آمریکا ضربهزدن به زیرساختهای کشور را به صورت جدّیتری در دستور کار قرار داده است و اولتیماتومهایی مبنی بر تخریب گستردهتر زیرساختها را با استعاره «بازگشت به عصر حجر» دارد مطرح میکند. در چنین شرایطی، از سوی برخی جریانهای داخل کشور صدایِ «توقف جنگ، به هر قیمت» با این ادّعا مطرح میشود که پیش از آنکه هزینههای بیشتر و ترسناکتری بر ما تحمیل شود، به جنگ خاتمه بدهیم. این رویکرد ظاهراً با نیت «کاهش هزینههای اقتصادی جنگ» مطرح میشود، امّا در حقیقت به «دائمیشدن هزینههای اقتصادی جنگ» میانجامد. از دیدگاه اقتصادی، پایاندادن به جنگ در شرایط کنونی و بدون تثبیت حاکمیت کشور بر تنگه هرمز و آمریکازدایی از معادلات منطقه، کاملاً به ضرر ایران است؛ چون بدون اینکه در معادلهها و مناسبات تحریمی تغییری ایجاد شود، کشور باید سالهای متمادی زحمت بکشد تا بتواند به شرایط اقتصادی و زیرساختی که قبل از آغاز جنگ داشت، برگردد. اگر جنگ در شرایط کنونی متوقّف شود و معادله تحریم اقتصادی ایران به همین صورتی که تا امروز وجود داشته پابرجا بماند، ایران یک کشور تحریمشده و تحریمشونده خواهد بود که بسیاری از زیرساختهایش را از دست داده و هزینههای فراوانی را هم متحمّل شده است.
بر این اساس، صحبت از توقّف جنگ در شرایط پیشنهادی، ویرانکننده برای اقتصاد ایران و صنایع کشور است و آغازی بر یک بازی سراسر باخت برای ایران خواهد بود. جنگ باید تا جایی ادامه یابد که ایران از موقعیت تحریمشونده به موقعیت تحریمکننده ارتقا یابد و این امر غیر از تضمینهای حقوقی، نیازمند تضمینهای عینی و خلق اهرمها و ابزارهای قدرت واقعی و دائمی برای جمهوری اسلامی است. دشمن میخواهد با شعار «بازگشت به عصر حجر» ما را از پیامدهای ادامه جنگ بترساند، امّا واقعیت آن است که توقّف جنگ و پایان دادن به مقاومت در برابر نظم آمریکایی ـ صهیونی منطقه ایران را وارد فرآیند ویرانی و فرسودگی دائمی خواهد کرد.





