ایران در باشگاه ۱۰ قدرت برتر موشکی جهان قرار گرفته است.

در بررسی های مرتبط با توانمندی های دفاعی و نظامی، قدرت‌های نظامی همواره به دو دسته متمایز قدرت‌های تاکتیکی و قدرت‌های راهبردی تقسیم‌بندی می‌شوند. گروه اول کشورهایی هستند که صرفاً توان دفاع محدود در مرزهای خود را دارند و گروه دوم، ابرقدرت‌هایی که با تکیه بر زرادخانه‌های دوربرد، قادر به تغییر موازنه جهانی و ایجاد بازدارندگی در سطح قاره‌ای می باشند. تا کمتر از یک دهه پیش، تمام تلاش اندیشکده‌های غربی و دستگاه‌های تبلیغاتی وابسته به آن‌ها برای این بود که جمهوری اسلامی ایران را در دسته اول محصور کرده و برنامه موشکی آن را صرفاً یک ابزار مزاحم منطقه‌ای با کارکرد روانی برای فضای داخلی کشور جلوه دهند. اما امروز، واقعیت‌های میدانی خیره‌کننده و گزارش‌های فنی دقیق منتشر شده توسط معتبرترین موسسات نظامی جهان، پرده از حقیقتی برداشته‌اند که هضم آن برای اتاق‌های فکر واشنگتن و تل‌آویو بسیار دشوار و تکان‌دهنده است. جمهوری اسلامی ایران نه تنها حصارهای تکنولوژیک و تحریم‌های فلج‌کننده را در هم شکسته، بلکه رسماً و بدون هیچ تردیدی به باشگاه انحصاری ۱۰ قدرت برتر موشکی جهان پیوسته است. این جهش عظیم، حقیقتی انکارناپذیر است که در اسناد محرمانه و گزارش‌های سالانه موسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک (IISS) و پروژه تخصصی تهدید موشکی (CSIS) ثبت شده و مبنای محاسبات نظامی ناتو قرار گرفته است.
زمانی که از هم‌ترازی ایران با ابرقدرت‌های موشکی جهان سخن می‌گوییم، باید جزئی تر و از زبان دقیق آمار و ابعاد فناوری استفاده کنیم تا عمق این تحول راهبردی روشن شود. توانمندی موشکی ایران امروز از لحاظ کمیت و حجم آتش، بدون رقیب در غرب آسیا ایستاده است. تخمین‌های محافظه‌کارانه نهادهای اطلاعاتی غرب، تعداد موشک‌های بالستیک آماده شلیک ایران را بیش از ۳۰۰۰ فروند ارزیابی می‌کنند؛ عددی که به تنهایی برای اشباع هرگونه سامانه پدافندی در منطقه کافی است. با این حال، آنچه ایران را از یک قدرت منطقه‌ای ساده جدا کرده و به رقیب جدی قدرت‌هایی نظیر روسیه، چین و آمریکا تبدیل کرده است، صرفاً تعداد موشک‌ها نیست، بلکه کیفیت و جهش فناورانه در سامانه‌های هدایت و پیشران است. ایران توانسته است موشک‌هایی را عملیاتی کند که از لحاظ دقت (CEP) و قابلیت اطمینان، با نمونه‌های پیشرفته غربی رقابت کنند. موشک‌هایی نظیر عماد و خیبرشکن که خطای آن‌ها به زیر ده متر رسیده است، به معنای تغییر ماهیت چشمگیر توانایی های موشکی ایران است.
گزارش‌های فنی سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ نشان می‌دهد که ایران با تسلط کامل و بومی بر چرخه پیچیده سوخت جامد مرکب، یکی از بزرگترین چالش‌های موشکی خود را حل کرده است. این فناوری استراتژیک، زمان آماده‌سازی برای شلیک را از ساعت‌ها در موشک‌های سوخت مایع قدیمی، به تنها چند دقیقه کاهش داده و قابلیت تحرک و بقاپذیری لانچرها را در برابر حملات پیش‌دستانه دشمن به طرز چشمگیری افزایش داده است. اما اوج این هنرنمایی مهندسی، در رونمایی از موشک فتاح به عنوان یک موشک هایپرسونیک تجلی یافت. ورود ایران به جمع چهار کشور محدود دارنده این فناوری در جهان، معادلات پدافندی غرب را به کلی برهم زد. موشک فتاح با قابلیت مانورپذیری در داخل و خارج از جو و حرکت با سرعت‌های بالای ۱۳ تا ۱۵ ماخ، عملاً سامانه‌های پدافندی چند میلیارد دلاری نظیر تاد، پاتریوت و پیکان را ناکارآمد کرده است. این سامانه‌ها بر مبنای محاسبه مسیر بالستیک و قوسی‌شکل هدف طراحی شده‌اند، اما فتاح با تغییر مسیرهای ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی، رادارهای دشمن را در محاسبات خود کور می‌کند و عبور از گنبد آهنین را در عمل میسر کرده است.
