در هرگونه درگیری گسترده نظامی میان ایران و قدرتهایی مانند ایالات متحده و اسرائیل، صرفاً توان نظامی و تجهیزات تعیینکننده نیست. یکی از حیاتیترین متغیرها، سقف مقاومت و همراهی مردمی است. این سقف، که بازتابدهنده میزان تحمل سختیها، پذیرش فداکاریها و عمق تعهد جامعه به اهداف ملی است، مستقیماً بر دوام و کیفیت هرگونه پیروزی قابل حصول سایه میافکند.
سطح مطالبات و انتظارات عمومی در جامعه، به مثابه یک کاتالیزور عمل میکند. اگر مطالبات حداکثری (مانند حفظ تمامیت ارضی، لغو کامل تحریمها، یا تغییرات ژئوپلیتیکی منطقهای و …) در اوج اجماع ملی قرار گیرد، سقف مقاومت نیز به تبع آن بالا میرود. این امر، جامعه را برای تحمل هزینههای سنگینتر (از جمله تلفات، آسیبهای اقتصادی شدید و فشارهای بینالمللی) آماده میسازد و این آمادگی، به دولتها اجازه میدهد تا اهداف بزرگتری را در معادلات نظامی و سیاسی دنبال کنند. به عبارت دیگر، هرچه جامعه برای دفاع از یک فتح حداکثری آمادهتر باشد، فضای مانور و امکان دستیابی به آن فتح نیز افزایش مییابد.
فرایند تقویت مطالبه حداکثری شامل مراحل ذیل است: ۱) جامعه با سقف مقاومت بالا، شوکهای اولیه ناشی از حملات نظامی (تخریب زیرساختها، تلفات انسانی) را بهتر جذب میکند و فروپاشی روانی و اجتماعی دیرتر رخ میدهد. این ثبات داخلی، اهرم فشار خارجی را تضعیف میکند. ۲) تعهد عمیق مردمی، تضمینکننده تداوم بسیج منابع غیرنظامی، اقتصادی و نیروی انسانی مورد نیاز برای جنگ طولانیمدت است. بدون این همراهی، دولتها مجبور به مذاکره زودهنگام تحت شرایط نامطلوب خواهند شد. ۳) سقف مطالبات، سقف پذیرش نتایج را نیز مشخص میکند؛ اگر مردم خواهان پیروزی کامل باشند، هرگونه مصالحه یا توافقی که پایینتر از آن سطح باشد، با واکنش منفی و تهدید به بیثباتی داخلی مواجه خواهد شد. در نتیجه، رهبری سیاسی نیز خود را ملزم به حفظ موضع حداکثری میبیند.





