تاریخ نظامی جهان حکایتگر ارتشهایی است که هرچند در تسلیحات کاستی چندانی نداشتند اما در روز نبرد تسلیم شدند و امکانات نظامی به دلیل نبود جرات و شجاعت در فرماندهان ، حکم آهن پاره هایی بیارزش را یافتند. آنچه امروز جمهوری اسلامی ایران را در تراز یک قدرت جهانی مطرح کرده و دشمن را در محاسبات خود دچار تردید و ابهام کرده است، فراتر از وجود موشک ها ، قدرت اراده استفاده از موشک ها در نظام جموری اسلامی ایران است . شجاعت در تصمیمگیری در واقع؛ مرز میان عزت ملی و ذلت تاریخی را ترسیم میکند.
صنعت موشکی ایران، خود تجلی عینی یک اراده سیاسی و اعتقادی است. همان خرد و حکمت عمیقی که در طول چهار دهه، علیرغم طوفان تحریمها، ترور دانشمندان و فشارهای دیپلماتیک، لحظهای در لزوم قدرتمند شدن تردید نکرد، امروز کشور در توان دفاعی در نقطه اوج چند قرن اخیر خود قرار دارد. زمانی که بسیاری از روشنفکران غربگرا و مدعیان خوشخیال صحبت از دنیای گفتمانها و گفت وگوی تمدن ها میکردند و قدرت نظامی را هزینهزا میدانستند، رهبر انقلاب با نگاهی به آینده و ذات دشمنان و واقع بینی در ماهیت تهدیدات آنها، سنگ بنای این توانمندی شکوهمند را گذاشتند. امروز ثابت شده است که اگر آن پافشاریها نبود، ایران نیز همچون گذشته تکهپاره میشد.
باید اذعان نمود که در همین چهاردهه به همه دنیا ثابت شد که تفاوت بنیادینی در حکمرانی بین شاهان فاسد لرزان تا فقیهان حکیم و شجاع وجود دارد.
شاید تفاوت مهمتر ایرانِ امروز با ایرانِ عصر قاجار و پهلوی، حتی در نوع سلاح نیست، در نوع دستِ روی ماشه است. تاریخ گواهی میدهد که سلاحهای مدرنِ خریداری شده توسط محمدرضا پهلوی، هرگز نتوانست مانع از تحقیر ملی کاپیتولاسیون یا جدایی بحرین شود، زیرا اراده مستقلی پشت آن نبود. مرز میان بیعرضگی و باعرضگی زمامداران دقیقاً در همین نقطه روشن میشود؛ توانایی تبدیل ظرفیت ملی به تصمیم راهبردی.
امروز پرچمداری در دست فقیهان پاکباخته و مجاهدی است که قدرت را نه برای کامجویی و ریاست، بلکه برای احقاق حق و دفع شر میخواهند. رهبرانی که جان خود را کف دست گرفتهاند و باکی از شهادت در راه دین و میهن ندارند و مصداق کامل ایثارند. در زمانه ای که حتی قدرتمند ترین کشورها نیز خیال رویارویی با هژمونی آمریکا را در سر نمی گذرانند؛ وقتی رهبر یک کشور با صراحت دستور شلیک به قلب پایگاههای آمریکا را صادر میکند، بزرگی،شرافت و عزت ایرانیان را در قامتی به بلندای هماوردی با ابرقدرت مستبد دنیا به رخ می کشد.
برای درک عظمت اراده رهبری ایران، کافی است نگاهی به سرنوشت آخرین رهبر شوروی سابق بیاندازیم که چنین شجاعت و اراده ای را نداشت .میخائیل گورباچف (شوروی سابق)، رهبری که بزرگترین زرادخانه اتمی جهان را داشت اما فاقد اعتماد به نفس و باور به توان داخلی بود و به روشنی مرعوب جنگ روانی غرب شد و با عقبنشینیهای پیدرپی، ابرقدرت شرق را بدون شلیک حتی یک گلوله از سوی دشمن، دچار فروپاشی کرد. هنوز این ماجرا در حافظه جهانیان باقی است و هنوز روسیه در حال پرداخت هزینه ها و مقابله با پیامدهایی است که بر اثر آن انفعال و ناتوانی و ضعف اراده اتفاق افتاد .
کدام حاکم رسمی و مقتدری در چهار دهه گذشته جرات داشته است به پایگاه نظامی آمریکا حمله مستقیم کند و مسئولیت آن را رسماً بپذیرد؟ عملیات عینالاسد و پس از آن عملیاتهای وعده صادق و حمله موشکی به پایگاه العدید آمریکا، شکستن هیمنه پوشالی ابرقدرتی هستند که جهان را با هراس افکنی و باج گیری اداره میکند.
این شجاعت ناشی از همان دستِ پُر است. آنهم وقتی دونالد ترامپ، که خود را در ژست دیوانهترین رئیسجمهور آمریکا به جهان معرفی می کند اما ناچار است اعتراف کند که موشکهای ایرانی سریعتر و دقیقتر از چیزی هستند که فکر میکرده است! یا زمانی که پس از ساقط شدن پهباد فوق پیشرفته و گرانقیمت گلوبال هاوک از ایران تشکر کرد که هواپیمای سرنشین دار کناری آن را نزده است !
ملت ایران با انقلاب اسلامی راهی دشوار اما پرافتخار را برگزید. این ملت تصمیم گرفت برخلاف برخی دیگر به جای گاو شیرده بودن برای غرب، پناه مظلومان و ستمدیدگان دنیا و فریاد و شمشیری بر علیه طاغوت های زمانه باشد. ترامپ و نتانیاهو، امروز میدانند که با رهبرانی مواجهاند که محاسباتشان دنیوی و بر اساس ترس نیست؛ بلکه بر اساس تکلیف و عزت است. اکنون ایران است که با اراده معطوف به پاسخ گویی به تجاوز و ضربات قاطع، خطوط قرمز منطقه را تعیین میکند. این است معنای واقعی ایران قوی.











