مرزهای دانش و فناوری که امروزه شاخص پیشرفتگی قدرتهای موشکی جهان محسوب میشوند را اگر بررسی کنیم، بیش از پیش مشخص می شود که چرا توانمندی موشکی ایران را در لبه فناوری روز دنیا می دانیم.
اولین شاخص؛ آیرودینامیک هایپرسونیک و مانورپذیری گلایدینگ (HGV) : این فناوری پیچیدهترین سطح در مهندسی هوافضا است که در آن کلاهک موشک پس از جدایش، نه در یک مسیر سهموی (Ballistic) بلکه در لایههای رقیق جو با سرعت بالای ۵ ماخ میلغزد (Glide). چالش اصلی در اینجا مدیریت حرارت پلاسما (بالای ۲۰۰۰ درجه سانتیگراد) و حفظ ارتباط رادیویی در شرایط یونیزه شدن هوا است. مزیت راهبردی این فناوری، غیرقابل پیشبینی بودن مسیر برای رادارهای سپر موشکی است، زیرا پرتابه میتواند در حین پرواز تغییر ارتفاع و جهت دهد. کشورهای پیشرو مانند چین با موشک DF-17 و روسیه با سامانه Avangard این فناوری را توسعه دادهاند. در سبد موشک های ایرانی، این فناوری پیشرفته در کلاس موشکهای «فتاح-۲» که دارای کلاهک گلایدکننده هایپرسونیک است، عملیاتی شده است.
دومین شاخص؛ پیشرانهای سوخت جامد با نازل متحرک (TVC) درون جو : کنترل بردار رانش (Thrust Vector Control) در موتورهای سوخت جامد، جایگزین بالکهای آیرودینامیکی انتهای موشک میشود. در این فناوری، نازل خروجی موتور قابلیت چرخش دارد و با تغییر جهت گازهای خروجی، مسیر موشک را اصلاح میکند. این تکنولوژی علاوه بر کاهش سطح مقطع راداری (به دلیل حذف بالکها)، امکان مانورهای سنگین بلافاصله پس از پرتاب و قابلیت شلیک از سیلوهای مخفی یا پرتابگرهای متحرک را فراهم میکند. موشک Vega-C اروپا و موشکهای رهگیر پیشرفته آمریکایی از این فناوری بهره میبرند. در سبد موشک های ایرانی، موتورهای سری سلمان و زهیر و موشک قیام از این فناوری بهره میبرند.
سومین شاخص؛ بدنههای تمام کامپوزیت الیاف کربن: استفاده از مواد مرکب غیرفلزی و الیاف کربن در ساخت بدنه موتور و بدنه موشک، یک انقلاب در کاهش وزن سازه است. این فناوری به طراحان اجازه میدهد با همان میزان سوخت، برد موشک را تا حد قابل توجهی افزایش دهند یا کلاهک سنگینتری حمل کنند. همچنین، بدنههای کامپوزیتی بازتاب راداری بسیار کمتری نسبت به فلز دارند. این تکنولوژی در موشکهای قارهپیما مانند Trident II D ایالات متحده استاندارد شده است. در سبد موشک های ایرانی، موشکهای «رعد-۵۰۰» و «خیبرشکن» با استفاده از این فناوری، بردهای بلند را در ابعادی بسیار کوچک و تاکتیکی ارائه میدهند.
چهارمین شاخص؛ هدایت ترمینال با جستجوگرهای ضد رادار: تلفیق سرعت ویرانگر موشک بالستیک با جستجوگرهای امواج راداری یک کابوس برای سامانههای پدافندی است. برخلاف موشکهای کروز ضد رادار (مانند AGM-88 HARM آمریکا) که سرعت پایینتری دارند، یک موشک بالستیک ضد رادار با سرعتی چند برابر صوت از بالا بر روی رادار دشمن شیرجه میرود و فرصت خاموش کردن یا جابجایی رادار را به صفر میرساند. این فناوری نیازمند الگوریتمهای پیچیده پردازش سیگنال در سرعتهای مافوق صوت است. در سبد موشک های ایرانی، موشکهای بالستیک «هرمز-۱» به طور اختصاصی برای شکار رادارهای پدافندی با این فناوری طراحی شدهاند.
پنجمین شاخص ؛ کلاهکهای جداشونده با هدایت پایانی (MaRV) : در موشکهای نسل قدیم، کلاهک پس از ورود به جو مسیر ثابتی داشت، اما فناوری MaRV (Maneuverable Reentry Vehicle) به کلاهک اجازه میدهد در فاز نهایی شیرجه، با استفاده از بالکهای کنترلی کوچک، مسیر خود را اصلاح کرده و دقیقاً به نقطه هدف برخورد کند. این فناوری دقت (CEP) را از چند صد متر به زیر ۱۰ متر میرساند که عملاً موشک را به یک سلاح نقطهزن تبدیل میکند. موشک Pershing II آمریکا از پیشگامان این فناوری بود. در سبد موشک های ایرانی، موشکهای عماد، قدر و خیبرشکن دارای این کلاهکهای هدایتشونده تا لحظه برخورد هستند.
