صنعت موشکی جمهوری اسلامی ایران، تجسم عینی و تبلور کامل الگوی مدیریت جهادی است. این الگو، برخلاف برداشت های سطحی که برخی آن را صرفاً به پرکاری تقلیل میدهند، یک مکتب فکری منسجم مبتنی بر عقلانیت راهبردی، آرمانگرایی واقعبینانه و بنبستشکنی علمی است. واکاوی مسیر طی شده در چهار دهه گذشته نشان میدهد که اگر صنعت دفاعی ایران در شرایط تحریم شدید در تراز جهانی ظهور کرده، دقیقاً به دلیل حاکمیت تفکری بوده که محدودیتها را به سکوی پرش تبدیل کرده است. نخستین و شاید مهمترین مؤلفه این مدیریت، مسئلهشناسی دقیق و انتخاب زمین بازی بر اساس واقعیتهاست. مدیریت جهادی، آرمانگراست اما در توهم سیر نمیکند؛ بلکه با محاسبات دقیق، نقطهای را هدف میگیرد که دشمن در آن آسیبپذیر است.
زمانی که در راهبرد دفاعی ایران، فرماندهان جهادی به یک دور راهی رسیدند؛ رقابت در عرصه جنگندهها یا تمرکز بر توان موشکی. الگوی مدیریت و تصمیم سازی رایج شاید حکم میکرد که برای مقابله با نیروی هوایی دشمن، باید نیروی هوایی مشابه ساخت، اما مدیریت جهادی با درک صحیح از فاصله تکنولوژیک و تحریمها، راه میانبر را برگزید. سردار شهید حسن طهرانی مقدم و سردار حاجیزاده و یارانشان دریافتند که بازی در زمین دشمن، نتیجهای جز شکست ندارد. سردار حاجیزاده این انتخاب استراتژیک و هوشمندانه را اینگونه تشریح میکند:
” اگر میرفتیم سراغ مسیری که دنیا رفته، دنیا عمدتاً ــ شرق و غرب دنیا ــ برای سلاح تهاجمی دنبال هواپیما رفته و الان به هواپیمای مثلاً نسل ۵ رسیده است و ما احتمالاً در نسل ۳ همچنان در حال تلاش و تقلا بودیم که جلو برویم. یعنی چه؟ یعنی هر کاری میکردیم، پشت سر آنها بودیم، پنجاه سال فاصله داشتیم. ما آمدیم بهجای اینکه پشت سر دشمن حرکت کنیم و هیچوقت هم به آن نرسیم، مسیری را انتخاب کردیم که الان در مقابلشان درآمدیم و درست است که در این سالها تهدیدات را دیدیم، تهدیدمحور دنبال کردیم اما امکانی را پیگیری کردیم که بشود تهدیدات را پاسخ داد. در بسیاری اوقات، حداقل در این دههی اخیر، هدفمحور حرکت کردیم، یعنی دنبال مسائلی بودیم، دنبال تسلیحاتی بودیم، دنبال امکاناتی بودیم که از یک نقطهای بتوانیم موفقیتی بهدست بیاوریم که تمام توانمندیهای دشمن را ناکارآمد بکند.”
این رویکرد نشان میدهد که مدیریت جهادی با ترکیب واقعبینی یعنی پذیرش فاصله در صنعت هوایی و آرمانگرایی برای اراده ورزی در جهت غلبه بر ابرقدرتها، به جای رقابت فرسایشی، به خلق مزیت نامتقارن روی آورده است. رکن دوم این موفقیت، ولایتمداری هوشمندانه و ترجیح منافع راهبردی بر منافع تاکتیکی است. در مدیریت جهادی، انسجام میان فرماندهی و بدنه اجرایی، ضامن حرکت در مسیر صحیح است. یکی از گلوگاههای تاریخی این صنعت، مقطع فروپاشی شوروی بود؛ زمانی که بازار سیاه پر از موشکهای ارزانقیمت بود و منطق مدیریتی کوتاهمدت حکم میکرد که به جای رنج تحقیق و توسعه، انبارها را با خرید پر کرد. اما درایت رهبر معظم انقلاب و تبعیت محض فرماندهان از این نگاهِ تمدنساز، مسیر تاریخ را عوض کرد. اگر آن روز ایران خریدار میشد، امروز نهایتاً دارندهی موزهای از موشکهای منسوخ شرقی بود، نه سازنده موشکهای هایپرسونیک. سردار حاجیزاده در روایتی تکاندهنده از این تصمیم تاریخی میگوید:
«شاید آن روز، مثلاً ماها که بیستونه یا سی سال داشتیم، امثال شهید مقدم، مثلاً میگفتیم ای کاش آقا موافقت میکردند، ای کاش میتوانستیم بخریم، چرا نخریدیم. آن روز، خود ماها متوجه نبودیم که این تدبیر چقدر اثرگذار است و اگر آن روز ما انتخاب مسیرمان درست نبود و تعیین مسیرمان توسط حضرت آقا صورت نمیگرفت، مطمئن باشید مسیر رسیدن به موشکهای زمین به زمین، موشکهای دوربردتر، یا اصلاً طی نمیشد یا خیلی عقبافتادگی داشتیم. چون بالاخره وقتی میخریدید، مراحل بعد ممکن بود چیزهای دیگر هم به تو بدهند، ولی بعد دیگر اصلاً مسیر میشد مسیر خرید. مسیر خرید ممکن بود تا یک حدی باز باشد، ولی بعد از یک مدت بسته میشد، دیگر نمیتوانستی بخری یا مشخصات جدید، برد جدید، دیگر نمیتوانستی بخری. خب، این خیلی تعیینکننده بود، این مسیری که حضرت آقا ریلگذاری کردند.»
