جمهوری اسلامی ایران، نظامی است که بر پایههای محکم فقهی و قانونی بنا شده و بر اساس سنت الهی و دشمنان خونخوار خود، همواره خود را برای سختترین آزمونها آماده ساخته است. شهادت رهبر معظم انقلاب، هرچند ضایعهای بزرگ است، اما هرگز به معنای فروپاشی و توقف نظام نیست، زیرا نظام، فراتر از اشخاص، ساختاری مستحکم و منعطف دارد. نکته کلیدی این است که قانون اساسی ما برای جلوگیری از هرگونه خلأ قدرت، تداوم جانشینپذیری و فرآیند قانونی انتخاب رهبر جدید، تدابیری را پیش بینی کرده است. نقش شورای رهبری برای مدیریت امور در زمان بحران، از این موارد است.
در حوزه نظامی نیز، ساختار فرماندهی کل قوا زنجیرهای است و در غیاب راس فرماندهی نیز، امر به فرماندهان زیرین تفویض شده و شورای عالی دفاع نیز آماده برای تصمیمگیریهای فوری است. انتخاب چند لایه جایگزین ها و تعیین سناریوهای مختلف و دستورالعمل های مشخص، مواردی از این دست است. این آمادگی تنها محدود به ساختار حکومتی نیست؛ در حوزه اقتصادی نیز تدابیر لازم برای مدیریت امور حتی در شرایط خیلی سخت تعبیه شده است و چرخه های تولید و توزیع حتی در شرایط شوکهای بزرگ نیز از کار نخواهد افتاد.
نظام برای مقابله با سناریوهای ترکیبی از جمله ترور رهبری، از سالها پیش طرحهای واکنش سریع را در لایههای امنیتی و دفاعی خود تعریف کرده است. همچنین ساختار مدیریتی توزیع شده و غیر متمرکز توانسته است راهبرد ترور دشمنان را تحد زیادی بی اثر کند و ما در میدان نیز عملا مشاهده میکنیم که در حالی که فرماندهی کل قوا و برخی سران نظامی و امنیتی کشور به شهادت رسیدند، هیچ خللی در امور کشور پیش نیامد و هم اکنون مدیریت کامل صحنه و نبرد را به خوبی میتوان مشاهده کرد.





