آمریکا اغلب استدلال میکند که اقدامات خصمانه خود مانند تحریمها، مداخلات دیپلماتیک یا نظامی را بهمنظور حمایت از حقوق بشر در سایر کشورها صورت میدهد اما حقیقت آن است که آمریکا در مواردی که میخواهد کشور و سرمایههای یک ملت را غارت کند، از حربه حقوق بشر به عنوان پوشش اخلاقی و سیاسی استفاده میکند تا اقدامات غیرقانونی خود را قانونی و مقبول جلوه دهد. این کار از طریق ادعای نقض حقوق بشر انجام میشود که اغلب ساختگی و دستپخت رسانههای آمریکایی و سازمانهای تحت تأثیر آن است. استفاده از این حربه یک تکنیک چندبعدی است که از ترکیب رسانه، سیاست، قانون، فشار اقتصادی و غیره استفاده میکند. روند استفاده از آن به این صورت است که ابتدا با زمینهسازی و تشویق انتقادهای داخلی در کشور هدف، آشوب و التهاب ایجاد میکنند، در ادامه با توصیف سیاستها و اقدامات داخلی آن کشور به عنوان نسلکشی یا جنایت علیه بشریت و استفاده از زبان شدید و احساسی، برای توجیه تحریم یا حمله آماده میشوند؛ در ادامه با اعلام تحریم و اقدامات سیاسی از قبیل اعمال تحریمهای اقتصادی، ممنوعیت تجارت، ممنوعیت سرمایهگذاری و … کشور هدف را به سمت بحران اقتصادی و سیاسی سوق داده و منجر به کاهش درآمد، تورم، بیکاری و ناامیدی در جامعه شده در نتیجه با تضعیف دولت و حکومت هدف، زمینه برای مداخله نظامی یا تغییر سیاسی مطلوب برای آنها ایجاد میشود.
در حوادث اخیر نسخه بهروز شده و غیرانسانیتری از این مدل اجرا شده است و آن استفاده از پروژه کشتهسازی است؛ در واقع آمریکا برای پیداکردن بهانه حقوق بشری و توجیه اقدامات خصمانه خود، سراغ جان انسانهای بیگناه رفته است و از این طریق با اجیرکردن تروریستهای سفاک و خونریز و انداختن آنها به جان مردم بیگناه، کشتههای زیادی روی دست حکومت قرار خواهد داد و این امر، بهانه را برای اتهامات حقوق بشری فراهم میکند و این اقدامات میتواند مقدمه تحریم و حتی مداخله نظامی آمریکا علیه ایران باشد. با دیدن این حجم از خباثت و پلیدی، باید گفت که به حق “آمریکا شیطان بزرگ است”.









