صنعت موشکی جمهوری اسلامی ایران بر شانههای حمایت مردمی استوار است که تاریخ را خوب میشناسند و عزت را به هر قیمتی طلب میکنند. تحلیل جامعهشناختی و تاریخی رابطه مردم و مسئله دفاع از کشور، پرده از حقیقتی برمیدارد که همواره در محاسبات دشمنان و تحلیلهای سطحی رسانههای معاند نادیده گرفته شده است. این حقیقت آن است که صنعت موشکی ایران، برخلاف تبلیغات غرب که آن را پروژهای حاکمیتی نشان می دهند، عمیقترین ریشهها را در خواست ملی و ناخودآگاه تاریخی ایرانیان دارد.
مردم ایران، فارغ از تکثر سلایق سیاسی، گلایههای اقتصادی و تنوع فرهنگی، در یک نقطه، اشتراک نظر قاطع و خللناپذیر دارند و آن حفظ تمامیت ارضی و اقتدار ملی در برابر بیگانه است. این اجماع نانوشته، ریشه در حافظه تاریخی ملتی دارد که هنوز تلخی معاهدات ننگین و جدایی بخشهای عظیمی از خاک وطن در دوران قاجار و اشغال کشور در جنگهای جهانی اول و دوم در زمان پهلوی به دلیل ضعف قوای دفاعی و بی لیاقتی حاکمان را فراموش نکرده است.
در فرهنگ سیاسی ایرانیان، حاکمانی که به دلیل ضعف نظامی تسلیم شدهاند، همواره مورد شماتت تاریخ و نفرت افکار عمومی بودهاند و در مقابل، کسانی که ولو با تحمل سختیها، سپر امنیت کشور را مستحکم کردهاند، در جایگاه قهرمانان ملی نشسته اند. صنعت موشکی امروز، در واقع پاسخ به یک خواست تاریخی ۳۰۰ ساله و تبلور اراده ملتی است که تصمیم گرفته دیگر هرگز در برابر هیچ تجاوزی، دستبسته و تحقیرشده نباشد.
هویت ایرانی، ترکیبی از غیرت ملی و باورهای دینی است؛ هویتی که در آن دفاع از کیان سرزمین با آموزههای جهادی و عاشورایی گره خورده است. این اکسیر هویتی سبب شده تا مردم، پیشرفتهای موشکی را ضامن بقای تمدنی خود بدانند. حمایتهای مردمی از دانشمندان هستهای و موشکی و حضور میلیونی در تشییع پیکر سرداران مقاومت از جمله سردار شهید سلیمانی آن ایرانمرد یگانه زمانه ما، نشانگر آن است که جامعه ایران با هوشمندی بالا، مرز میان مشکلات داخلی و تهدیدات خارجی را تفکیک میکند. آنها میدانند که در دنیای بیرحم سیاست بینالملل، جایی که قانون جنگل حاکم است و نهادهای بینالمللی در برابر نسلکشیها سکوت میکنند، تنها زبان قابل فهم برای متجاوزان، زبان قدرت است.
این درک عمیق اجتماعی، بزرگترین پشتوانه و سرمایه برای صنعت دفاعی از جمله صنایع موشکی است؛ سرمایهای که تحریمشدنی نیست و با هیچ بمب و موشکی از بین نمیرود.
اوج تجلی این حمایت آگاهانه و شورانگیز را میتوان در حوادث پس از خرداد ۱۴۰۴ و در جریان جنگ ۱۲ روزه و تجاوز رژیم صهیونیستی به خاک ایران مشاهده کرد. در این وضعیت جامعه ایران واکنشی نشان داد که تمامی تئوریپردازیهای غرب درباره شکاف میان مردم و حاکمیت را باطل کرد. مرکز تحقیقات سازمان صداوسیما، به عنوان یکی از معتبرترین مراجع افکارسنجی با نیمقرن تجربه، سه روز پس از پاسخ کوبنده موشکی ایران به تجاوزات رژیم صهیونیستی، اقدام به سنجش دقیق افکار عمومی کرد. نتایج این پیمایش علمی که در سطح ملی و با جامعه آماری ۵۲۰۰ نفری انجام شد، حیرتانگیز بود و نشان داد که صنعت موشکی تا چه حد در قلب و ذهن ایرانیان نفوذ دارد.
طبق دادههای مستند این نظرسنجی، حمایت مردم از تصمیم ایران برای پاسخ موشکی به رژیم صهیونیستی، عددی شگفتانگیز بود: ۹۱.۶ درصد. این آمار یعنی یک اجماع کمنظیر ملی؛ یعنی تقریباً تمام جامعه ایران، فارغ از هر اختلاف نظری، بر سر لزوم تنبیه متجاوز توافق داشتند.
شاید مهمترین بخش این پژوهش، پاسخ مردم به سوالی درباره آینده صنعت موشکی بود. در شرایطی که تبلیغات دشمن بر بیهوده بودن هزینه در صنایع نظامی متمرکز بود، ۹۲.۶ درصد از مردم ایران توسعه صنعت موشکی را با توجه به شرایط کنونی ضروری دانستند که از این میان، ۵۶.۱ درصد گزینه خیلی زیاد را انتخاب کردند. این عدد پیامی روشن برای تمام جهان مخابره کرد و آن اینکه توسعه توان موشکی، یک مطالبه عمومی است. مردم ایران با درک تهدیدات پیرامونی، خواهان قویتر شدن توان دفاعی کشور هستند و امنیت خود را در گرو ارتقای این صنعت میبینند. همچنین، در شاخص اعتماد عمومی، ۸۶ درصد از پاسخگویان اعلام کردند که به تصمیمگیریهای مسئولان نظامی و سیاسی کشور در مقابله با دشمن اعتماد دارند. این سطح از اعتماد به فرماندهان میدان، نشاندهنده شکست کامل پروژه عملیات روانی دشمن برای بیاعتبار کردن مدافعان امنیت کشور است.











