱۳۶۳، زمانی که موجودی موشکی ایران انگشتشمار بود و منطق جنگ حکم میکرد هر موشک فوراً به سمت دشمن شلیک شود، آیتالله خامنهای در تصمیمی جسورانه دستور دادند دو فروند از موشکها به جای شلیک، در اختیار تیم فنی برای مهندسی معکوس قرار گیرد. سردار حاجیزاده نقل میکند که ایشان در مواجهه با نگرانی متخصصان که تنها ۸ نفر بودند و ترس از خراب شدن موشکها داشتند، فرمودند:
“چرا باز نمیکنید؟ نترسید و جلو بروید. .. ”
ایشان نه تنها دستور دادند، بلکه کلنگ ساخت اولین کارخانه موشکی را در همان سال ۱۳۶۶ بر زمین زدند تا نشان دهند نگاهشان به آینده ،ایجاد یک صنعت مادر برای آینده است. تا حدود یک دهه پیش، ایران به انواع موشکها با بردهای مختلف دست یافته بود، اما این موشکها فاقد دقت لازم برای عملیاتهای نقطهزنی بودند و بیشتر سلاحی برای پاسخ متقارن شهری محسوب میشدند. در این مقطع، رهبر انقلاب با تغییر ریلگذاری، اولویت دقت را بر افزایش برد مقدم شمردند. ایشان در دستوری صریح فرمودند: «اولویت من دقت موشک است.» این مطالبه فنی باعث شد متخصصان هوافضا تمام تمرکز خود را بر سیستمهای هدایت و کنترل متمرکز کنند. نتیجه این تغییر راهبرد در توسعه موشکی، دستیابی به دقتی در حد ۳۰ متر و سپس نقطهزنی کامل بود که امروز ناوهای هواپیمابر و پایگاههای دشمن را به اهدافی آسیبپذیر تبدیل کرده است. سردار شهید حاجیزاده تأکید میکند: «ما امروز دقت موشکها را مدیون تدبیر رهبر انقلاب هستیم؛ زیرا ایشان خواستند که ما بتوانیم در بین چندین هدف، تنها هدف نظامی خاص را منهدم کنیم.»
یکی از ابعاد کمتر شنیده شده در مدیریت رهبر انقلاب، پیوند زدن اخلاق با فناوری موشک های بالستیک است. ایشان همواره بر ممنوعیت آسیب به غیرنظامیان تأکید داشتهاند که این دستور شرعی، به یک الزام فنی در طراحی موشکها تبدیل شد. طبق روایت فرماندهان، موشکهای ایرانی به سیستمهای خودکشی مجهز شدهاند تا در صورت نقص فنی یا انحراف از مسیر، پیش از اصابت به مناطق مسکونی یا غیرنظامی، در هوا منفجر شوند. حساسیت ایشان به حدی است که سردار حاجیزاده میگوید: «آقا از فاصله هفت هشت متری، پیش از آنکه گزارش دهیم، پرسیدند: گفته بودم به مردم آسیب نرسد، چه شد؟» این رویکرد باعث شد ایران به سمت توسعه سلاحهای دقیق هوشمند حرکت کند تا برخلاف الگوی غربی و شرقی، تلفات جانبی به صفر برسد.
در حوزه مدیریت کلان منابع، یکی از تدابیر راهگشای رهبر انقلاب، تفکیک مأموریتهای ارتش و سپاه بود. درحالیکه برخی فرماندهان سپاه تمایل داشتند وارد حوزه خرید و ساخت جنگندههای سرنشیندار شوند، رهبر انقلاب با هوشمندی مانع شدند و فرمودند: «این مأموریت ارتش است؛ شما بچسبید به موشکی و پهپاد». این تقسیم کار باعث شد سپاه پاسداران در تله رقابت تسلیحاتی که در آن غرب برتری مطلق دارد، نیفتد و با تمرکز بر حوزههای نامتقارن، مسیری میانبر را طی کند. اگر ایران سرمایه خود را صرف توسعه جنگندههای نسل ۳ میکرد، امروز در برابر جنگندههای نسل ۵ دشمن هیچ شانسی نداشت، اما با تمرکز بر موشک و پهپاد، معادله قدرت را بر هم زد.
سناریوی مخالفت با خرید خارجی، در حوزه پدافند هوایی نیز تکرار شد. در سال ۱۳۸۲، زمانی که ایران فاقد سامانه پدافندی مؤثر بود و تهدیدات آمریکا اوج گرفته بود، روسیه پیشنهاد فروش سامانه بوک را داد. با وجود اعزام هیئتها، رهبر انقلاب فرمودند: «ترجیح من این است که بومی باشد.» این اعتماد به نفس تزریق شده، منجر به تمرکز بر پروژههای داخلی شد که خروجی آن سامانههای سوم خرداد، طبس و رعد بود. اهمیت این تصمیم زمانی آشکار شد که سامانه سوم خرداد توانست پهپاد فوقپیشرفته و رادارگریز گلوبال هاوک آمریکا را در ارتفاع بالا منهدم کند؛ اقدامی که حتی تحسین کارشناسان روسی را برانگیخت و ثابت کرد اعتماد به توان داخلی، امنیتی پایدارتر از خرید سامانههای وارداتی مانند اس-۳۰۰ که تحویل آن سالها طول کشید، ایجاد میکند.
در مورد پهباد نیز بسیار پیشتر از آنکه جنگ قرهباغ یا اوکراین نقش پهپادها را به جهان اثبات کند، رهبر انقلاب بر توسعه این صنعت تأکید داشتند. ایشان با پیگیری مداوم، فرماندهان را به سمت استفاده از هوش مصنوعی در هدایت پهپادها سوق دادند. سردار حاجیزاده تصریح می کند در جلسهای، سطح اطلاعات و اشراف رهبری بر مباحث هوش مصنوعی چنان بالا بود که فرماندهان احساس کردند باید دانش خود را بهروز کنند. این دوراندیشی باعث شد ایران امروز دارنده بزرگترین کلکسیون نیروی پهپادی و یکی از ۵ قدرت برتر پهپادی جهان باشد که محصولاتش توازن جنگها را تغییر میدهد.
نقش رهبری تنها در ساخت سلاح خلاصه نمیشود، چگونگی استفاده و زمان استفاده از آن نیز در نگاه راهبردی ایشان و بزنگاه های تصمیم گیری حیاتی بوده است. در جنگ اول خلیج فارس، زمانی که بسیاری در داخل پیشنهاد میکردند ایران در کنار صدام علیه آمریکا بجنگد، رهبر انقلاب با درایتی کمنظیر این جنگ را تله خواندند و ایران را از ورود به باتلاقی که میتوانست زیرساختهای کشور را نابود کند، حفظ کردند. این نوع مدیریت کلان نشان میدهد که توسعه موشکی ایران همواره تحت کنترل یک عقلانیت راهبردی بوده که از ماجراجویی پرهیز کرده و تنها بر بازدارندگی تمرکز داشته است. آنچه صنعت دفاعی ایران را از سایر صنایع مانند خودروسازی متمایز کرده است، نگاهِ فرماندهان به تدابیر رهبری به عنوان یک حکم لازمالاجرا و نقشه راه قطعی بوده است. حمایتهای بیبدیل ایشان در برابر کارشکنیهای داخلی و فشارهای خارجی، چتر حمایتی امنی را برای دانشمندان جوان ایجاد کرد تا پیچیدهترین فناوریهای نظامی جهان را بومی کنند. صنعت موشکی ایران، تابلوی تمامنمایی از مدیریت ولایی است که در آن، تحریم به فرصت، و وابستگی به استقلال تبدیل شده است.











