در سال ۱۴۰۳ جمهوری اسلامی ایران با اجرای دو عملیات وعده صادق ۱ و ۲، صبر استراتژیک را کناری نهاد و قدرت موشکی خود را مانند یک برنامه پخش زنده برای جهانیان به نمایش گذاشت؛ رویدادی که نشان داد ایران اراده و توان لازم برای عبور از پیچیدهترین لایههای پدافندی جهان را در اختیار دارد. پرده اول این رویداد به یادماندنی در فروردینماه همانسال و در پاسخ به جنایت رژیم صهیونیستی در عبور از خط قرمز دیپلماتیک با حمله به کنسولگری ایران در دمشق و به شهادت سردار زاهدی شکل گرفت. در این مرحله، راهبرد ایران بر اشباع پدافند استوار بود.
در این عملیات، ایران با شلیک ترکیبی حدود ۱۷۰ پهپاد انتحاری شاهد ۱۳۶، ۳۰ موشک کروز و ۱۲۰ موشک بالستیک، بزرگترین عملیات پهپادی جهان را رقم زد. تحلیلگران فنی بر این باورند که تفاوت ماهوی مسیر حرکت پرتابهها در این عملیات نقشی کلیدی داشت؛ موشکهای کروز و پهپادها که مسیر مستقیم را در ارتفاع مشخص طی میکردند، در آسمان عراق و اردن کاملاً قابل رصد بودند. این دیدهشدن تعمدی بود تا سامانههای پدافندی دشمن و متحدانش را وادار به واکنش و تخلیه ذخایر کند. هدف اصلی در این مرحله، درگیر کردن تمام ظرفیت راداری و آتشباری سامانههای پدافندی چندلایه دشمن شامل گنبد آهنین، فلاخن داوود و پیکان بود که با پشتیبانی مستقیم و میدانی ایالات متحده، انگلیس، فرانسه و اردن در حالت آمادهباش کامل قرار داشتند.
با این حال، حتی در این فاز که شهید حاجیزاده آن را یک محک اولیه توصیف کرد، موشکهای بالستیک ایران با عبور از سد پدافند چندملیتی، موفق به اصابت به پایگاه هوایی نواتیم در صحرای نقب که آشیانه جنگندههای35F بود و پایگاههای اطلاعاتی در جبلالشیخ شدند. یکی از تحلیلگران ایرانی، تاکید میکند که هدف این عملیات نابودی کامل اسرائیل نبود، بلکه زدن پایگاههای نظامی مشخص و تحقیر رژیم مد نظر بود. این عملیات از منظر اقتصادی نیز یک شکست سنگین برای ائتلاف غربی-عبری بود، چرا که طبق برآورد کارشناسان و به استناد گزارشهای رسانههای روسی و تحلیلهای داخلی، ایران با هزینهای اندک، دشمن را وادار به صرف هزینهای بالغ بر ۱.۳۵ میلیارد دلار برای دفاع کرد که این عدم تقارن هزینه، پایداری نبرد را برای طرف مقابل ناممکن میسازد.
شلیک ترکیبی پهپادها، موشکهای کروز و بالستیک، آنگونه که دانیل بایمن، کارشناس مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی توصیف میکند، اقدامی شبیه به عینالاسد اما در مقیاسی وسیعتر بود که اجازه نداد ترور فرماندهان ایرانی بیپاسخ بماند. کن کاساپوف از اندیشکده هادسون، این عملیات را یک اقدام بزرگ، هماهنگ و چندوجهی میداند که در آن پهپادها نقش فریب و انحراف سامانههای پدافندی را ایفا کردند. دبورا هینز، خبرنگار اسکاینیوز که شاهد ماجرا بود، با دیدن نورهای نارنجی در آسمان اذعان کرد که این حمله با هر آنچه پیش از این دیده شده متفاوت است. در واقع، وعده صادق ۱ یک اسکن دقیق از تواناییهای دشمن بود؛ سوزان مالونی، معاون اندیشکده بروکینگز، این اقدام را تست سامانه پدافندی اسرائیل مینامد که طی آن ایران توانست نقاط ضعف و قوت گنبد آهنین و فلاخن داوود را برای نبردهای آتی شناسایی کند.
