فارغ از اینکه چه کسی توسط مجلس خبرگان به عنوان رهبر آینده جمهوری اسلامی معرفی شود، باید گفت به دلیل ماهیت و الگوی حکمرانی مردم سالاری دینی در جمهوری اسلامی انتخاب هر فردی توسط مجلس خبرگان رهبری، از همان لحظه اول با موجهای فراوان تخریبی سازمانیافته از سوی جریانهای معاند مواجه خواهد شد؛ این مساله ریشه در یک واقعیت ساختاری دارد که دشمنی اصلی، نه با شخص، بلکه با مبنای مشروعیت نظام اسلامی یعنی اصل ولایت فقیه و الگوی حکمرانی مبتنی بر آن، گره خورده است. از آنجایی که این الگو مستقیماً در تقابل با نظم جهانی سلطهمحور غرب قرار دارد، هر گزینهای که این جایگاه را احراز کند، هدف قرار خواهد گرفت.
روشن شدن این قضیه با نگاهی به نظامهای غیر دموکراتیک منطقه متحد غرب مشخص می شود؛ چرا که در این نظامهای سلطنتی که مردم هیچ گونه حق رأی ندارند مورد انتقاد قرار نمی گیرند این امر به وضوح نشان میدهد که بهانه قرار دادن ولایت فقیه، صرفاً پوششی برای مخالفت با استقلال و الگوی متفاوت حکمرانی در ایران اسلامی است.
از این رو، نباید اجازه داد که ترس از شدت و حجم مخالفتهای بیرونی، بر اجرای دقیق قوانین داخلی تأثیر بگذارد. اگر خبرگان بر اساس شایستگیها و شاخصههای قانونی دست به انتخاب بزنند، این انتخاب، هر کس که باشد، مورد هجمه قرار خواهد گرفت. ملاک عمل باید اجرای بیکموکاست قانون باشد، نه تلاش برای راضی نگه داشتن دشمنی که هدفش تضعیف اصل نظام است.





