پس از اغتشاشات دیماه و عملیات سنگین روانی ـ شناختی که دشمن برای منفور سازی جمهوری اسلامی دنبال کرد، یک پیشفرض محوری در اتاقهای فکر آمریکا و رژیم صهیونیستی مبنی بر تضعیف شدید سرمایه اجتماعی حاکمیت در ایران شکل گرفت. بر اساس همین توهم، دشمن به این جمعبندی رسید که جامعه ایران آمادگی لازم برای ایستادگی منسجم در شرایط بحران را ندارد و میتوان با یک کمپین نظامی و گره زدن آسمان به خیابان، زمینه جنگ شهری، بیثباتسازی داخلی و حتی تغییر نظام را فراهم کرد. شواهد متعددی از این محاسبه در اظهارات رسمی، رفتار میدانی و حتی پیامها و توییتهای رئیسجمهور جنایتکار آمریکا قابل مشاهده است؛ جایی که صراحتاً روی شورش داخلی حساب باز کرده بود. اما آنچه در عمل رخ داد، خلاف تمام این محاسبات بود. حضور گسترده، خودجوش و شبانه مردم در خیابانها، تجمعات حمایتی حول پرچم ایران و اعلام همبستگی با کشور، دشمن را دچار شوک راهبردی کرد. جنایت عظیم دشمن در تعدی به ساحت مقدس رهبر معظم انقلاب، قلوب همه مومنین و مردم ایران را سرشار از خشم و نفرت نسبت به متجاوز کرد. این حضور برخاسته از غیرت دینی، حس ملی و درک درست حضور دشمن و تهدید خارجی موجودیتی کشور بود و دقیقاً به همین دلیل، اثرگذاری آن چندبرابر شد.
بازتاب این صحنهها در رسانههای مختلف جهانی، نشان داد که فرضیه جامعه خسته و بریده فرو ریخته است. تصویری که دشمن ماهها برای القای آن هزینه کرده بود، در چند شب حضور مردم، بیاعتبار شد. حتی عناصر معدود وابسته و مزدور داخلی که دشمن روی آنها بهعنوان لیدرهای میدانی و جریانساز حساب باز کرده بود، با دیدن حجم حضور مردم، عملاً از حالت عملیاتی خارج شد یعنی نه توان اقدام دارد و نه امکان فضاسازی.
اهمیت راهبردی این تجمعات دقیقاً در همین نقطه است. استمرار حضور مردمی، این بخش از نقشه دشمن را خنثی و او را از سرمایهگذاری روی خیابان مأیوس میکند. چیزی که امروز هم نشانه هایی برای آن در صحنه وجود دارد. حفظ این فضا، یک ضرورت امنیت ملی و عنصر تعیینکننده در شکست محاسبات و نقشه دشمن است. سردرگمی دولت آمریکا در مدیریت جنگ و سوال های بی پاسخ جامعه نخبگانی و حتی عمومی آمریکا از دولت مستقر، صحبتهای وزیر جنگ و امور خارجه و رئیس جمهور آمریکا در پاسخ به این شبهات و عدم اقناع نخبگان و سیاست مداران آمریکا، این آشفتگی را به خوبی به تصویر میکشد.





