در خصوص هزینههای جنگ، با توجه به اینکه این هزینهها از هزینههای سیاسی و معنوی یعنی ترور شخص رهبر فرزانه انقلاب و سایر فرماندهان و رجال سیاسی کشور آغاز شده و به انواع هزینههای نظامی، زیرساختی، صنعتی، اقتصادی، رفاهی و عمومی تسری یافته است، باید دقت کرد که این هزینهها برای به دست آوردن چه چیزی پرداخته شده است. زمان و شیوه پایانیافتن جنگ، میتواند هزینههای جنگ را معنادار سازد. اگر چنانچه جنگ با پایان زودهنگام مواجه شود، این هزینهها به یک خسارت جبرانناپذیر تبدیل شده و سبب افول روزافزون قدرت ملی، سیاسی و نظامی ایران میشود، اما اگر مطابق اراده رهبر انقلاب و بالتبع فرماندهان نظامی و دولتمردان، این درگیری تا دستیابی به فتح و پیروزی ایران تداوم یابد، میتواند هزینههای داده شده را معنادار کند. یعنی این هزینهها را به زمینهای برای دستیابی به قدرت سیاسی و پیشرفت کشور و توسعه اقتصادی ملت تبدیل کند. شرایط جنگ امروز به نفع جمهوری اسلامی تغییر یافته، چه از لحاظ نظامی و چه از لحاظ اقتصادی. امروز دشمنان ایران در وضعیتی بهمراتب ضعیفتر و آسیبپذیرتر قرار گرفتهاند و تداوم ضربات جمهوری اسلامی بر اهداف خود، نه تنها تضمینگر امنیت آینده ایران خواهد بود، بلکه بهنحوی دشمن را زمینگیر خواهد کرد که اساساً امکانات آنها برای اراده مجدد به حمله علیه ایران را نابود کند. در ضمن، تداوم جنگ صرفاً راهکاری برای منصرف ساختن دشمن از حمله نیست، بلکه با تحمیل خسارات و هزینههای گسترده به دشمن و متحدان او، دشمن را به آگاهی ای میرساند که اساساً ناتوان از حمله مجدد به ایران است و چنانچه تجاوزی دیگر را رقم بزند، پیش از ایران، خودش و همپیمانانش در آتش خسارت، خواهند سوخت. این است معنابخشی به هزینههایی ایران برای دستیابی به اهداف امنیتبخش خود پرداخته است. یعنی دشمن در عمل ناتوان از درگیری با ایران میشود و ایران به موقعیت ممتازی در منطقه تبدیل میشود. این زمینهای است که سایر کشورها، تعامل سیاسی و اقتصادی با ایران را به سود خود ببینند و برای انواع همکاریها از جمله همکاریهای اقتصادی، نه رژیم صهیونیستی و نه کشورهای منطقه، بلکه جمهوری اسلامی را انتخاب کنند.





