طرّاحی و نقشه دشمن آمریکایی ـ صهیونی در آغاز و استمرار جنگِ رمضانی اخیر بر این تصوّر و فرضیه استوار است که با زدن رأس نظام، کشور فرومیپاشد و مهیّای تسلیم میشود. آنها این انگاره را در جنگ ۱۲ روزه هم تجربه کرده و رأس ساختار نظامی کشور را به شهادت رسانده بودند، امّا این بار پا را فراتر گذاشتند و جنگ را با شهادت رهبری نظام آغاز کردند. تصوّر آنها این بود که علّت عدم توفیقشان در فروپاشی ذهنی نظام، شخص رهبری نظام بود و اگر این بار جنگ را با ترور ایشان شروع کنند، به هدف موردنظر خواهند رسید. فقدان هر یک از کارگزاران نظام یا فرماندهان نظامی که محصول تجربه متراکم جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه حکمرانیست، حقیقتاً خسران بزرگی برای کشور است. فقدان شخصیت عظیمالشأن رهبر انقلاب که ستون خیمه نظام اسلامی برای همه مردم و مسئولان کشور محسوب میشدند، نیز داغی بی تسلی است که تا دههها بر دل مردم ایران خواهند ماند؛ امّا بااینوجود، باید توجّه کرد نظام جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه به یک «ساخت سیاسی مستحکم» تبدیل شده است. شخصیتها بسیار مؤثر هستند، اما مجموعه نظام به سطحی از «بلوغ نهادی» رسیده که دیگر وابسته به اشخاص نیست.
رهبر شهید انقلاب اسلامی طی سی و هفت سال رهبری، زیرساختهای نرمافزاری و سختافزاری نظام را به یک بلوغی رساندهاند که با تکانههای سنگین برونزا و ساخته و پرداخته دشمن، بهدشواری و سختی میافتد امّا فرونمیپاشد. این وضعیت نهادی، ادّعای مافیایی و دیکتاتوری بودن نظام سیاسی ما را ابطال میکند. ساختار سیاسی جمهوری اسلامی واجد نوعی «توان تصمیمگیری غیرمتمرکز» شده که انعطافپذیری نظام را در شرایط خطیر جنگ بالا برده است. این وضعیت نهادی نوید میدهد که نظام جمهوری اسلامی حتّی در شرایط فقدان شخصیت شهید آیتالله خامنهای، باز هم میتواند از عهده اداره جنگ برآید و این محصول تلاشهای زیرساختیِ رهبر شهید انقلاب است.





