مشارکت کشورهای خارجی در شکل گیری صنعت موشکی، تعیین کننده نبوده است.

در بررسی تاریخچه و سیر تکامل صنعت موشکی جمهوری اسلامی ایران، یکی از مباحثی که نیازمند تبیین راهبردی و زدودن غبار تحریف از چهره آن است، مسئله استقلال دانشی در برابر فرضیه مونتاژی بودن یا وابستگی حیاتی به کشورهای دوست است. سال‌هاست که پروژه تبلیغاتی غرب، با طرح ادعاهایی نظیر کپی‌برداری از موشک‌های کره شمالی، خرید تکنولوژی از چین یا بهره‌گیری از میراث اتحاد جماهیر شوروی، سعی در تقلیل دادن یکی از پیچیده‌ترین دستاوردهای علمی ایران به یک خط تولید وارداتی داشته‌اند. هدف نهایی این جنگ شناختی، فراتر از انکار توان نظامی، هدف قرار دادن اعتماد به نفس ملی و القای حس تحقیرشدگی با کلیدواژه‌هایی تمسخر آمیزی همچون آبگرمکن پرنده، فتوشاپ و ماکت بوده است. اما واقعیات میدانی، بیش از هر سند دیگری اثبات می‌کند که اگرچه تعاملات اولیه در دوران جنگ تحمیلی وجود داشت، اما مشارکت خارجی هرگز عامل حیاتی، تعیین‌کننده و پایدار در بلوغ این صنعت نبوده و مسیر موشکی ایران، یک مسیر کاملاً درون‌زا، مبتنی بر مهندسی معکوس خلاقانه و در نهایت عبور از مرزهای دانش جهانی بوده است.
برای درک عمق این استقلال، باید به نقطه صفر بازگشت. تجربه تلخ کارشکنی تیم لیبیایی که در حساس‌ترین مقطع جنگ، سیستم‌ها را از کار انداختند ، به مثابه یک شوک بیدارکننده عمل کرد. این خیانت تاریخی به فرماندهان و سیاست‌گذاران دفاعی ایران آموخت که در وضعیت دنیای امروز، تکیه بر کشور دوست در حوزه‌های راهبردی، مانند یک قمار خطرناک بر سر امنیت ملی است. اگر قرار بود صنعت موشکی ایران بر پایه تکیه بر خارجی ها بنا شود، با تغییر معادلات سیاسی جهان، فروپاشی شوروی، تحریم‌های شورای امنیت و فشارهای آمریکا بر چین و روسیه، این صنعت باید سال‌ها پیش متوقف می‌شد و می‌مرد. اما چرا نمرد و بالنده‌تر شد؟ پاسخ در شکوفایی و بالندگی علمی و فنی روزافزون نهفته است.
منتقدان و مغرضان، اغلب تعمداً تفاوت میان مونتاژ و مهندسی معکوس را نادیده می‌گیرند. مونتاژ، فرآیندی مکانیکی و فاقد عمق دانشی است که در آن کاربر صرفاً قطعات پیش‌ساخته را سرهم می‌کند و با قطع جریان قطعات، تولید متوقف می‌شود. اما مهندسی معکوس، یک متدولوژی علمی پذیرفته شده در تمام کشورهای پیشرفته از جمله چین و حتی خود آمریکا در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم، برای شکستن انحصار تکنولوژی است. دانشمندان ایرانی در گام اول، موشک‌های وارداتی را نه برای کپی‌سازی کورکورانه، بلکه برای فهم فیزیک پرواز، دینامیک سیالات و شیمی پیشران تشریح کردند. اما هنر صنعت موشکی ایران در بازآفرینی و بومی سازی فناوری آن بود. اگر ایران صرفاً کپی‌کار بود، امروز باید موشک‌هایی با دقت پایین مانند اسکادهای اولیه با خطای چند کیلومتر و سوخت مایع پردردسر داشت. حال آنکه دستاوردهای امروز ایران، نظیر موشک‌های نقطه‌زن با خطای کمتر از ده متر، استفاده از سوخت‌های جامد مرکب پیشرفته، و قابلیت‌های مانورپذیری کلاهک در جو، هیچ نمونه مشابهی در زرادخانه‌هایی که ادعا می‌شود منابع ایران بوده‌اند، ندارد. این جهش‌ها محصول دانش و توان ایرانی است، نه نقشه‌های وارداتی.
