در تاریخ پس از انقلاب اسلامی و شاید در تاریخ هشتاد سال اخیر ایران، هیچگاه شرایط به اندازه امروز، برای تبیین ضرورت مقاومت در برابر نظام سلطه و خصوصاً مقاومت در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی مهیّا نبوده است. درباره جرم و جنایتها و مظالم آمریکا و رژیم صهیونیستی سخن بسیار گفته شده است، امّا شرایط اجتماعی که ایران امروز در آن به سر میبرد، بسترهای ذهنی مناسبتری برای گوش سپردن به ندای مقاومت دارد.
مردم ایران در سال ۱۴۰۴ دو بار و هر دو بار در میانه مذاکرات مورد حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفتند. یکی از ویژگیهای حملات سال ۱۴۰۴ که تا امروز کماکان در جریان است، این است که مردم ایران دشمنی آمریکا و اسرائیل را به صورت محسوسی در متن زندگی خود احساس میکنند. سیاست راهبردی آمریکا و رژیم صهیونی در جنگ تبلیغاتی و رسانهای، این بوده که خود را به عنوان «دشمن حاکمیت» و «دشمن کارگزاران جمهوری اسلامی» جلوه بدهند و تصویری از خود بازنمایی کنند که گویی با مردم ایران مشکلی ندارند. حتّی تلاش آنها طی سالهای اخیر این بوده است که خود را «ناجیِ زندگی» مردم ایران جلوه بدهند.
هدف قراردادن مدارس و دانشگاهها، هدف قراردادن اماکن مسکونی، هدف قراردادن زیرساختهای حیاتی مثل صنایع فولاد، صنعت برق، آبشیرینکن، زیرساختهای نفتی و… نشان میدهد که ماشین جنگ آمریکا و رژیم صهیونی بهطورجدی «اختلال در زندگی» مردم ایران را در دستور کار قرار داده است. این واقعیت جنگی، امکان و زمینه یک ادراک جمعی و ملّی را در مردم ایران به وجود آورده است که آمریکا و اسرائیل، «دشمنِ زندگی مردم» ایران هستند. بر این اساس، ما در بهترین بستر اجتماعی برای تبیین ضرورت مقاومت در برابر آمریکا و «خلق اجماع ملّی برای مقاومت» قرار داریم. این فرصت اجتماعی را باید غنیمت شمرد و همّت متولیان تبیین و تبلیغ و رسانه در کشور و ظرفیت اجتماعات مردمی را باید بهسوی تعمیق استدلالهای مقاومت در افکار عمومی مردم سوق داد.





