در پسِ صنعت پیشرفته موشکی ایران، یک عامل عظیم و زنده جریان دارد که موتور محرک واقعی این پیشرفت است. صنعت موشکی و پهپادی ایران در واقع نتیجه شکلگیری یک زیستبوم انسانی دانش بنیان و گسترده است. این زیستبوم، متشکل از صدها دانشمند طراح و هزاران تکنسین ماهر در خطوط تولید و عملیات میدانی است که یک شبکه تخصصی کارآمد را شکل دادهاند. ابعاد فنی و مهندسی موجود در زنجیره ارزش موشکی از مهندسی مواد و متالورژی پیشرفته گرفته تا هدایت و کنترل، پیشرانش و عمرانِ سازههای مقاوم، چنان گسترده است که بدون در اختیار داشتن یک ارتش فناورانه و علمی متشکل از نیروی انسانی آموزشدیده، مدیریت و راهبری آن غیرممکن است.
شاخصی شگفت انگیز و امیدبخش که اخیراً توسط مراجع رسمی سپاه پاسداران تبیین شد بیانگر این است که میانگین سنی دانشمندان صنعت موشکی و پهپادی کشور ۳۰ سال است. این شاخص، نشاندهنده یک ظرفیت عظیم و افتخار انگیز در مدیریت منابع انسانی دفاعی است. در واقع، ایران با تزریق جسارت و پویایی نسل سوم و چهارم انقلاب به شریانهای حیاتی دفاعی، ریسکپذیری علمی را به بالاترین حد رسانده است. جوانیِ این بدنه علمی به معنای تسلط بر فناوریهای نوین دیجیتال، هوش مصنوعی و شبیهسازیهای رایانهای است که سرعت تحقیق و توسعه را به شکل تصاعدی افزایش داده است.
این نسل، با تکیه بر دستاوردهای مجاهدان نسل های قبل، با به کار بستن تجارب ضمنی و اعتماد به نفس علمی و ایمان، مرزهای دانش را در شرایط تحریم مطلق جابهجا کردهاند. بازدارندگی امروز در واقع مرهون ذهنهای جوانی است که در دانشگاههای کشور پرورش یافته و بلافاصله جذب چرخه حل مسائل واقعی و راهبردی نظام شدهاند. مدیریت این تعداد از نیروی انسانی در یکی از امنیتیترین صنایع جهان، خود یک شاهکار در حوزه حفاظت اطلاعات و مدیریت سازمانی است. چالشی که دقیقا در برقراری تعادل میان گستردگی نیروی کار و محرمانگی اطلاعات به وجود می آید. ساخت شهرهای موشکی در اعماق ۵۰۰ متری زمین، نیازمند هزاران نفر-ساعت کار مهندسی عمران، تاسیسات، برق و مکانیک است. طراحی یک موتور رمجت یا یک سیستم هدایت اینرسیایی دقیق، نیازمند همکاری صدها پژوهشگر در آزمایشگاههای مختلف است. هنر مدیریت دفاعی ایران در این بوده است که توانسته این شبکه عظیم انسانی را به گونهای سازماندهی کند که ضمن حفظ پویایی علمی و تبادل دانش، اصول طبقهبندی و حفاظت گفتار و اسناد به دقیقترین شکل ممکن رعایت شود.
اهمیت این سرمایه انسانی زمانی دوچندان میشود که بدانیم دانش موشکی و پهپادی، دانشی تحریمناپذیر است. دشمن میتواند واردات قطعات خاص یا آلیاژهای کمیاب را مسدود کند، اما نمیتواند جلوی زایش فکر و خلاقیت ذهن مهندس ایرانی را بگیرد. وقتی چرخه طراحی تا تولید یعنی از ایده روی کاغذ تا محصول نهایی، متکی به مغزافزار داخلی باشد، تحریمها تنها نقش سرعتگیرهای موقت را ایفا میکنند. این نیروی انسانی جوان و ارزشمند، توانایی انطباقپذیری بالایی دارد؛ اگر مسیری مسدود شود، مسیر جایگزین را ابداع میکند. نمونه بارز این امر در توسعه سوختهای جامد مرکب و سیستمهای هدایت دقیق نقطهزن مشهود است که تماماً حاصل عبور نخبگان جوان از سدهای تحریمی با تکیه بر دانش شیمی و الکترونیک بومی بوده است.
علاوه بر ابعاد فنی، حضور این نسل جوان در صنایع دفاعی، تضمینکننده تداوم راهبردی قدرت ایران برای دهههای آینده است. دانشمندان ۳۰ ساله امروز، فرماندهان و طراحان ارشد ۲۰ سال آینده خواهند بود. این یعنی انباشت تجربه و دانش در سینههای این افراد ذخیره شده و نسلبهنسل منتقل خواهد شد. برخلاف برخی کشورها که با خرید تکنولوژی، امنیت خود را اجاره میکنند و با خروج مستشاران خارجی ناتوان میشوند، ایران امنیت خود را بر مبنای ظرفیت های بی پایان ملی و انسانی خود بنا کرده است.
صنعت موشکی ایران به خوبی نشان میدهد چگونه میتوان با تکیه بر اعتماد به جوانان، پیچیدهترین مسائل فنی را حل کرد. این صنعت ثابت کرده است که دانشگاهها برخلاف تبلیغات منفی رسانه های مغرض، کارخانه تولید مدرک نبوده و پشتیبانان تولید قدرت در کشور هستند. در واقع این پیوند ارگانیک میان صنعت دفاعی و دانشگاه است که جریانی دو سویه برای بالندگی ایجاد کرده است؛ از یک سو مسائل واقعی و لبه تکنولوژی وارد دانشگاه میشود و سطح علمی را ارتقا میدهد، و از سوی دیگر، راهحلهای نوآورانه دانشگاهی، قدرت آتش و دقت تسلیحات و موشک های ما را افزایش میدهد.











