همیشه درک همگان از موضوعات واحد برابر نیست، درکی که مشاهده کنندهی صحنهی وحشیانهی بریده شدن گلوی یک جوان از واقعیت متجاوزان به امنیت عمومی مردم پیدا میکند با درکی که مدعیان دروغین آزادیبیان با ادعای اعتراضات اجتماعی و تجمعات مسالمتآمیز در ذهن افکار عمومی مخاطب خود ایجاد میکنند دو تصویر کاملاً متضاد است. در چنین وضعیتی هنر رسانه بهسان هنر رزم اهمیتی راهبردی و حیاتی مییابد. اولین و مهمترین نکته در این مسیر روایت اول از وضعیت داخلی ایران است. تجربه نشان داده معمولاً در چنین برهههایی برخی تلاش میکنند برای عادی نمایش دادن وضعیت یا با دلایل امنیتی و از روی دلسوزی از انتشار برخی اخبار تلخ جلوگیری کنند. بدون توجه به این تجربهی بارها و بارها تکرار شده که دنیای فجای مجازی دنیای امکان مخفیسازی این وقایع نیست. تنها مسأله آن است که چه کسی از چه زاویهی و با چه ادعایی وقایع را به نفع خود بیان و تفسیر کند. متأسفانه امروزه تبدیل ساختن تصویر کشتهشدگان به دست عوامل موساد و آشوبآفرینان مزدور خارجی به تصویر مظلومانی که بر اثر تجاوزگری حاکمیت کشتهشدهاند حتی سهلتر از نمایش خود حقیقت شدهاست. در چنین وضعیتی اقتضای دفاع از هویت ایران و ایرانی، نمایش واقعیت تروریستی نیروهای مستقیم یا نیابتی رژیم صهیونیستی در خاک ایران و دفاع قبلی در برابر ادعاهای بعدی است؛ ادعاهایی که ادامهی مسیر دروغپردازیهای آمریکا، رژیم صهیونی و سایر همکارانشان خواهد شد و با بازیگری ترامپ بهانههای مداخلات احتمالی دیگری را در امور داخلی کشور عزیزمان به دست خواهد داد.









