یکی از مهمترین اهداف اسرائیلی ها و امریکایی ها در طی جنگ دوازده روزه فلج کردن بازوی موشکی ایران بود اما آنچه در پایان این نبرد برایشان در مورد این اهدف ماند تنها چند ادعای تبلیغاتی توخالی بود که به راحتی عدم صحت آنها قابل اثبات بود و این بر می گشت به مهندسی پیچیدهای که نخستین بار در مهرماه ۱۳۹۴ با رونمایی از اولین شهر موشکی در عمق ۵۰۰ متری زمین آشکار شد و طی یک دهه به شبکهای مستحکم و نفوذناپذیر در سراسر کشور گسترش یافت. در حالی که دشمن تصور میکرد با بمبارانهای سنگین نقاط سطحی توانمندی موشکی را فلج کرده اما واقعیات گویای چیز دیگری بود
تعداد نامشخص و پراکندگی در پهنه وسیع ایران و گستردگی شهرهای موشکی در زیر زمین و اعماق کوه ها ابهام و ناتوانی را بر محاسبات دشمنان ایران تحمیل کرده است، سردار تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه در مصاحبه ای می گوید: «شهرهای موشکی ایران تنها محدود به کوهستانهای مرکزی نیستند؛ بلکه در طول ساحل خلیج فارس و دریای عمان، این شهرکها تا عمق بیش از ۷۰ کیلومتر گسترده شدهاند.» این شبکه عظیم زیرزمینی که تماماً مسلح و همیشه آماده شلیک است، فضایی دسترس ناپذیر و غیرقابل ردیابی را برای دشمن ایجاد کرده که هیچ بمب سنگرشکن شناخته شده ای قادر به انهدام زنجیره عملیاتی آن نیست.
تحلیلگران نظامی و مقامات ارشد سپاه، همواره بر این نکته تأیید داشتند که ساختار شهرهای موشکی بر مبنای تداوم عملیات در شرایط بحران طراحی شده است. درست در ماههای منتهی به جنگ، یعنی در ۲۱ دیماه ۱۴۰۳ و ۵ فروردین ۱۴۰۴، سپاه از نسل جدیدی از این شهرها رونمایی کرد که انبوهی از موشکهای «خیبرشکن» (برد ۱۴۵۰ کیلومتر)، «حاجقاسم»، «سجیل» (برد ۲۰۰۰ کیلومتر) و کروز «پاوه» را در دل خود جای داده بودند. سردار شهید حاجی زاده در جایی می گوید: «ما محدودیتی در تعداد موشکها نداریم و اگر بخواهیم، میتوانیم تا دو سال هر هفته یک شهر موشکی جدید افتتاح کنیم.»
در جنگ ۱۲ روزه که دشمن مدعی بود پایگاههای موشکی را نابود کرده و توانمندی موشکی را از بین برده است،در حقیقت فراتر از برخی تأسیسات و سوله های مرتبط و ورودی برخی از شهرهای موشکی نتوانست آسیب چندانی به توانمندی موشکی ما وارد کند . یکی از افسران مشغول در خط مونتاژ زیرزمینی در جریان جنگ ۱۲ روزه، روایت میکند که وقتی ورودیهای تونلها هدف حملات شدید قرار گرفت و مسیرهای لجستیکی موقتاً مسدود شد، نه تنها خللی در روند آمادهسازی موشکها ایجاد نشد، بلکه سرعت اسمبل کردن و تست نهایی موشک ها تا سه برابر شرایط عادی افزایش یافت. سردار نقدی نیز در مصاحبه ای پس از جنگ گفته «حتی یک خط باریک بهاندازه پرِ مگس هم بر پیکر موشکهای ما نیفتاده است.»
شبکه الجزیره و نشریه نشنال اینترست نیز اذعان کردند که انتقال خطوط تولید سوخت جامد و مونتاژ به زیر زمین، عملاً امکان انهدام چرخه تولید موشک را از اسرائیل سلب کرده است . روایتهای رسیده از درون این شهرها، ابعاد دیگری از این حماسه را آشکار میکند. رزمندگان جوانی که برخی از آنها متولدین دهه هشتاد بودند، در حالی که دوستان و همرزمانشان را در حملات پهپادی دشمن در مبادی ورودی و یا در کنار لانچرها از دست میدادند، پستهای عملیاتی را ترک نکردند. امین، رزمندهای که خود در جریان شلیکها و حمله پهپادی دشمن مجروح شده بود و ترکشهای متعددی در بدن داشت، میگوید با وجود جراحت ۴۰ درصدی، بیش از ده موشک را به سمت اهداف حیاتی در سرزمینهای اشغالی شلیک کرده است. علی، دیگر رزمنده حاضر در صحنه، توضیح میدهد که حتی وقتی یکی از موشکها روی لانچر توسط پهپاد اسرائیلی هدف قرار گرفت و تعدادی از نیروها شهید شدند، نفرات بعدی بلافاصله جایگزین شدند و اجازه ندادند آتش قطع شود.











