در شرایطی که تهدیدهای بیرونی در قالب حملات سخت به کشور ظاهر شده، خط دوم نبرد نیز در ذهن و قلب مردم فعال شده است. تجربههای تاریخی نشان داده است که هیچ مقاومتی بدون اتکای مردمی پایدار نمانده و هیچ کنشی در میدان جنگ نمیتواند از مردم جدا بماند. حال که پشتوانه روانی و اجتماعی میدان، در خیابان و در فضای عمومی جامعه ریشه دوانده و مردانی که در میدان ایستادهاند، از باور مردمی که شجاعانه در خیابانها و میدانها پشتیبان معنوی آنان هستند، نیرو میگیرند، نباید اجازه داد خط روایت وادادگان داخلی با ماشین جنگی متجاوزان خارجی هم نوا و هماهنگ شود. آنان با تردیدافکنی، تحریف واقعیت و القای بیحاصلی مقاومت، میکوشند تا رشته پیوند میدان و مردم را فرسوده کنند و برای این کار از حملات دشمن استفاده میکنند.
وظیفه نخبگان، رسانهها و کنشگران اجتماعی در این مرحله حیاتی است. باید روایت اصیل میدان در ایستادگی، عزت و عقلانیت در برابر تجاوز را بازگو کنند. همانقدر که میدان جنگ نیازمند تاکتیک و هوش عملیاتی است، خیابان نیز نیازمند بسیج آگاهی و هوش فرهنگی است. اگر ذهن مردم تسخیر شود، پشت جبهه فرو میریزد؛ اما اگر مردم حقیقت را درک کنند، هیچ هجوم خارجی توان فروپاشی این پشتوانه مردمی را ندارد.
اکنون زمان آن است که صاحبان نفوذ در جامعه، با گفتار، قلم و حضور اثرگذار خود، این پیوند را مستحکم کنند؛ زیرا بقا و ثبات میدان، در گرو تپش اراده مردم در خیابان است.





