خلع سلاح موشکی ایران به منزله خودکشی راهبردی است.

ایده خلع سلاح موشکی جمهوری اسلامی ایران و تحمیل محدودیت‌های فنی بر برد و دقت تسلیحات دفاعی، پروژه‌ای شکست‌خورده است که ریشه در یک خطای محاسباتی برخی سیاسیون داخلی و رویاهای خام دشمنان دارد. این انگاره که می‌توان مؤلفه‌های قدرت سخت را قربانی وعده‌های نسیه اقتصادی کرد، در دوران استقرار دولت‌های یازدهم و دوازدهم به اوج خود رسید و تحت عنوان نانوشته برجام موشکی تا حدودی پیگیری شد. تاریخچه این جریان نشان می‌دهد که هم‌زمان با فشارهای غرب برای محدودسازی توان بازدارندگی ایران، جریانی در داخل نیز با پذیرش کدخدایی ایالات متحده، عملاً در نقش مکمل پازل دشمن ظاهر شد. اعترافات دیرهنگام و مستندات افشاشده حاکی از آن است که مخالفت با آزمایش‌های موشکی و تلاش برای توقف پروژه‌های هوافضا، بخشی از یک ایدئولوژی بود که امنیت ملی را قابل معامله می‌دانست؛ رویکردی که اگر با سد محکم نهادهای انقلابی و تدابیر رهبری مواجه نمی‌شد، امروز ایران را در برابر تهدیدات پیرامونی، بی‌دفاع رها شده بود.
تحلیل رفتار دولت وقت نشان می‌دهد که نگاه حاکم بر دستگاه اجرایی، ایالات متحده را نه به‌عنوان یک دشمن متخاصم، بلکه به‌عنوان یک کدخدا می‌پنداشت که راه تعامل با جهان تنها از مسیر جلب رضایت او می‌گذرد. اظهارات چهره‌هایی همچون شهید فریدون عباسی دانشمند هسته ای مبنی بر اعتراض مدیران وقت به تست‌های موشکی و حتی تلاش برای تعطیلی پروژه‌های راهبردی، پرده از واقعیتی تلخ برمی‌دارد. در آن دوران، دیپلماسی کشور به‌جای آنکه بر ستون‌های قدرت میدان استوار باشد، میدان را هزینه‌ای برای دیپلماسی می‌دید.
هم‌صدایی برخی مقامات داخلی با غرب در انتقاد از نمایش شهرهای موشکی و شعارنویسی روی موشک‌ها، سیگنالی خطرناک به طرف‌های غربی ارسال کرد؛ سیگنالی که این تصور را در ذهن استراتژیست‌های کاخ سفید و تل‌آویو تقویت نمود که می‌توان با فشار اقتصادی و دوقطبی‌سازی معیشت-موشک، ایران را به پای میز مذاکره برای خلع سلاح کشاند. طرح‌هایی نظیر محدود کردن برد موشک‌ها به زیر ۵۰۰ یا ۲۰۰۰ کیلومتر، دقیقاً با هدف حذف سایه تهدید از سر رژیم صهیونیستی و پایگاه‌های آمریکایی طراحی شده بود تا ایران را به یک بازیگر دست‌بسته در معادلات منطقه تبدیل کند.
از منظر منطق نظامی و واقعیت های دفاعی کشور، خلع سلاح موشکی برای کشوری در موقعیت ایران، به معنای خودکشی است. دانیل دیویس، سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا، در تحلیلی دقیق اشاره می‌کند که هیچ کشور عاقلی تنها ابزار دفاعی خود برای ضربه زدن به عمق خاک دشمن را کنار نمی‌گذارد، مگر آنکه قصد داشته باشد به سمت سلاح هسته‌ای حرکت کند. با توجه به فتوای شرعی حرمت سلاح هسته‌ای در دکترین دفاعی ایران، موشک‌های بالستیک و پهبادهاتنها ضامن بقای ملی و ابزار ایجاد موازنه نظامی در برابر زرادخانه اتمی و نیروی هوایی مدرن رژیم صهیونیستی هستند.
