یکی از انگارههایی که در هنگام مواجهه با فقدان شخصیتهای بزرگ و عموماً ابتلائات بزرگ در افکار عمومی امکان طرح دارد، این است که حوادث، واقعه را بهمثابه عذاب و عقاب الهی تصوّر کنند. در مورد حادثه بزرگ شهادت آیتالله خامنهای نیز ممکن است برخی اینطور تصوّر کنند که خدای متعال بهخاطر قدرنشناسی، این نعمت را از مردم ایران دریغ کردند. چنین انگارهها و تصوّرهایی با امّهات مواضع رهبر انقلاب درباره مردم ایران سازگار نیست. رهبر شهید انقلاب در بخش پایانی پیامی که به مناسبت صدسالگی حوزههای علمیه در اردیبهشتماه امسال صادر کردند، بدبینی به مردم ایران را هم غلط دانستند و هم از آن نهی کردند. پیامهای هفتههای پایانی عمر شریف ایشان درباره راهپیمایی ۲۲ دی و ۲۲ بهمن نیز به طور روشنی حاکی از رضایت و خشنودی ایشان نسبت به ملّت بزرگ ایران است.
اگر با نظر خوشبینی به مردم ایران بنگریم ـ که هم سنّت امام خمینی و هم سنّت رهبر شهید انقلاب بود و واقعیتهای اجتماعی نیز مویّد آن است ـ ابتلائات بزرگ نه تنها عذاب و عقاب الهی نیست، بلکه نشاندهنده بلوغ و رشد مردم ایران است. مطابق الهیات شیعی و سنتهای الهی، وقوع ابتلائات برای یک قوم که همراه با مصیبت و فقدان و دشواری است، بستری برای خیزش، کمال و ارتقای آن قوم میشود. مردم ایران طی سالهای اخیر تحتفشارهای سیاسی، نظامی، اقتصادی، روانی و شناختی بسیار سنگینی از سوی دشمنان بودهاند و فقدانهای بزرگی همچون شهید سلیمانی، شهید رییسی، شهید نصرالله و جمع بزرگی از فرماندهان، دانشمندان و مردم را با سربلندی پشت سر نهادهاند. ملّتی که از این آزمونها و داغهای بزرگ عبور کرده باشد، ملّتی «رشید» و «بالغ» است. چنین جامعهای اگر با ابتلائات بزرگتری روبهرو میشود، برای ورود به لایههای بالاتری از کمال انسانی و اجتماعی است. اگر با این چشم به شهادت رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی بنگریم و امیدوارانه استقامت کنیم، ملّت ایران در آستانه فتوحات و گشایشهای بزرگ قرار دارد.





