توانمندی موشکی جمهوری اسلامی ایران، اکنون بر پایه معماری پیچیدهای از دقتافزایی، بقاپذیری و تنوع تاکتیکی استوار شده است که یک دورنمای عملیاتی بههمپیوسته را شکل میدهد؛ در لبه این فناوری، کلاس هایپرسونیک فتاح قرار دارد که با هدف بیاثر کردن سامانههای پدافند ضدبالستیک مدرن توسعه یافته است. ویژگی متمایز فتاح-۱، قرارگیری یک موتور کروی سوخت جامد با نازل متحرک در داخل کلاهک است که پس از جدایش از بدنه اصلی در فاصله ۳۰۰ تا ۴۰۰ کیلومتری هدف، روشن شده و ضمن تثبیت سرعت در محدوده ۱۳ تا ۱۵ ماخ، امکان انجام مانورهای سنگین و تغییر مسیرهای ناگهانی در تمامی جهات را فراهم میکند تا الگوریتمهای پیشبینی مسیر رادارهای پدافندی را با خطای محاسباتی مواجه سازد.
این توانمندی در نسخه فتاح-۲ با طراحی کلاهک به شکل گلاید کننده هایپرسونیک (HGV) تکامل یافته که برخلاف مسیرهای معمول، در لایههای رقیق جو با پروازی موجگونه و ارتفاع پایینتر حرکت کرده و قابلیت تغییر مسیر دینامیکی را تا لحظه برخورد حفظ میکند.
در کنار این موشک پر سرعت، موشک راهبردی خرمشهر-۴ با بهرهگیری از سوختهای نوین هایپرگولیک و موتور پیشرفته اروند، پارادایم سوخت مایع را تغییر داده است؛ حذف نیاز به جرقهزن و استفاده از مخازن کوچکتر با موتور غوطهور در مخزن، امکان نگهداری موشک در حالت شارژ شده را تا سالها فراهم کرده و زمان آمادهسازی برای شلیک را به تنها ۱۲ دقیقه کاهش داده است. نقطه عطف این سامانه، کلاهک ۱.۵ تنی مجهز به موتورهای کنترلی ورنیه است که وظیفه هدایت و اصلاح مسیر را در خارج از جو بر عهده دارند و پس از تنظیم دقیق، سامانه هدایت به طور کامل خاموش میشود؛ این ویژگی باعث میشود کلاهک در فاز نهایی و ورود مجدد به جو، بدون انتشار امواج و صرفاً بر اساس دینامیک پرواز، با سرعت ۸ ماخ به هدف برخورد کند و در برابر هرگونه جنگ الکترونیک مصون بماند.
همزمان با این سامانه، موشک سجیل به عنوان نخستین موشک دوربرد دو مرحلهای سوخت جامد، توانایی واکنش سریع را با حذف پروسه سوختگیری محقق کرده و با صعود به ارتفاع ۵۰۰ کیلومتری، انرژی پتانسیل عظیمی ذخیره میکند که در فاز شیرجه به سرعت ویرانگر ۱۳ تا ۱۴ ماخ تبدیل میشود و با زاویه ورود بسیار تند، خود را در نقطه کور رادارهای جستجوگر قرار میدهد.
موشک خیبرشکن اما با بدنهای تمام کامپوزیتی، بردی معادل ۱۴۵۰ کیلومتر را در ابعاد یک موشک تاکتیکی ارائه میدهد. این موشک با بهرهگیری از کلاهک مانوردهنده (MaRV) و بالکهای کنترلی آیرودینامیکی، در فاز نهایی ورود به جو برای فرار از سامانههای دفاع کوتاه برد، مانورهای سنگین انجام داده و با سرعتی بین ۳ تا ۵ ماخ به هدف میرسد.
با توسعه موشکهای تاکتیکی خانواده فاتح (شامل فاتح ۱۱۰، ۳۱۳ و ذوالفقار) با استفاده از پیشران سوخت جامد و بدنههای لاغر، امکان شلیک حجم انبوه آتش فراهم می شود. تکامل این خانواده در موشک راهبردی شهید حاج قاسم متبلور شده است؛ جایی که با استفاده از سوخت جامد کامپوزیتی و بدنه سبک، برد ۱۴۰۰ کیلومتری در ابعاد یک موشک تاکتیکی جای گرفته است. این دستاورد به معنای امکان هدف قرار دادن عمق استراتژیک دشمن با استفاده از پرتابگرهای متحرک و کوچک است که شناسایی آنها توسط ماهوارهها بسیار دشوارتر از سیلوهای بزرگ است. همچنین در موشک قیام، با حذف بالکهای تعادل انتهایی و تکیه بر سیستم تغییر بردار رانش (TVC)، امکان پرتاب از سیلوهای زیرزمینی و زیردریایی فراهم شده است.
تکمیل این زنجیره با توسعه موشکهای کروز، ضد رادار و بالستیک دریایی، قابلیت دور زدن پدافند و سرکوب سامانههای دفاعی را ایجاد کرده است. در کنار موشکهای کروز پاوه و هویزه که با پرواز در ارتفاع زیر ۵۰ متر و سیستم تطبیق عوارض زمین از دید رادار پنهان میشوند، خانواده موشکهای هرمز نقش شکارچی رادار را ایفا میکنند. موشک هرمز-۱ با جستجوگر امواج راداری، بر روی منبع تابش سامانههای پدافندی دشمن مانند رادار پاتریوت قفل کرده و با سرعت مافوق صوت بالستیک، سایت پدافندی را پیش از واکنش منهدم میکند (SEAD). در حوزه دریایی نیز موشک خلیج فارس با جستجوگر اپتیکی و حرارتی، معادله نبرد دریایی را که پیشتر بر اساس موشکهای کروز کندرو بنا شده بود، تغییر داده و ناوگان دریایی را در برابر حملات عمودی آسیبپذیر کرده است.