با گذشت شش ماه و تغییر معادلات، پرده دوم این نمایش قدرت با ماهیتی کاملاً متفاوت و ویرانگرتر اجرا شد. علت وقوع عملیات وعده صادق ۲ در ۱۰ مهرماه ۱۴۰۳، زنجیرهای از شرارتهای رژیم صهیونیستی بود که با ترور شهید اسماعیل هنیه در تهران آغاز شد و با ترور شهید والامقام سید حسن نصرالله و سردار شهید نیلفروشان در بیروت به اوج رسید. ایران که پس از ترور شهید هنیه با وعدههای آتشبس غرب خویشتنداری کرده بود، این بار تصمیم گرفت پاسخی بدهد که فرصت هیچگونه واکنشی را برای دشمن باقی نگذارد.
برخلاف عملیات اول که بر اشباع متکی بود، وعده صادق ۲ بر سرعت، غافلگیری و انهدام تمرکز داشت. در این عملیات با حذف پهپادها و کروزها، ۲۰۰ موشک بالستیک شامل موشکهای هایپرسونیک فتاح و موشکهای مانورپذیر خیبرشکن، استراتژی جدیدی را رقم زدند. کارشناسان فنی اشاره میکنند که برخلاف کروز، موشکهای بالستیک از جو خارج شده و در مرحله شیرجه با سرعتی بین ۱۲ تا ۱۵ ماخ به هدف میرسند، سرعتی که عملاً فرصت رهگیری را از سامانههایی مانند تاد یا پدافندهای مستقر روی ناوهای آمریکایی در مدیترانه سلب کرد. علاوه بر سرعت، استفاده از کلاهکهای بارانی تاکتیک دیگر ایران در این مرحله بود. این کلاهکها پس از شیرجه در آسمان هدف تکهتکه شده و منطقهای وسیع را آماج انفجار قرار میدهند که علاوه بر تخریب، اثر روانی و القای وحشت شدیدی ایجاد میکنند.
تمرکز بر پایگاههای استراتژیک هوایی نواتیم، هاتسریم، تلنوف و مقر اصلی موساد، نشاندهنده ارتقای تاکتیکی خیرهکننده نیروهای هوافضای سپاه بود. سردار حاجیزاده در تشریح این تحول گفت: «در این شش ماه ما متحول شدیم اما آنها پس رفتند؛ ما فاصله شلیکها را فشرده کردیم و تمام استانهای غربی همزمان شلیک کردند.»
شان شیخ، کارشناس برنامه دفاع موشکی در CSIS، این سطح از گستردگی حمله را نشاندهنده پذیرش احتمال بروز تلفات و خسارت برای اسرائیل از سوی ایران میداند و معتقد است ایران فراتر از کنترل تنش، به دنبال تحمیل اراده خود بود؛ ارادهای که با اصابت ۹۰ درصدی موشکها و ناتوانی سامانههایی چون آرو در رهگیری موشکهای هایپرسونیک، اثبات شد.
ابعاد عملیات وعده صادق ۲ چنان گسترده و غیرقابلانکار بود که حتی سانسور شدید نظامی رژیم صهیونیستی نیز نتوانست مانع درز حقایق شود و رسانههای معتبر بینالمللی با استناد به تصاویر ماهوارهای و ویدیوهای شهروندان، پرده از حجم خسارات برداشتند. در همین راستا، شبکه سیانان با تأیید اصابت موشکها گزارش داد که یکی از پرتابههای ایران در فاصله کمتر از یک کیلومتری مقر موساد در حاشیه تلآویو منفجر شده و گودال بزرگی ایجاد کرده است؛ رویدادی که این شبکه آن را بسیار بزرگتر و سریعتر از عملیات پیشین توصیف کرد. همزمان، ایبیسی نیوز به نقل از مقامات آمریکایی تعداد موشکهای شلیک شده را ۲۲۰ فروند اعلام کرد و بخش راستیآزمایی بیبیسی نیز ضمن گزارش به صدا درآمدن آژیرهای خطر در سرتاسر اراضی اشغالی، اصابت موشکها به پایگاه هوایی نواتیم را مورد تأیید قرار داد.
