جنگ ۱۲ روزه در خرداد ماه سال ۱۴۰۴ ،رویداد بی نظیری بود که تفوق هوایی اسرائیل را به عنوان نقطه اتکای اصلی در قدرت نظامی ، برای همیشه در هم شکست. این نبرد که با خطای محاسباتی مرگبار تلآویو و تهاجم گسترده به خاک ایران آغاز شد، با پاسخ ویرانگر و بیسابقه عملیات وعده صادق ۳ چنان پاسخی دریافت کرد که به اعتراف استراتژیستهای غربی، موجب فروپاشی سیستماتیک ساختار دفاعی اسرائیل گردید.
ماجرا از بیست و سوم خرداد ۱۴۰۴ آغاز شد، زمانی که رژیم صهیونیستی با توهم پایان دادن به پرونده هستهای و تغییر نظام سیاسی در ایران، تمام خطوط قرمز را زیر پا گذاشت و حملات سنگینی را علیه تأسیسات هستهای، پایگاههای نظامی و حتی مناطق مسکونی ایران ترتیب داد. در این تهاجم ناجوانمردانه، ایران با تقدیم شهدای عالیرتبهای همچون سرلشکر باقری، سرلشکر سلامی، سردار حاجیزاده و تعدادی از دانشمندان هستهای، هزینه سنگینی پرداخت کرد؛ اما آنچه که اتاقهای جنگ در تلآویو و واشنگتن پیشبینی نمیکردند، بقای ساختار فرماندهی و ارادهی آتشین ایران برای پاسخی بود که به یک جنگ تمامعیار تبدیل شد.
حتی ورود مستقیم ایالات متحده آمریکا در دهمین روز جنگ و بمباران تأسیسات فردو و نطنز نیز نتوانست مانع از اجرای سناریوی از پیش طراحی شده ایران شود و ماشین جنگی جمهوری اسلامی را متوقف کند. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، متشکل از سپاه و ارتش، بلافاصله پس از آغاز تهاجم دشمن، عملیات وعده صادق ۳ را با استراتژی کاملاً متفاوت از گذشته کلید زدند. اگر در عملیاتهای پیشین هدف ارسال پیام یا تنبیه محدود بود، این بار هدف تخریب و فرسایش بود. طی دوازده روز پرالتهاب، آسمان سرزمینهای اشغالی شاهد اجرای ۲۲ موج حمله سنگین موشکی و ۱۰ مرحله حمله پهپادی بود که امان را از ساکنان و نظامیان صهیونیست گرفت. سردار نائینی، سخنگوی سپاه، این تاکتیک را موجهای ممتد نامید؛ راهبردی که بر اساس آن، شلیکها به صورت پیوسته و بدون وقفه انجام میشد تا دشمن دائماً در پناهگاهها محبوس بماند و هیچ فرصتی برای بازیابی توان، تعمیر باندها یا تجدید قوای روانی پیدا نکند.
در این عملیات، ایران موشک های راهبردی خود را به میدان آورد و از برخی از پیشرفتهترین تسلیحاتش رونمایی کرد. موشکهای هایپرسونیک فتاح به عنوان شکارچیان سامانههای پدافندی، راه را برای سایر پرتابهها باز کردند و موشکهای بالستیک سجیل، قدر و عماد با قدرت تخریب بالا، اهداف عمقی را در هم کوبیدند. همزمان، استفاده از موشکهای خیبرشکن و خرمشهر ۴ مجهز به کلاهکهای خوشهای و بارانی، سطحی وسیع از آتش را بر سر اهداف فرو ریختند و پهپادهای انتحاری آرش ۲ و شاهد ۱۳۶ با اشباع فضا، تکمیلکننده حلقه محاصره بودند.
بانک اهداف در عملیات وعده صادق ۳، هوشمندانه و بیرحمانه طراحی شده بود تا زیرساختهای حیاتی رژیم را شخم بزند. موشکهای نقطهزن ایرانی ترکیبی از اهداف نظامی، امنیتی، اقتصادی و تحقیقاتی را نشانه رفتند. در قلب تلآویو، ساختمان وزارت جنگ و ستاد فرماندهی ارتش که به عنوان پنتاگون اسرائیل شناخته میشد، زیر ضربات دقیق موشکها لرزید. مراکز حساس اطلاعاتی از جمله مقر اصلی موساد، مرکز اطلاعات نظامی آمان و مقر یگان سایبری ۸۲۰۰ که مغز متفکر عملیاتهای تروریستی بودند، منهدم شدند.