غرب به‌خوبی می‌داند که اگر ایران موشک‌های خود را تسلیم کند، هیچ بازدارندگی متعارفی در برابر تهاجم گسترده نخواهد داشت. رژیم صهیونیستی و متحدان غربی‌اش پس از شکست در پروژه برجام هسته‌ای، اکنون با تغییر فاز امنیتی، پرونده موشکی را جایگزین پرونده هسته‌ای کرده‌اند. بنیامین نتانیاهو و اتاق‌های فکر واشنگتن در تلاش‌اند با امنیتی‌سازی برنامه موشکی ایران، آن را به‌عنوان تهدیدی فوری برای صلح جهانی معرفی کنند. گزارش‌های رسانه‌هایی همچون ساندی تایمز مبنی بر توانایی اسرائیل برای بازگرداندن ایران به «عصر حجر» با استفاده از سلاح‌های الکترومغناطیسی یا حملات پیش‌دستانه، بخشی از جنگ روانی برای مرعوب‌سازی افکار عمومی است. اما واقعیت میدانی در جنگ دوازده‌روزه اخیر اثبات کرد که این تهدیدات توخالی است. تاب‌آوری شهرهای موشکی زیرزمینی و تداوم خطوط تولید حتی در اوج درگیری، نشان داد که زیرساخت‌های دفاعی ایران نه‌تنها با بمباران از بین نمی‌رود، بلکه دارای قابلیت بازسازی و شلیک مستمر است.
در عرصه داخلی، تلاش جریان غرب‌گرا برای احیای دوگانه‌های کاذب نظیر موشک یا معیشت با شکست مواجه شده است. مردم در تجربه جنگ ۱۲ روزه، به‌وضوح دریافتند که امنیت اقتصادی و ثبات سیاسی، بدون پشتوانه قدرت سخت موشکی، سرابی بیش نیست. اگر امروز دیپلمات‌های ایرانی می‌توانند در مجامع بین‌المللی با اقتدار سخن بگویند، به پشتوانه همان سیلوهای موشکی است که برخی در گذشته آن را مزاحم دیپلماسی می‌دانستند.
در واقع رویای غرب برای محدودسازی برد موشک‌های ایران به سطحی بی‌خطر برای تل‌آویو، هرگز تعبیر نخواهد شد. دکترین دفاعی ایران بر مبنای تهدید در برابر تهدید بازتعریف شده و توسعه کمی و کیفی زرادخانه موشکی، پاسخی طبیعی به انباشت سلاح‌های پیشرفته در منطقه است. خط تولید موشکی ایران، هرگز متوقف نخواهد شد و این فناوری اکنون به بخشی از هویت ملی و توان ذاتی دفاعی کشور تبدیل شده است. مسیری که شهید طهرانی‌مقدم آغاز کرد، امروز به نقطه‌ای رسیده است که هیچ توافق‌نامه، قطعنامه یا مذاکره پشت پرده‌ای نمی‌تواند آن را متوقف یا معکوس کند. ایرانِ مقتدر با تکیه بر توان موشکی خود، تضمین‌کننده صلح مسلح در منطقه است و هر دستی که برای خلع سلاح این ملت دراز شود، پیش از رسیدن به هدف قطع خواهد شد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ایده خلع سلاح موشکی جمهوری اسلامی ایران و تحمیل محدودیت‌های فنی بر برد و دقت تسلیحات دفاعی، پروژه‌ای شکست‌خورده است که ریشه در یک خطای محاسباتی برخی سیاسیون داخلی و رویاهای خام دشمنان دارد. این انگاره که می‌توان مؤلفه‌های قدرت سخت را قربانی وعده‌های نسیه اقتصادی کرد، در دوران استقرار دولت‌های یازدهم و دوازدهم به اوج خود رسید و تحت عنوان نانوشته برجام موشکی تا حدودی پیگیری شد. تاریخچه این جریان نشان می‌دهد که هم‌زمان با فشارهای غرب برای محدودسازی توان بازدارندگی ایران، جریانی در داخل نیز با پذیرش کدخدایی ایالات متحده، عملاً در نقش مکمل پازل دشمن ظاهر شد.
آخرین مجموعه

14 پیام

۱۴ پیام تبیینی پیرامون مسئله کشته سازی در رخدادهای زمستان ۱۴۰۴

4 پیام

مجموعه پیام های تبیینی پیرامون جنگ دوم اسرائیل و امریکا‌ با ایران

آخرین مطالب
مطالب مرتبط
پیمایش به بالا