در واقعیت دنیای امروز هیچ کشوری، حتی نزدیک‌ترین متحدان، فرمول‌های سری سوخت جامد یا کدهای هدایت و کنترل دقیق خود را در اختیار دیگری قرار نمی‌دهند. دستیابی ایران به سوخت‌های جامد جدید ، شاهکاری است که تماماً در داخل رقم خورد و سرویس‌های اطلاعاتی غرب را که به دنبال ردپای خارجی می‌گشتند، ناکام گذاشت.
سلسله عملیات شکوهمند وعده صادق، نقطه پایانی بر تمامی یاوه‌گویی‌های رسانه‌ای درباره ماکت بودن یا فتوشاپ بودن توان موشکی ایران بود. سال‌ها تبلیغ کردند که آمارهای ایران اغراق‌آمیز است و تکنولوژی ایرانی توان عبور از سپرهای چندلایه غربی-اسرائیلی را ندارد. اما آن شب های تاریخی، وقتی موشک‌های ایرانی با طی مسافت‌های طولانی و فریب دادن پیشرفته‌ترین رادارهای جهان، دقیقا به اهداف نظامی حفاظت‌شده اصابت کردند، دنیا حقیقت را دید. نفوذپذیری و دقت موشک‌های ایرانی، گواهی داد که دانش ایرانی به لبه‌های تکنولوژی حمله و نفوذ رسیده است.
تلاش برای نسبت دادن این صنعت به دیگران در حقیقت، تنها یک تاکتیک روانی برای تحقیر ملی است. دشمن می‌داند که پذیرش توانمندی علمی ایران، به معنای پذیرش شکست پروژه مهار ایران و الگوشدن ایران برای سایر ملت‌های مستقل است. آنها می‌خواهند ایرانیان باور کنند که ما نمی‌توانیم و هر چه داریم عاریه‌ای است تا از این طریق، امید و غرور ملی را که سوخت اصلی پیشرفت است، بخشکانند. اما حقیقت غیرقابل انکار این است که صنعت موشکی ایران، امروز نه تنها واردکننده نیست، بلکه به باشگاه صادرکنندگان تکنولوژی دفاعی پیوسته و قدرت‌های بزرگ جهانی با دیده احترام و البته هراس به این توانمندی می‌نگرند. این صنعت، سند ابطال نظریه توسعه برون‌گراست؛ چرا که نشان داد بدون کدخدا و بدون تکیه بر قدرت‌های شرق و غرب، می‌توان امنیت را خرید و عزت را ساخت.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در بررسی تاریخچه و سیر تکامل صنعت موشکی جمهوری اسلامی ایران، یکی از مباحثی که نیازمند تبیین راهبردی و زدودن غبار تحریف از چهره آن است، مسئله استقلال دانشی در برابر فرضیه مونتاژی بودن یا وابستگی حیاتی به کشورهای دوست است. سال‌هاست که پروژه تبلیغاتی غرب، با طرح ادعاهایی نظیر کپی‌برداری از موشک‌های کره شمالی، خرید تکنولوژی از چین یا بهره‌گیری از میراث اتحاد جماهیر شوروی، سعی در تقلیل دادن یکی از پیچیده‌ترین دستاوردهای علمی ایران به یک خط تولید وارداتی داشته‌اند. هدف نهایی این جنگ شناختی، فراتر از انکار توان نظامی، هدف قرار دادن اعتماد به نفس ملی و القای حس تحقیرشدگی با کلیدواژه‌هایی تمسخر آمیزی همچون آبگرمکن پرنده، فتوشاپ و ماکت بوده است.
آخرین مجموعه

14 پیام

۱۴ پیام تبیینی پیرامون مسئله کشته سازی در رخدادهای زمستان ۱۴۰۴

4 پیام

مجموعه پیام های تبیینی پیرامون جنگ دوم اسرائیل و امریکا‌ با ایران

آخرین مطالب
مطالب مرتبط
پیمایش به بالا