بخشی از صاحبنظران و نیروهای انقلابی با جداسازی و تفکیک دولت از نظام، سیاست اقتصادی دولت در حذف ارز ترجیحی را عامل اصلی اغتشاشات میداند و بر این باورند که سیاست تکنرخی شدن ارز و حذف ارز ترجیحی عامل اصلی وقوع جنگ شهری در دی ماه است. این دیدگاه با تکیه بر استعارهی «نشستن مگس بر روی زخم»، زخمِ کاری و اصلی را سیاستهای اقتصادیِ دولت میداند که البته دشمن از آن استفاده کرد و تا حدودی دولت و دشمن را در این مسیر همدست میپندارد. غرض و هدف اصلی آماج این روایت، بیش از آنکه دشمن باشد، دولت چهاردهم است. چنین روایتی با بیانات رهبر انقلاب طی دو سخنرانی که از ابتدای اعتراضات اقتصادی با مردم داشتهاند(۱۳ دی و ۱۹ دی)، سازگاری ندارد. در اوّلین سخنرانی، ضمن درست دانستن دغدغهی بازاریها و کسبه، تاکید کردند که منشا بالا و پایین رفتن نرخ ارز، دشمن است: «این گران شدن قیمت ارز خارجی، بالا رفتن بیحسابِ قیمت ارز خارجی و عدم ثبات آن که مدام بالا برود، پایین بیاید که کاسب نداند تکلیفش چیست، طبیعی نیست؛ این کار دشمن است». در دوّمین سخنرانی نیز، بدون اینکه اشارهای به مسائل و اعتراضات اقتصادی داشته باشند، منشا وقوع حوادث پنجشنبه شب را مستقیماً متوجّه ترامپ و مزدوران او کردند:«دیشب در تهران، در بعضی جاهای دیگر، یک مشت تخریبگر آمدند ساختمان متعلّق به کشور خودشان را خراب کردند ــ مثلاً فرض کنید در فلان ساختمان، یک دیواری را خراب کردند ــ برای اینکه دل رئیسجمهور آمریکا خوش باشد؛ چون او یک حرف بیربطی گفته که اگر چنانچه دولت ایران چنین کند، من میآیم طرف شما را ــ طرف این اغتشاشگرها و افراد مضر برای کشور را ــ میگیرم، اینها هم دلشان به او خوش است!».
از این منظر، برجسته کردن هر عاملی غیر از آمریکا و رژیم صهیونی (مانند نقد سیاستهای اقتصادی دولت، نقد کارشناسی زمان یا شیوهی اجرای سیاستهای اقتصادی و …) خطایی راهبردی است و میتواند طرح سیاسی دشمن را تکمیل کند. زیرا به جای معطوفسازی اذهان عمومی به جنگافروزی دشمن، مجموعهای از منازعههای داخلی را برمیانگیزد. از سوی دیگر، در افکار عمومی مردم ایران، «تفکیک دولت از حاکمیت» و نسبت دادن مشکلات به دولت و مبرّا کردن حاکمیت از آن، اساساً ممکن نیست. بنابراین، این سیاست تبیینی که به هدف جلب نظر اعتراضی مردم و جهتدهی به آن مطرح میشود، فارغ از اینکه صحیح یا غلط باشد، نتیجهی عکس خواهد داد.









