جامعه ایران متشکّل از طیفها و گروههای اجتماعی متنوّعی است و هر یک از این طیفهای اجتماعی، از سلایق سیاسی و سبک زندگی و الگوی فهم متفاوتی برخوردار هستند. یکی از پیچیدگیها و ظرافتهای تبیین در چنین جامعهای، درنظرگرفتن اقتضائات تمامی این طیفهای اجتماعی، برای طرح استدلالها و بیانهای مناسب درباره یک مسئله تبیینی است.
امروز کشور درگیر جنگ است و مسئله اساسی تبیینی کشور این است که چگونه آمادگی روحی، روانی و فکری «همه» مردم ایران برای ادامه جنگ حفظ شود. بخشی از جامعه که باورهای دینی و انقلابی ریشهدارتری دارند و عمدتاً در اجتماعات مردمی حضور دارند، شور حماسی و عزم راسخی برای ادامه جنگ دارند که باید تلاش کرد این شور و روح حماسی را حفظ و تعمیق کرد. امّا هنوز بخشهایی از مردم ایران خاموش هستند و در قبال حادثه جنگ مواضع خود را در فضای جامعه ابراز نکردهاند. دشمن غدّاری که اتّحاد ملّی ایرانیان را در جنگ ۱۲روزه دیده بود، مردم ایران را رها نکرد و زهر خود را در دیماه ۱۴۰۴ ریخت و کام ما را تلخ کرد. امروز هم همان دشمن غدّار در کمین تودههای خاموش ایرانیان نشسته و کماکان مترصّد فرصتی است تا در این بدنه خاموش رخنه کند.
جهاد تبیین برای تداوم جنگ، باید متمرکز شود بر «اقناعسازی بدنه خاموش جامعه». باید گفتارها و محتواها و زبانها و لحنها آمیخته با استدلالهایی باشد که بدنه خاموش را برای همراهی با ادامه جنگ و بلکه حمایت و پشتیبانی از ادامه جنگ متقاعد کند. اگر همراهساختن بدنه خاموش را در دستور کار قرار بدهیم، استدلالهایی که در طیفهای اجتماعی دارای باورهای دینی و انقلابی کارساز است، شاید نتواند در اقناع سایر اقشار و طیفهای اجتماعی توفیق داشته باشد؛ بنابراین، باید اندیشید که افکار و ذهنیت عموم جامعه در کدام نقطهها بیشتر سؤال و ابهام دارد تا به رفع ابهام در آن زمینهها بیشتر اهتمام بورزیم.
فوران عواطف و احساسی که در خیابانها جریان دارد را باید به نیروی مؤثری برای «تبیین» تبدیل کرد و به کمک آن، انرژی نهفته آن بدنه خاموش را فعّال ساخت. رهبر شهید انقلاب دوست داشتند «طوفانی در اقیانوس ملّت ایران» به راه بیافتد و«همه» مردم ایران به میدان بیایند. «جهاد خیابان» اگر به «جهاد تبیین» پیوند بخورد، هیچ مانعی نمیتواند جلوی دستیابی به افقهای ملّی و منطقهای و بینالمللی جمهوری اسلامی را بگیرد و همه چشماندازها در دسترس خواهد بود.





