هیچ متجاوزی از ضربات دردناک دستان بلند موشکی ایران در امان نیست ـ

امروز هیچ متجاوزی، حتی اگر به پیشرفته‌ترین سامانه‌های پدافندی مجهز باشد، از دایره آتش و ضربات متقابل موشکی جمهوری اسلامی ایران در امان نیست. بررسی فنی و عملیاتی دو رخداد بزرگ ، یعنی عملیات «شهید سلیمانی» ضربه به پایگاه آمریکایی عین‌الاسد در عراق و عملیات «بشارت فتح» حمله به العدید پایگاه مرکزی امریکا در منطقه که در قطر قرار دارد، این حقیقت غیرقابل‌انکار را اثبات می‌کند. در واقع توانمندی دفاعی ایران در بازدارندگی ، به سطح تنبیه قطعی و متناسب ارتقا یافته است.
اولین رویداد ، پاسخ به ترور سردار شهید سلیمانی در عراق در بامداد ۱۸ دی ۱۳۹۸ و دومین پاسخ قاطع ، واکنش به بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران در شامگاه ۲ تیر۱۴۰۴ به وقوع پیوست. همان‌طور که رهبر انقلاب با صراحت اعلام کردند: «دوران بزن و دررو تمام شده است؛ اگر یکی بزنید، ده تا می‌خورید»، این رویدادها هر کدام در مقطع زمانی خاص خود، معادلات امنیتی منطقه‌ را به‌طور کامل تغییر داده است.
در جریان عملیات عین‌الاسد، نیروی هوافضای سپاه با شلیک ۱۳ فروند موشک بالستیک قیام و ذوالفقار، اراده سیاسی برای حمله مستقیم به یک ابرقدرت را به نمایش گذاشت و توانایی فنی عبور از لایه‌های پدافندی متراکم را نیز اثبات کرد. هدف‌گذاری در این عملیات بر اساس منطق تخریب زیرساخت‌های فرماندهی ماشین جنگی دشمن بود؛ به‌طوری‌که با انهدام اتاق عملیات پهپادی و قطع خطوط فیبر نوری، عملاً مغز افزار پایگاه فلج شد. شهید حاجی‌زاده، در تشریح منطق این عملیات تأکید داشت که «ما در این عملیات به دنبال کشتن افراد نبودیم، اگرچه ده‌ها نفر کشته و زخمی شدند، بلکه هدف ما شکستن هیبت پوشالی آمریکا و انهدام مرکز فرماندهی بود.»
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در نخستین واکنش برای حفظ پرستیژ ابرقدرتی خود توییتی زد و نوشت: «همه چیز خوب است!» و آسیب‌ها را به سردرد تقلیل داد. اما گذر زمان، دروغ بودن این ادعا را با آمارهای جدید فاش کرد. پنتاگون مجبور شد قطره‌چکانی اعتراف کند. اهمیت راهبردی این حمله در شجاعت شلیک نهفته است. پس از حمله ژاپن به پرل هاربر در جنگ جهانی دوم، هیچ دولتی در جهان جرأت نکرده بود به صورت رسمی، مستقیم و با پذیرش مسئولیت، به یک پایگاه نظامی آمریکا حمله کند. جمهوری اسلامی ایران با این اقدام، تابوی هفتاد ساله‌ی مصونیت آمریکا را شکست.
ترامپ که تا پیش از آن با ادبیات تهدید صحبت می‌کرد و لیست ۵۲ نقطه برای حمله در ایران را ردیف کرده بود ، پس از مشاهده قدرت تخریب و دقت موشک‌های ایرانی و دریافت این پیام که «بزنید، می‌خورید»، به لاک دفاعی رفت. انفعال آمریکا در پاسخگویی نظامی، سندی بر تثبیت قدرت بازدارندگی ایران بود. همان‌طور که تحلیلگران موسسه میدلبری و جیمز مارتین اذعان کردند، موشک‌های ایران بسیار دقیق‌تر و مرگبارتر از برآوردهای اطلاعاتی غرب بود و همین دقت عامل بازدارنده شد.
