همزمان با شنیده شدن زمزمههای آغاز مجدد مذاکرات، بار دیگر پرونده توانمندیهای موشکی به عنوان یکی از پیششرطهای اصلی روی میز سران کاخ سفید قرار گرفته است. تحلیل دقیق اظهارات و اسناد منتشر شده از سوی مقامات غربی نشان میدهد که محدودسازی برد و کاهش کمیت موشکهای ایران، هسته مرکزی استراتژی جدید آنها برای خلع سلاح کشور است.
ترامپ با امضای یادداشت امنیت ملی جدید برای بازگرداندن فشار حداکثری، هدف خود را چنین بیان کرد: «ایران باید از دستیابی به سلاح هستهای و موشکهای بالستیک قارهپیما محروم شود… توسعه تهاجمی موشکهای ایران باید متوقف گردد.». این دقیقاً همان خطی است که پیشتر در شروط دوازدهگانه هم تکرار شده بود . همچنین ویتکاف نماینده ویژه ترامپ شروط آمریکا برای هرگونه توافق جدید را شفافتر کرد و گفت: «توافق باید شامل پایان غنیسازی هستهای… و اعمال محدودیتهای سخت بر برنامه موشکی ایران باشد.» اتحادیه اروپا در بیانیههای متعدد خود در سال ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، انتقال و توسعه موشکهای بالستیک ایران را «تهدیدی مستقیم برای امنیت اروپا» خوانده و خواستار توقف آن شده است.
اسناد و تحلیلهای استراتژیک نشان میدهد که غرب مذاکره را ابزاری برای تغییر موازنه وحشت میداند. آنها معتقدند تا زمانی که ایران توانایی ضربه متقابل را دارد، هرگونه حمله نظامی مستقیم پرهزینه است. بنابراین، هدف از اصرار بر کاهش برد موشکها ، این است که ایران را در تیررس خود نگه دارند، اما دست ایران را از رسیدن به پایگاهها و مراکز حساس خود کوتاه کنند.
دشمن میخواهد ابتدا سپر دفاعی ما را از کار بیندازد و پس از آنکه ایران را بیپناه کرد، در مرحله بعد بدون هراس از انتقام موشکی، با کوچکترین تهدید نظامی ما را وادار به تسلیم کند. آنگاه برای خرید امنیتی که خودمان آن را واگذار کردهایم، مجبور خواهیم بود منابع عظیم انرژی و معدنی کشور را در یک حراجی اجباری به تاراج بگذاریم. پذیرش مذاکره موشکی، به این معناست که ما آماده هستیم بدون دفاع بمانیم تا دشمن هر زمانی خواست ما را آماج باج خواهی بی پایان خود قرار بدهد، لذا این معامله، معامله بر سر بقای ایران است و قطعاً غیرقابل مذاکره خواهد بود.