این ماجرا اثبات میکند که مدیریت جهادی، نگاهش به افقهای دوردست است و خودکفایی پایدار را فدای رفاه لحظهای نمیکند. از سوی دیگر تبعیت از رهبری و امام جامعه منجر به هم افزایی و انسجام ظرفیت ها در راستای اهداف اولویت دار می گردد که نتیجه مستقیم آن حل مسئله های دشوار است .
سومین ویژگی بارز این مدیریت، خلاقیت دانشبنیان و عدم پذیرش بنبست است. در قاموس مدیریت جهادی، “نمیشود” و “نمیتوانیم” وجود ندارد. وقتی مسیر واردات بسته میشود، مسیر خلاقیت باز میشود. پیشرفتهای شگرف در حوزه سوخت جامد مرکب و هدایت و کنترل، سندی بر این مدعاست. تبدیل موشکهای با برد کوتاه و دقت پایین به موشکهای نقطهزن با بردهای استراتژیک، حاصل یک جهاد علمی گسترده و عمیق بود. یک کارشناس هوافضا در سال ۹۷، این جهش خیرهکننده تکنولوژیک را که غرب را مبهوت کرد، اینگونه توضیح میدهد:
«در طول ۱۵ سال گذشته تحقیقات بسیار گستردهای در زمینه سوختهای جامد جدید انجام گرفته است و خوشبختانه سوختهایی در کشور توسعه داده شده که تعجب صاحبان و انحصار کنندگان این تکنولوژی را برانگیخته است. توسعه تدریجی این سوختها در کنار سایر بهینهسازیها آنقدر اثر گذار بوده است که برد نسلهای اولیه فاتح را از ۳۰۰ کیلومتر به ۵۰۰ کیلومتر در فاتح ۳۱۳ و در ذوالفقار به بیشتر از ۷۰۰ و فاتح مبین به ۷۵۰ کیلومتر افزایش داد. بنابراین اگر موشک سجیل بر مبنای سوختهای جامد جدید بهینهسازی شده باشد، توانایی دستیابی به بردهایی بیشتر از ۳۰۰۰ کیلومتر دور از انتظار نخواهد بود. این همان مسئلهای که بیگانگان را خیلی نگران کرده است. احتمال میرود عدم انجام تستهای نسل جدید آن به این دلیل باشد.»
این سطح از پیشرفت که برد موشک را با همان ابعاد فیزیکی، دو تا سه برابر میکند، نشاندهنده آن است که مدیریت جهادی عمیقاً با علم و فناوری روز گره خورده است. در نهایت، این پرسش مطرح میشود که چرا این الگوی موفق در سایر صنایع کشور تکثیر نشده است؟ چرا کشوری که پیچیدهترین موتورهای موشکی را میسازد، در صنعت خودروسازی همچنان درگیر مشکلات ابتدایی است؟ پاسخ در تفاوت ماهوی دو سبک مدیریتی نهفته است: مدیریت جهادی در برابر مدیریت کارمندی. دکتر محمدرضا مخبر دزفولی، دبیر سابق شورای عالی انقلاب فرهنگی، با صراحت این تناقض را ریشهیابی کرده و میگوید:
” گیر کار در مدیریت جهادی و انقلابی است. در مدیریت جهادی دانش در کنار غیرت، تعهد و خودباوری و ما میتوانیم جمع میشود و نتیجهی آن صنایع هوافضا یا موشکهای بازدارندهی ماست. این خصوصیت مدیریت جهادی است. در صنایع موشکی که به لحاظ دانشی، بسیار پیچیده و پیشرفته است از ظرفیت و توان دانشمندان و دانشگاهیان ما استفاده شده است. چرا در خودروسازی استفاده نکردیم؟ و چرا استفاده نمیکنیم؟ چرا باید جوان طراح درجهی یک دانشگاه شریف، دانشگاه تهران و دانشگاه امیرکبیر ما برود طراح کارخانهی کرهای بشود؟ بسیاری از این بچهها الان در کشورهای دیگر طراحیهای نو به نو را برای این خودروسازان جهانی انجام میدهند. چرا اینجا استفاده نکردیم؟ علت این است که مدیریت کارمندی حاکم بوده، نه مدیریت جهادی. مدیریت غیر علمی و غیرانقلابی بوده نه مدیریت علمی و انقلابی. اینها غفلت و ضعف و اشکال است.”