طبق اسناد واشینگتن‌پست و گزارش‌های رسمی ارتش آمریکا، بیش از ۱۱۰ نظامی آمریکایی دچار آسیب‌های شدید مغزی شدند. شدت ضربات به حدی بود که ارتش آمریکا ناچار شد به ده‌ها تن از این سربازان نشان جانبازی قلب ارغوانی اعطا کند؛ نشانی که تنها به مجروحان جنگی داده می‌شود. پرونده گروهبان جیسون کوئیتگوا که پس از تحمل فشارهای روانی ناشی از آن حمله دست به خودکشی زد، یا اظهارات ربکا مک‌میلان که از لرزش تمام بدن و قطع تنفس در اثر موج انفجار سخن می‌گوید، نشان داد که موشک‌های ایرانی توانسته اند حتی روان سربازان آمریکا را منهدم نمایند. در واقع آمریکایی ها برای جلوگیری از فروپاشی هیمنه خود، بر روی این خسارت ها سرپوش گذاشته اند.
این روند در عملیات بشارت فتح علیه پایگاه العدید در قطر نیز با جلوه های دیگری همراه شد. در این عملیات که در پاسخ مستقیم به تجاوز آمریکا به زیرساخت‌های هسته‌ای کشور در طول جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران انجام شد، اصل تناسب در تنبیه رعایت گردید و دقیقاً به تعداد بمب‌های دشمن، موشک شلیک شد.
تفاوت راهبردی در اینجا، انتخاب هوشمندانه هدف بود. ایران با استفاده از موشک‌های هایپرسونیک و مانورپذیر، تأسیسات حیاتی رادوم را منهدم کرد. این نقطه، مرکز ثقل سامانه هشدار زودهنگام سنتکام برای ارسال اطلاعات به سامانه پیکان رژیم صهیونیستی بود. انهدام این سازه با وجود اطلاع‌رسانی قبلی ایران به کشور قطر، نشان داد که حتی با آمادگی صد درصدی پدافندهای تاد و پاتریوت، آمریکا قادر به حفاظت از حیاتی‌ترین تجهیزات خود در برابر موشک‌های ایرانی نیست.
پیامد قطعی این دو عملیات، تغییر موازنه امنیت در منطقه است آنهم وقتی امن‌ترین پایگاه‌های آمریکا نظیر العدید که مرکز عملیات هوایی مشترک در آن مستقر است، این‌چنین آسیب‌پذیر می شود، فرماندهان آمریکایی چاره‌ای جز تغییر آرایش نظامی نداشتند. عقب‌نشینی ناوگان دریایی و هوایی آمریکا به نقاط دوردست و تغییر ادبیات کاخ سفید از تهدید نظامی به درخواست توقف جنگ و آتش بس پس از انهدام رادوم العدید، مؤید این نکته است که زبان زور در برابر توانمندی فنی ایران دیگر کارایی خود را از دست داده است. جمهوری اسلامی ایران ثابت کرده است که با ترکیبی از اشراف اطلاعاتی و موشک‌های نقطه‌زن، هر نقطه‌ای را که مبدأ تجاوز باشد، بدون توجه به فاصله یا چتر پدافندی، مورد اصابت قرار خواهد داد و هزینه تجاوز را به سطحی غیرقابل‌تحمل برای دشمن خواهد رساند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

امروز هیچ متجاوزی، حتی اگر به پیشرفته‌ترین سامانه‌های پدافندی مجهز باشد، از دایره آتش و ضربات متقابل موشکی جمهوری اسلامی ایران در امان نیست. بررسی فنی و عملیاتی دو رخداد بزرگ ، یعنی عملیات «شهید سلیمانی» ضربه به پایگاه آمریکایی عین‌الاسد در عراق و عملیات «بشارت فتح» حمله به العدید پایگاه مرکزی امریکا در منطقه که در قطر قرار دارد، این حقیقت غیرقابل‌انکار را اثبات می‌کند. در واقع توانمندی دفاعی ایران در بازدارندگی ، به سطح تنبیه قطعی و متناسب ارتقا یافته است.
آخرین مجموعه

14 پیام

۱۴ پیام تبیینی پیرامون مسئله کشته سازی در رخدادهای زمستان ۱۴۰۴

4 پیام

مجموعه پیام های تبیینی پیرامون جنگ دوم اسرائیل و امریکا‌ با ایران

آخرین مطالب
مطالب مرتبط
پیمایش به بالا