در این میان، اعترافات دشمنان، سند حقانیت و قدرت این مسیر است. یوزی روبین، که از او به عنوان پدر صنعت موشکی اسرائیل و بنیان‌گذار سازمان دفاع موشکی این رژیم یاد می‌شود، کسی نیست که که بشود به قضاوت او دراین باره بی توجه بود. با این حال، او در کنفرانس‌های تخصصی متعدد با ادبیاتی آمیخته با تحسین فنی و هراس، صراحتاً تأید می‌کند که ایران خود صاحب سبک، دکترین و طراحی منحصر‌به‌فرد موشکی است. این اعتراف از زبان کسی که خود طراح سیستم‌های پدافندی اسرائیل است، نشان می‌دهد که فاصله فناوری میان تهاجم موشکی ایران و پدافند اسرائیل به نفع ایران تغییر کرده است.
فراتر از این، یک گزارش از کانال ۱۳ تلویزیون اسرائیل به نقل از نتانیاهو در جلسه ای پیش از حمله خرداد ۱۴۰۴ و جنگ ۱۲ روزه، ایران را «دومین موتور پیشران قدرت موشکی جهان» توصیف می‌کند. این تعبیر بکاررفته توسط نتانیاهو بار معنایی سنگینی دارد؛ بدین معنا که ایران اکنون از سطح یک بازیگر منطقه ای که صرفاً برای دفاع از خود سلاح می‌سازد، عبور کرده و به یک قطب جهانی تبدیل شده که می‌تواند بر روند تکثیر فناوری و موازنه‌های قدرت در مقیاس جهانی اثر بگذارد. البته کپی کاری های سایر کشور ها از جمله آمریکا، این روزها از روی پهباد شاهد ۱۳۶ ایران که دستمایه گزارش های رسانه ای زیادی در دنیا شده، نمونه ای جدی از این اتفاق در صنعت پهبادی ما نیز می باشد.
قرار گرفتن در این جایگاه ممتاز جهانی، پیامی روشن برای تمام طرف‌های درگیر دارد. برای غرب، این به معنای پایان دوران قلدری نظامی و شکست قطعی استراتژی تحریم تسلیحاتی است؛ چرا که کشوری که تحت شدیدترین محاصره‌های تاریخ توانسته به لبه فناوری هایپرسونیک برسد، دیگر با تحریم قابل مهار نیست. برای متحدان منطقه‌ای آمریکا، این واقعیت اثبات می‌کند که چتر امنیتی غرب سوراخ شده و هزینه‌های اتکا به سامانه‌های غربی در برابر طوفان موشکی ایران بسیار گزاف خواهد بود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در بررسی های مرتبط با توانمندی های دفاعی و نظامی، قدرت‌های نظامی همواره به دو دسته متمایز قدرت‌های تاکتیکی و قدرت‌های راهبردی تقسیم‌بندی می‌شوند. گروه اول کشورهایی هستند که صرفاً توان دفاع محدود در مرزهای خود را دارند و گروه دوم، ابرقدرت‌هایی که با تکیه بر زرادخانه‌های دوربرد، قادر به تغییر موازنه جهانی و ایجاد بازدارندگی در سطح قاره‌ای می باشند. تا کمتر از یک دهه پیش، تمام تلاش اندیشکده‌های غربی و دستگاه‌های تبلیغاتی وابسته به آن‌ها برای این بود که جمهوری اسلامی ایران را در دسته اول محصور کرده و برنامه موشکی آن را صرفاً یک ابزار مزاحم منطقه‌ای با کارکرد روانی برای فضای داخلی کشور جلوه دهند.
آخرین مجموعه

14 پیام

۱۴ پیام تبیینی پیرامون مسئله کشته سازی در رخدادهای زمستان ۱۴۰۴

4 پیام

مجموعه پیام های تبیینی پیرامون جنگ دوم اسرائیل و امریکا‌ با ایران

آخرین مطالب
مطالب مرتبط
پیمایش به بالا