ششمین شاخص؛ موتورهای مرحله دوم سوخت جامد تعبیه شده در کلاهک (Kick-Motor): این ابتکار فنی شامل قرار دادن یک موتور سوخت جامد مستقل و کوچک درون خود کلاهک جنگی است. این موتور میتواند پس از جدایش کلاهک از بدنه اصلی، در فاز نهایی روشن شده و انرژی جنبشی از دست رفته بر اثر اصطکاک جو را جبران کند یا سرعت برخورد را به اعداد هایپرسونیک (۱۳ تا ۱۵ ماخ) برساند. این تکنیک رهگیری موشک را برای سامانههایی مثل Patriot یا Arrow که بر اساس محاسبه سرعت نزولی هدف کار میکنند، غیرممکن میسازد. در سبد موشک های ایرانی، موشک هایپرسونیک فتاح-۱ از این معماری پیشرفته استفاده میکند.
هفتمین شاخص؛ جستجوگرهای الکترواپتیکال برای اهداف متحرک دریایی (ASBM) : اصابت به یک ناو در حال حرکت با موشک بالستیک که از خارج از جو باز میگردد، نیازمند قفل اپتیکی یا حرارتی در فاز نهایی است. چالش بزرگ در این فناوری، حرارت بسیار زیاد نوک موشک در هنگام ورود به جو است که میتواند لنز دوربینها را کور کند. فناوری ساخت پنجرههای محافظ و الگوریتمهای تطبیق تصویر که بتواند در سرعت مافوق صوت هدف را تشخیص دهد، در اختیار معدودی از کشورهاست. موشک DF-21D چین مشهورترین نمونه جهانی است. در سبد موشک های ایرانی ، موشکهای خلیج فارس و هرمز-۲ این توانایی منحصربهفرد را دارا هستند.
هشتمین شاخص؛ ناوبری و اصلاح مسیر خارج از جو (Exo-atmospheric Correction) : برای موشکهای برد بلند، هر خطای کوچک در لحظه خاموش شدن موتور منجر به خطای کیلومتری در هدف میشود. فناوری استفاده از موتورهای کوچک کنترلی (Vernier) روی کلاهک به موشک اجازه میدهد پس از خروج از جو و در خلاء کامل، جهت و سرعت خود را با دقت میکرونی اصلاح کند (Trim) و سپس بدون نیاز به هدایت بیشتر به سمت هدف رها شود. این روش کلاهک را در برابر جنگ الکترونیک کاملاً مصون میکند. موشکهای قارهپیما مانند Minuteman III آمریکا و Yars روسیه بر این اساس کار میکنند. در سبد موشک های ایرانی، موشک راهبردی «خرمشهر-۴» (خیبر) با استفاده از موتور اروند از این سامانه هدایت پیشرفته بهره میبرد.
نهمین شاخص؛ سوخترسانی هایپرگولیک کپسوله شده (Ampulization) : در موشکهای سوخت مایع سنتی، سوختگیری فرآیندی زمانبر و خطرناک بود. فناوری آمپولیزاسیون امکان میدهد سوخت و اکسیدکننده در مخازن کاملاً مهر و موم شده برای سالها نگهداری شوند. این فناوری موشک سوخت مایع را از نظر سرعت واکنش به سطح موشکهای سوخت جامد میرساند و زمان آمادهسازی را به کمتر از ۱۵ دقیقه کاهش میدهد. موشکهای SS-18 Satan روسیه از این فناوری استفاده میکردند. در سبد موشک های ایرانی، موشک خرمشهر و موتورهای جدید سوخت مایع ایران به این سطح از پایداری شیمیایی و عملیاتی دست یافتهاند.
دهمین شاخص؛ ناوبری تطبیق عوارض زمین و هوش مصنوعی فوجی (Swarm) :در موشکهای کروز مدرن، اتکا صرف به GPS خطرناک است. فناوری TERCOM/DSMAC به موشک اجازه میدهد با اسکن عوارض زمین و تطبیق آن با نقشههای داخلی، موقعیت خود را پیدا کند. لایه پیشرفتهتر این فناوری، شبکه شدن موشکها با یکدیگر برای حمله فوجی (Swarm) است، به طوری که اگر یکی هدف قرار گرفت، دیگری مأموریت را تکمیل کند یا همزمان از جهات مختلف به هدف یورش ببرند. موشکهای Tomahawk Block V آمریکا دارای چنین قابلیتهایی هستند. در سبد موشک های ایرانی، موشک کروز پاوه و پهپاد-موشکهای پرسه زن ایرانی دارای قابلیت حمله فوجی و ناوبری مستقل هستند.