وضعیت در پایگاههای هوایی که ستون فقرات ارتش اسرائیل محسوب میشدند، فاجعهبار بود؛ پایگاههای نواتیم، هاتسریم، تلنوف، رامان دیوید و فرودگاه بنگوریون زیر بارش بیامان موشکها فلج شدند و عملاً توانایی پرواز جنگندهها به حداقل رسید. اما دامنه آتش تنها به اهداف نظامی محدود نشد؛ شریانهای اقتصادی و انرژی رژیم نیز هدف قرار گرفتند. پالایشگاه حیفا در آتش سوخت و دود ناشی از انفجار آنتا کیلومترها آسمان را تیره کرد. با انهدام سیستم برقرسانی شهرهای اشدود و حیفا، خاموشی گستردهای بر سرزمینهای اشغالی سایه افکند. حتی مراکز علمی-نظامی مانند مؤسسه وایزمن و مراکز تحقیقات بیولوژیک و تسلیحاتی رافائل نیز از این خشم در امان نماندند. حجم ویرانی به قدری بود که شهردار «بات یام» در توصیفی تکاندهنده اعتراف کرد: آنچه اینجا اتفاق افتاد شبیه وقایع ۱۱ سپتامبر در آمریکاست و وسعت تخریب غیرقابل تصور است.
مهمترین ویژگی راهبردی وعده صادق ۳، شکست مطلق و تحقیرآمیز شبکه پدافند هوایی چندلایه اسرائیل بود. سامانههایی نظیر پیکان ، فلاخن داوود و گنبد آهنین که سالها به عنوان نفوذناپذیرترین سپرهای دفاعی تبلیغ میشدند، در برابر حجم و تکنولوژی موشکهای ایرانی تسلیم شدند. جان مرشایمر، نظریهپرداز برجسته آمریکایی، فاش کرد که در روزهای پایانی جنگ، ذخایر موشکهای رهگیر اسرائیل برای مقابله با بالستیکها عملاً تمام شده بود و آسمان اسرائیل بدون دفاع رها شد. این واقعیت را بوعز لوی، مدیرعامل صنایع هوافضای اسرائیل و سازنده سامانه پیکان نیز تایید کرد و با اعتراف به غافلگیری از جسارت ایرانیها و حجم عظیم شلیکها، اذعان داشت که موشکهای ایرانی دقیق، پیچیده و غیرقابل مهار بودند.
شبکه کان تلویزیون اسرائیل نیز در گزارشی محرمانه فاش کرد که مقامات نظامی تلآویو به این جمعبندی رسیدهاند که موشکهای بالستیک ایران، مؤثرترین و مخربترین ابزار تهاجمی بودند که با عبور از تمام فیلترهای پدافندی، خساراتی را تحمیل کردند که اداره سانسور نظامی اجازه انتشار ابعاد واقعی آن را نمیدهد. سرانجام، این جنگ ۱۲ روزه با تحمیل اراده سیاسی ایران و درخواست آتشبس از سوی دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در سوم تیرماه ۱۴۰۴ به پایان رسید؛ پایانی که تحلیلگران بینالمللی آن را شکست راهبردی اسرائیل نامیدند. پیامدهای این نبرد برای رژیم صهیونیستی ویرانگر بود. برآوردهای اقتصادی نشان داد که اسرائیل متحمل ۲۰ تا ۲۸ میلیارد دلار خسارت مستقیم شده، تولید ناخالص داخلی آن ۳.۹ درصد سقوط کرده و بسیاری از شرکتهای بینالمللی و داخلی تعطیل شدهاند.
رسانههای عبریزبان، علیرغم سانسور شدید، به کشته شدن بیش از ۸۰۰ صهیونیست شامل چندین ژنرال ارشد و زخمی شدن هزاران نفر اذعان کردند. فراتر از آمار، حس ناامنی مطلق باعث شکلگیری موج بیسابقهای از مهاجرت معکوس شد و هزاران صهیونیست از طریق دریا و زمین تلاش کردند تا از جهنمی که موشکهای ایرانی ساخته بودند، فرار کنند. در نهایت، عملیات وعده صادق ۳ ثابت کرد که ایران حتی در صورت از دست دادن فرماندهان عالیرتبه خود، دارای ساختار رزمی مستحکم و توان تهاجمی پایانناپذیر است که میتواند هر تهدیدی را با پاسخی چند برابر سنگینتر، مجهز به سر جنگیهای ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ کیلوگرمی پاسخ دهد.











