پیروزی جریان حق از برهم زدن قواعد نظام استکباری و شکستن هنجارهای جهانی آن آغاز میشود، از اینکه جریان حق بتواند اختلالی در روند معمول جریان باطل پدید آورد. جمهوری اسلامی با بیش از چهار دهه کنشگری سیاسی در سطح منطقه و جهان، تضعیف فزاینده تمدن غرب را تثبیت کرده و در این سالها دشمن از هر حربهای برای کنترل توسعه قدرت جمهوری اسلامی استفاده کرده، اما ترور رهبر کبیر انقلاب و رد شدن از خط قرمز ایرانیان، علاوه بر اینکه نشان دهنده استیصال آنها از روند تضعیفی است که دهههاست تجربه میکنند، بیانگر وحشتی است که از آینده دارند، آیندهای که ایران قوی، سهمی تعیین کننده در نظم منطقهای و جهانی خواهد داشت؛ لذا آنها با تمام قوا به منطقه آمدهاند تا در یک جنگ وجودی، اقدام به حذف فیزیکی رهبر انقلاب، فروپاشی حاکمیت ایران و تجزیه کشور کنند. این معنای سخن رئیسجمهور خونخوار آمریکاست که گفته بود این جنگ، برای آینده است.
اما پس از گذشت ساعاتی از آغاز جنگ علیه ایران، واکنش سریع، وسیع، شدید و غافلگیرکننده نیروهای مسلح جمهوری اسلامی علیه پایگاهها و منافع آمریکای جنایتکار و رژیم جعلی صهیونیستی در منطقه، ذهنیت رهبران استکبار را برهم زد و نشان داد، اراده ایران برای مقاومت به شکل کاملاً برنامهریزی شدهای منسجم است. این انسجام، اراده برای خلق آینده جدید کشور است و برآمده از این ذهنیت است که تاریخ نشان داده، هرملتی از یک جنگ نظامی گسترده پیروز بیرون آید، نهتنها امنیت بلکه همه منافع خود را تا دههها حفظ خواهد کرد. اما میزان قدرتیابی یک ملت پس از جنگ، وابسته به کیفیت جنگ و طرف جنگ نیز هست و از آنجا که این درگیری با قدرت نظامی اول جهان است و در سطح منطقه دنبال میشود، پیروزی در آن، تضمین کننده قدرتی در سطح منطقه و جهان خواهد بود. نبرد امروز، خالق فرصتی است که دههها جمهوری اسلامی در مسیر تحقق جهانی آن تلاش کرده است؛ حاکمیت عدل و دین با محوریت استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی؛ اما نه فقط برای ایران، بلکه برای تمام ملتهای آزاده منطقه و جهان.





