از مقدمات مواجهه صحیح با دشمن، فهم درست از نقشه و طرح دشمن است؛ رهبر شهید انقلاب در آخرین سخنرانیها و بیاناتی که در هفتههای پایانی عمر شریف خود داشتند، چند بار تعبیر «بلعیدن ایران» را به عنوان هدف اصلی آمریکا ذکر کردند. در همین چهارچوب باید جنگی را که در میانه آن قرار داریم تحلیل کنیم. تبیینی که در ذیل کلانروایت «بلعیدن ایران» از نقشه دشمن میتوان ارائه داد، توضیحِ فرایند طراحیشده دشمن برای دستیابی به این هدف است. الگوی حملات آمریکا و رژیم صهیونی، از یک سو معطوف به نابودی زیرساختهای نظامی کشور -اعم از زیرساختهای موشکی و نیروی دریایی- است که بازوان آفندی جمهوری اسلامی محسوب میشوند. از سوی دیگر، این حملات، ستادهای امنیتی – اطلاعاتی و انتظامی کشور را نشانه گرفته است که حتّی شاملِ برخی نواحی بسیج شهری و برخی کلانتریها هم میشود. به نظر میرسد دشمن در تلاش است که با ضربهزدن به بخش ستادی نهادهای تأمین امنیت داخلی، امکان سازماندهی نیروهای امنیتی و انتظامی و توان هماهنگی عملیاتی را از این نهادها سلب کند و از این طریق، کشور را در برخورد با اغتشاشات در جنگهای شهری دچار فرسایش کند.
تأکید ترامپ و نتانیاهو بر اینکه در لحظه مناسب به شبکههای تروریستی اعلام خواهد کرد که وارد میدان شوند، نشان میدهد که همه امید رژیم صهیونی و آمریکا به جنگ شهری در تهران و کلانشهرها است. آغاز جنگ شهری میتواند زمینه را برای ورود نیروهای تجزیهطلب فراهم کند و کشور را به سمت تجزیه پیش ببرد. دشمن در صورت خفه کردن توان رزم موشکی و دریایی و قراردادنِ کشور در وضعیت جنگ شهری و خطر تجزیه، طیفی از اهداف متوهّمانه – اولاً براندازی و تغییر رژیم سیاسی و ثانیاً در صورت عدم موفقیت، حفظ نظام اما تغییر رفتار – را در دستور کار خود دارد. دشمن، ایرانِ رامشدهای را میخواهد که حاکمیت آمریکا بر منابع خود را بپذیرد، رژیم صهیونی را به رسمیت بشناسد و عنصری نرمال در منطقه غرب آسیا باشد. قواره مطلوب آمریکا، ایرانِ نرمالیزه شده است که همواره مشغول هرجومرج و آشوب و نزاع و درگیری باشد تا بتواند منابع ایران را مجدّداً تاراج کند و ایران را ببلعد.