در لایه تحلیلهای میدانی و فنی، شبکه الجزیره با ارزیابی محافظهکارانه اعلام کرد که ایران حتی با بهکارگیری کمترین حد از توان خود، موفق شد پدافند اسرائیل را از کار بیندازد و نرخ اصابت حداقل ۳۵ تا ۴۰ درصدی را ثبت کند. روزنامههای فایننشیال تایمز و نیویورک تایمز نیز علیرغم انکارهای اولیه تلآویو، با انتشار گزارشهایی اصابت دقیق به زیرساختهای نظامی و اطلاعاتی در نزدیکی تلآویو و پایگاه نواتیم را تأیید کردند که نشاندهنده شکست استراتژی انکار رسانهای رژیم صهیونیستی بود.
این زلزله نظامی و رسانهای، واکنشهای سیاسی معناداری را نیز به دنبال داشت؛ چنانکه میشل بارنیه، نخستوزیر فرانسه، در پارلمان این کشور با نگرانی عمیق از تشدید تنش سخن گفت. در مهمترین واکنش، جو بایدن رسماً اعلام کرد که ایالات متحده در هیچ حمله تلافیجویانهای از سوی اسرائیل مشارکت نخواهد کرد؛ موضعگیری صریحی که از دیدگاه تحلیلگران بینالمللی، نشانه آشکاری از هراس واشنگتن نسبت به درگیری مستقیم با ایران و پیامدهای غیرقابلپیشبینی آن تفسیر شده است.
علی واعظ، مدیر برنامه ایران در گروه بینالمللی بحران، معتقد است این عملیات در ارسال پیام موفق بود و با تهاجمی بیسابقه، محاسبات تلآویو را چنان تغییر داد که این رژیم را به رعایت خطوط قرمز در اماکن دیپلماتیک مجاب ساخت. این تغییر موازنه به حدی جدی بود که ری تکیه، کارشناس شورای آتلانتیک، آن را بازنویسی قواعد بازدارندگی و ایجاد یک وضعیت جدید و هشداردهنده برای اسرائیل توصیف میکند. نمرود گورن از مؤسسه خاورمیانه نیز بر این باور است که تأثیر این حملات بلندمدت بوده و اسرائیل را ملزم میکند تا در هر کنشی، داراییهای نظامی و توان موشکی ایران را به عنوان یک فاکتور بازدارنده جدی در نظر بگیرد.
این عملیاتها نه تنها در عرصه نظامی، بلکه در عرصه دیپلماسی عمومی نیز موازنه را تغییر دادند؛ ویلیام وکسلر از شورای آتلانتیک بیان میکند که موقعیت ایران در افکار عمومی جهان عرب بهبود یافته و نئومی نویمان، رئیس پیشین واحد تحقیقات شینبت، به خوشحالی فلسطینیان که در کرانه باختری با دیدن موشکها جشن گرفتند و سکوت اجباری تشکیلات خودگردان در برابر این عملیات اشاره میکند که ناشی از هراسِ مقابله با افکار عمومی حامی مقاومت بوده است.
مجموع این تحولات یک دستاورد دیپلماتیک و سیاسی بزرگ را برای تهران رقم زد که در ناتوانی غرب در اجماعسازی علیه ایران مشهود بود. مایکل دُران از اندیشکده هادسون، این موفقیت را ناشی از هوشمندی ایران در مشروطسازی پاسخ به عدم محکومیت جنایات اسرائیل توسط شورای امنیت میداند که عملاً دست آمریکا را بست. فردریک کمپ نیز اشاره میکند که چین و روسیه از عدم حمایت مستقیم آمریکا از حمله تلافیجویانه اسرائیل خرسند بودند. دُران تصریح میکند که ایران موفق شد آمریکا را به سمت مهار تلآویو سوق دهد و ثابت کرد که میتواند مستقیماً به اسرائیل ضربه بزند بدون اینکه عواقب بینالمللی ویرانگری دامنگیرش شود. بدین ترتیب، وعده صادق ۱ و ۲ به عنوان یک پکیج کامل دفاعی-تهاجمی، به جهان نشان داد که ایران به مرحلهای از بلوغ نظامی رسیده است که در آن هرگونه ماجراجویی دشمن با پاسخی سهمگین، دقیق و غیرقابل رهگیری مواجه خواهد شد.











